زن و مرد هرگز پیر نشدند!
زن و مرد نزدیک به صد سال عمر کردند. و اغلب همان خواب را دیدند. دخترک همان دخترک بود و زن مرد در جوانی. زن و مردی که هرگز پیر نشدند، در خواب.
نوشته شده در نوشته های دیگران, داستان کوتاه
ملی مذهبی دو آتشه شدم!
ملی مذهبی دو آتشه شدم!
با پوزش فراوان از ملی مذهبی ها که انقدر بد در باره شان نوشتم. نه تنها خودم بلکه از جانب تمام هموطنانم که آنها را به فریبکاری متهم می کنند. جان عمه هایتان نگویید که گرگ همان گرگ است، در لباس دیگر. نگویید اینها یک مشت دروغ گو و فریبکارند و ما دیگر گولشان را نمی خوریم.
«آیت الله خمینی» در پاریس فرمودند: «ما زندانی ها را آزاد می کنیم. ما نفت، نان، آب، گوشت، خانه، و… را مجانی می کنیم». دیدیم هم که به قولش عمل کرد.
برنامه ملی مذهبی ها؛ نان مجانی با پنیر. آب مجانی با یخ و شربت به لیمو. نفت مجانی با بخاری. برق مجانی با لامپ. گوشت مجانی تنها کبابی با منقل گازی . میوه مجانی پوست کنده. خانه مجانی با کولر و استخر. اتومبیل مجانی با بنزین و لوازم یدکی. بیمارستان و داروی مجانی با اتاق یک نفره و پرستار خصوصی، و… برابری زن و مرد؟ یک مرد باید دو تا زن بگیرد، تا با او برابر باشند. اینها نه تنها زندانی ها را آزاد می کنند، بلکه اجازه می دهند هر کجا که می خواهند بروند، و خرج مسافرات آنها را هم می پردازند. با این شرایط همه ایرانیان خارج از کشور به ایران برمی گردند. من یکی که ملی مذهبی دو آتشه شدم.
به جای سکولار (جدایی دین از دولت)، در مرامنامه ملی مذهبی ها، جدایی مرد از زن خواهد بود. برای حقوق بشر، باید اول بشر بودن خود را ثابت کنیم تا حقوق ( جیره خوار و مزدور باشم) بگیریم.
هوطنان عزیز حق دارید بگویید، مار گزیده، از طناب سیاه سپید می ترسد. یا اینکه سالی که نکوست، از بهارش پیداست، ماستی که ترش است، از تقارش پیداست.
5 فروردین 1393 ــ 25 مارس 2014 ــ بلژیک ــ اردوخانی
نوشته شده در منتشر نشده ها
شیفته این سخن
شیفته این سخن
آن زمان که لب بر لب است،
دیده سخنگوی لب است.
رقص میان و دست افشاندن زن
زیباتر از هر سخن است.
پای کوبیدن و لرزش سینه او،
خوبتر از هر هنر است.
من نگویم سخنی زان بیش که
دلم شیفته این سخن است.
نوشته شده در منتشر نشده ها, شعر
بز شناسی!
بز شناسی!
«حاج محسن» وقتی میاد اروپا، یک تاکسی می گیره، یه راست میره خونه اش، قبل از سلام و احوالپرسی با مادر بچه ها و بچه ها، ریش توپی اش رو تبدیل به ریش «پروفسوری» (بزی) می کنه.(کاری نداریم که حاج آقا یه زن صیغه هم تو تهرون داره، حاج خانم هم می دونه، ولی صرف نمی کنه که به روی شوهرش بیاره، صیغه دیدی، ندیدی…) بعد از چند روز حاج آقا با ریش «بزی» میره سراغ رفقای قدیمش و برای خوشایند اونها تا دلتون بخواد از آخوند ها بد می گه و پا به پای رفقا ودکا و ویسکی می خوره. و برای اینکه دست و دلبازیش رو نشون بده و بگه چقدر «لارژه» (نپرسین از کجا) به حاج خانم می گه بساط کباب رو به راه بندازه، و رفقا رو دعوت می کنه. بساط عرق خوری هم به راه است. اینم بگم که اینجا هرکی بهش بگه حاجی، می گه؛ «حاجی خودتی با هفت پشت ات». ولی تو ایران هرکی حاجی صداش نکنه، جوابش رو نمی ده.
بعد از یک ماهی، وقتی می خواد برگرده ایران، دو هفته ای از خونه تکون نمی خوره و هیچ کس رو هم نمی بیه تا ریش بزیش تبدیل به ریش آخوندی بشه. و با دست پر برای «صیغه اش» یه راست می ره فردوگاه و مواظبه که با ایرونی ها برخورد نکنه.
حاج آقا تو ایران چند تا شرکت داره که وابسته است به سپاه. ایشون سهم امام و امامزاده ها رو هم فراموش نمی کنه. اونجا مرتب تو نماز جمعه شرکت میکنه، تا دلتون بخواد از ایرانی مقیم در خارج بد می گه، و از اینکه غربی ها همشون فاسدن حرف می زنه. یکی از این آدم (بلانسبت) نمی پرسه اگه این غربی ها فاسدن، زن و بچه تو اونجا چکار می کنن؟
بعد از یک ماهی، وقتی می خواد برگرده ایران، دو هفته ای از خونه تکون نمی خوره و هیچ کس رو هم نمی بیه تا ریش بزیش تبدیل به ریش آخوندی بشه. و با دست پر برای «صیغه اش» یه راست می ره فردوگاه و مواظبه که با ایرونی ها برخورد نکنه.
حاج آقا تو ایران چند تا شرکت داره که وابسته است به سپاه. ایشون سهم امام و امامزاده ها رو هم فراموش نمی کنه. اونجا مرتب تو نماز جمعه شرکت میکنه، تا دلتون بخواد از ایرانی مقیم در خارج بد می گه، و از اینکه غربی ها همشون فاسدن حرف می زنه. یکی از این آدم (بلانسبت) نمی پرسه اگه این غربی ها فاسدن، زن و بچه تو اونجا چکار می کنن؟
نمی دونم چی بگم؟ فکر می کنم شما بهتر از من این «بزها» (بلانسبت بزها) رو می شناسین…
20 بهمن 1392 ــ 9 فوریه 2014
نوشته شده در منتشر نشده ها
ملی مذهبی، شرکت سهامی فریبکارانِ مرده پرست بدون مسئولیت
ملی مذهبی، شرکت سهامی فریبکارانِ مرده پرست بدون مسئولیت
شرکت هایی که رو به ورشکستگی می روند، سهامدارن عمده شان پیش از اعلام ورشکستگی شرکت جدیدی با نام دیگری ثبت می کنند، و پس از ورشکستگی کامل شرکت قبلی، با تبلیغ زیاد همان جنس ها را به نام و با بسته بندی دیگری، گرانتر می فروشند.
در حقیقت جنس همان جنس قبلی است، ولی نامش عوض شده. این یک نوع فریبکاری یا کلاه برداری قانونی است.
قربانیان این شرکت ها سهامداران کوچک، عده زیادی کارگر بیکار، و دولت است که دیگر نمی تواند مالیات های عقب افتاده اش را بگیرد.
[ملی- مذهبی، گرایشی سیاسی در ایرانِ پس از انقلاب ۱۳۵۷ است که پس از سرکوب شدید گروههای مختلف سیاسیِ شرکت کننده در انقلاب ایران، با این نام و گرایش شکل گرفتند. ریشههای این نوع فعالیت سیاسی که همراه با حفظ دین داری بود را می شد در نهضت آزادی وسازمان مجاهدین خلق مشاهده کرد. اما خود این اصطلاح، بعد از فوت آیت اله روح الله خمینی و در اواخر ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، به تدریج در برخی از نشریات و روزنامهها به کار برده شد و در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی گروهی سیاسی به نام «ملی- مذهبی»ها (شورای فعالان ملی-مذهبی ایران) اعلام موجودیت کرد.]1
به گمان من، چندی از دست اندر کاران (شریک های) جمهوری اسلامی، فکر کردند که حکومت رو به ورشکستی است، پس چه بهتر که قبل از ورشکستی کامل شرکتی با نام «ملی مذهبی» ثبت کنیم، تا پس از ورشکستگی جمهوری اسلامی همان عوام فریبی را به رنگ دیگری و با قیمت بیشتری بفروشیم، و تا مردم بفهمند جنس همان جنس است، تنها نام و بسته بندی اش عوض شده، سالها (مانند دولت مردان کنونی) حکومت خواهیم کرد.
[علی شریعتی مزینانی، مشهور به دکتر علی شریعتی آذر ۱۳۱۲ در روستای کاهک، سبزوار متولد شد. او در ۲۹ خرداد 1356 درگذشت. وی نویسنده، جامعهشناس، تاریخشناس و پژوهشگر دینی اهل ایران، از مبارزان و فعالان مذهبی و سیاسی و از نظریهپردازان انقلاب اسلامی ایران بود که در سن چهل و چهارسالگی بهصورت مشکوکی در انگلستان درگذشت، و هماکنون آرامگاه وی در مکانی نزد مقبره حضرت زینب کبری در دمشق سوریه است.]2
چرا «علی شریعتی» که یکی از تئوریسن های بزرگ ملی مذهبی هاست، آرامگاهش در مکانی نزدیک مقبره حضرت زینب کبری در دمشق سوریه است؟ شاید بگویند شاه نخواست در ایران به خاک سپرده شود، به این دلیل که می توانست زیارتگاه مردم شود. می توان پرسید؛ جای دیگری غیر از مقبره حضرت زینب نبود؟ ملی و مذهبی با هم در تضادند. ملی- مذهبی شرکت سهامی فریبکاران مرده پرست بدون مسئولیت است. (ملی سنت های ملی، مذهبی سنت های عرب زمان جهالت)
[علی شریعتی در بین سالهای ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۴ در فرانسه زندگی میکرد. او در سال ۱۹۶۳ تز دکترایش را در ۱۵۵ صفحه به زبان فرانسه و با عنوان «فضائل بلخ» ارائه کرد. تز او در واقع ترجمهای بود از بخش سوم یک کتاب قرن سیزدهم میلادی از صفیالدین بلخی. تز دکترای شریعتی زیر نظر او توانست با کمترین نمره ممکن که فقط برای قبولی کافی است مدرک خود را بگیرد. برخی به اشتباه نوشتهاند که او مدرک دکترایش را در جامعهشناسی یا تاریخ ادیان یا هر دو گرفتهاست. برخی به اشتباه نوشتهاند که او مدرک دکترایش را در جامعهشناسی یا تاریخ ادیان یا هر دو گرفتهاست. برخی نیز با توجه به تز دکترایش استدلال میکنند که مدرک دکترای او در زمنیه فیلولوژی است. عنوان رسمی مدرک او «تاریخ اسلام در قرون وسطی» بود. سفارت ایران در پاریس مدرک او را به عنوان مدرک دکترا در ادبیات به رسمیت شناخت.]3
1و2و3 بر گرفته از ویکی پدیای فارسی.
نوشته شده در منتشر نشده ها, ستم دینی
بی غیرت شدم، خاک بر سر شدم.
بابام با غیرت بود. نمی ذاشت ننه ام به کسی دست بده.
حالا زنم به هر مردی دست میده.
.وقتی مهمون مرد داشتیم، مردها اول غذا می خوردن، بلند می شدن می رفتن، بعد ننه مون.
حالا زنم با مردای غریبه سر یه میز می شینه. می گه و می خنده.
بی غیرت شدم، ننم سواد درست و حسابی نداشت. تو اکابر پیش ملا نماز ،روزه و دعا رو یاد گرفته بود.
حالا زنم دانشگاه رفته و همه چی رو بهتر از من می دونه.
بی غیرت شدم، خاک بر سر شدم.
ننم از دعای شب شنبه تا شب جمعه، تا دعای فرج، اعظم البلا و … واسه هر ساعت و هر روز و هر ماه یه دعا بلد بود و می خوند. اعمال شبای شعبون و رمضون و محرم و… یادش نمی رفت.
(برای اگاهی از تمام دعاها به کلیات مفاتیح الجنان، تالیف حاج شیخ عباس قمی طاب ثره، به خط حاج شیخ عباس مصباح زاد، ترجمه حاج شیخ مهدی قمشه ای استاد دانشگاه در 1333 صفحه مرا جعه کنید)خلاصه ننم شب و روز سر جانماز بود و دعا می خوند.
حالا زنم نمی دونه قبله کدوم طرفه.
بی غیرت شدم، خاک بر سر شدم.
( کاری نداریم به اینکه بابام می گفت که ننه ام خیلی مقدس و نجیبه. واسه اینکه مزاحم نماز و دعاش نشه، رفت یه زن گرفت که کمتر مقدس و نجیب بود!)بابام روزی دو ــ سه تومن به ننم خرجی می داد.
حالا زنم کار می کنه و حقوقش از من بیشتره. این منم که وسط ماه کم می آرم ئ باهاس از اون پول بگیرم.
ننم پاشو از خونه بیرون نمی ذاشت.حالا زنم بدون اینکه از من بپرسه، اینور و اونور، کنگره و کنفرانس می ره..هرچی می خواستیم. پیازی و یخی و چینی بند زن و پرتقالی و صابونی، … با خرشون می اوردن دم خونه. پارچه رو هم بزازی با دوچرخه. بقیش رو بابام می خرید، یا ننم پول می داد ما می رفتیم و می خریدم.
حالا زنم خودش هرچی دلش می خواد می خره. از منم نمی پرسه.
بی غیرت شدم خاک بر سر شدم.
ننم هر دو- سه هفته یه بار بقچه اش رو می زد زیر بغلش و می رفت حموم. یادم میاد تو چله تابستون که هوا خیلی گرم بود، ننم با پیرهن و چارقد می رفت تو حوض. به من می گفت برو رو پشت بون کشیک بده تا نکنه مرد نامحرمی بیاد ببینه. منم مثه یه سرباز شجاع و با غیرت مواظب بودم. ( ولی یواشکی هم زاغ سیاه خونه مردم رو چوب می زدم و چش چرونی می کردم.*)-9*8888
حالا من و زنم می ریم کنار دریا، اون جلوی زن و مرد مایو دو تیکه می پوشه. می گم یه تیکه بپوش!
می گه عزیزم کدوم تیکه اش رو در بیارم؟
بی غیرت شدم خاک بر سر شدم.
ننم جرات نداشت رو حرف بابام حرفی بزنه و جوابش رو یده. خوب می دونس زنه و نصف مرده، از نصف هم کمتر. باهاس از بابام حرف شنویی کنه. زنی گفتن، مردی گفتن.
حالا زنم میگه یکی تو، یکی من. والله دو تا اونه یکی من. باهاس ظرف بشورم، خرید کنم، غذا بپزم…
بی غیرت شدم، خاک بر سر شدم.
خوش به حال بابام که غیرت داشت، شما رو نمی دونم!؟
من که بی غیرت شدم، خاک بر سر شدم.
*در گذشته به زاج، زاغ هم می گفتند. البته امروزه در بعضی جاهای ایران مثل کرمان زاغ گفته می شود!
زاج ماده ای معدنی است که انواع سیاه و سفید و غیره دارد که در صنعت نساجی و فرش بافی از آن برای خوشرنگ تر و براقتر شدن فرش و پارچه و چرم استفاده می شود!
زمانی که فرش یا نخ یا پارچه کسی خوب از آب در می آمد، رقبا منتظر فرصتی بودند که چوبی در ظرف زاج بگردانند، و از ترکیبات دیگر محلول یا نسبت آب با زاج اطلاعی کسب کنند!
پس از آن ضرب المثل جا افتاد که فلانی داره زاغ سیاه فلانی رو چوب میزنه! که سر از کارش در بیارورد!
5 تیر 1390 ــ 26 ژوئن 2011 ــ بلژیک ــ اردوخانی
نوشته شده در منتشر نشده ها
شعری از یک شاعر گمنام
اینم یه شعر از شاعر گمنام ، از حال و هوای این روزهای ماااا
نفس باد صبا آفت جان خواهد شد
عید می آید و اجناس گران خواهد شد
قیمت میوه و شیرینی و آجیل و لباس
باز سرویس گر فک و دهان خواهد شد
همسرم چند ورق لیست به من خواهد داد
و سرا پای وجودم نگران خواهد شد
می زنم ساز مخالف دو سه روزی اما
عاقبت هرچه که او گفت همان خواهد شد
می رسد مرحله ی سخت و نفس گیر خرید
نوبت گند ترین کار جهان خواهد شد
کل عیدی و حقوقم به شبی خواهد رفت
بر سر جیب بغل ،فاتحه خوان باید شد
یک الف آدم و یک عائله آنهم پر خرج
وقت فرسودن اعصاب و روان خواهد شد
پول را با علف خرس یکی می دانند
فکر کردید که منطق سرشان خواهد شد
هانیه نعره بر آرد که ندارم مانتو
کامران از پی او تیز دوان خواهد شد
که پدر کفش و کت و پیرهنی می خواهم
بعد از او نسترنم مرثیه خوان خواهد شد
سام هم لنگه ی جوراب به پا می گوید
شستم از پنجه اش امسال عیان خواهد شد
قیمت پسته به قلب من ِآسیب پذیر
باز هم وای که آسیب رسان خواهد شد
زیر بازارچه با قیمت ماهی یا گوشت
آسمان دور سرم پُر دَ وَران خواهد شد
مغز گردو شده مانند طلا مثقا لی
مغزم از قیمت آن سوت کشان خواهد شد
کمرم گشت که در خانه تکانی سرویس
حالیا نوبت این فک و دهان خواهد شد
نوشته شده در منتشر نشده ها, طنز
مقام زن!
مقام زن!
کافی است مقام زن را (تنها دیدشان را به بهشت) در چهار دین»زرتشتی» «مسیحی» «اسلام» » یهودی» با هم مقایسه کنیم، تا ببینیم زن (حوری) در «اسلام و یهوی» تنها برای ارضا جنسی مرد به دنیا آمده. این نه تنها توهینی است به مقام زن، بلکه احساس، و عشق مهر را هم در وجود مرد و زن نادیده گرفته.
(بر گرفته از ویکی پدیا فارسی)
1 ـــ زرتشتی
از ۱۸۰۰ سال پیش از مسیح، دین زرتشت سخن روز قیامت را مطرح کرده و آتشگاه (جهنم) و پردیس (بهشت) را توصیف میکند. روح مرده سه روز در کنار جسد میماند و سحر گاهان روز چهارم به سوی پل چینوت در قلّهٔ کوه البرز (بلخ) روان میشود. در آنجا در دادگاهی در حضور ایزدان سروش، رشن و اشتاد و نظارت ایندرا و میترا برگزار و با ترازو به کارهای نیک و زشت او رسیدگی میشود تا بتوان دید کدامین کفه ترازو سنگین تر است. سپس انسان نیک سرشت از راهی نورانی به سوی پردیس (بهشت) و انسان گنهکار به درهای پرتاب میشود و دیوها او را از آنجا به دوزخ می برند.[۱][۲]
2 ــ مسیحیت
کشور فلسطین و قدس سرزمین و شهر پاک خداست و خداوند در کتاب انجیل بهشت را قدس آسمانی مینامد که با طلا و نقره و انواع جواهرات زیبنده شده و خداوند بر همه چیز کنترل دارد و در آنجا به کسانی که به بهشت میروند که باورمندان مسیح هستند بدنهای جدیدی می دهند که در آنها شهوت و گرسنگی و بیماری و درد نیست و اشخاصی که این بدنها را دریافت میکنند در مرکز قدس آسمانی همیشه خداوند را با سرود و آواز و سازهای زیبا و رقص به همراه فرشتگان می پرستند و اشخاصی که این بدنهای نو را دارند (یعنی کسانی که در بهشت هستند) به هیچ عنوان از پرستش و عشق ورزیدن به خدا خسته نمی شوند و همیشه در شادی و آرامش او خواهند بود (مکاشفه یوحنا باب ۲۱ آیات ۱ تا ۶ | باب ۲۱ آیات ۱۵ تا ۲۷)
3 ــ اسلام
حور یا حورٌ عین (در فارسی امروزی حوری و حور العین) به عقیده مسلمانان و به تصریح قرآن، زنانی زیبا، سیهچشم و بکرند که در بهشت همنشین مردان پارسا خواهند شد.
4 ــ یهودیت
زن در بین عشایر بنیاسرائیل، خرید و فروش میشده است؛ در تورات، پدر در برابر دریافت حق پدری، که بهای دختر باکره نامیده میشد،[۹] دختر خود را به شوهر میفروخت و هنگامی که این معامله انجام میگرفت و دختر نامزد میشد، مورد تملک مرد قرار میگرفت.[۱۰] مرد اجازه داشت هر اندازه که داراییاش به او اجازه میدهد، زن اختیار کند و یا از بازار، کنیز و همخوابه خریداری نماید.
هر چند بیرون کردن زن که در حکم طلاق بود، برای مرد بسیار ساده انجام میگرفت،[۱۱] جدایی زن از مرد تنها در صورتی امکان داشت که مرد به آن رضایت دهد.
در کتاب تورات، مردی که زن خود را مورد گمان قرار میدهد، میبایست به کاهن نیاز پرداخته و کاهن با تشریفات خاصی زن را مورد لعنت و نفرین قرار دهد و آب مخصوص تکفیر را به او بخوراند تا اگر مرتکب گناهی شده که کسی شاهد آن نبوده است، آب لعنت وارد احشای او شده، ران او شاقط و شکمش منتفخ گردد.[۱۲]
در میثاق یهوه آمده است، اگر مردی به دختری تجاوز کند، باید بهای دختر را تماماً به پدر او بپردازد.[۱۳] این بها پنجاه شکل نقره تعیین شده است.[۱۴]
در تورات، زنی که از طرف مردی رها شده است با زن فاحشه همپایه است و دینداران یهودی از ازدواج با چنین زنانی برحذر داشته شدهاند.[۱۵]
بر اساس حکم تورات، اگر مردی با زنی ازدواج کرده، ولی پس از مدتی از او سیر شده به او تهمت زند که تو پیش از زناشویی و در خانه پدرت با مرد دیگری همخوابه شدهای، پدر زن موظف است جامه خونین شب زفاف را که بیانگر باکره بودن دختر او بوده است، به دادگاه بنمایاند، وگرنه زن محکوم به سنگسار میشود.[
9 اسفند ــ 1392 ــ 28 فوریه 2014 ــ اردوخانی ــ بلژیک
نوشته شده در منتشر نشده ها
آشنایی با بزرگان کرد
آشنایی با بزرگان کرد
بیش از یکسال است که افتخار آشنایی با چندی از «کردها» نصیب من شده. در این مدت پی بردم که «کردها» نژاد پرست نیستند، ولی خودشان را بهترین ملت دنیا می دانند. و کم پیش می آید که با ملت های دیگر رفت و آمد کنند.
شاعران کرد ــ مولوی، منوچهری، ناصر خسرو، نظامی، عطار، شهریار، عبید زاکانی، عراقی، بهار، پروین اعتصامی، فروغ، جامی، سعدی، حافظ، خاقانی، به ویژه فردوسی…
فیلسوفان کردــ بزرگمهر، مانی، زرتشت، فارابی، زکریای رازی، فخر رازی، ابن سینا، خیام، ابوریحان بیرونی، خواجه نصرالدین طوسی، ملا صدرا، سهروردی، عین القضات، قطب الدین کردی ( شیرازی)، مرتضی کردی( طالقانی)، میر احمد کردی (آشتیانی)…
نویسندگان و نقاشان کردــ استاد فرشچیان، عباس کاتوزیان، مهرداد جمشیدی، و… کرد بودند و خودشان هم نمی دانستند.محمدعلی جمالزاده، اسماعیل اسدی دارستانی، صادق هدایت، محمود دولت آبادی، هوشنگ گلشیری، بزرگ علوی، سیمین دانشور، میرزا محمدعلی نقیبالممالک، نویسنده امیر ارسلان نامدار، زینالعابدین مراغهای، ،احمد محمود، صادق چوبک، زویا پیرزاد، دهخدا، ذبیح الله منصوری و…
مخترعین، نویسندگان و نقاشان معروف کرد خارج ار کردستان ــ ادیسون، آمپر، انیشتین، اوپنهایمر، الفرود نوبل، جیمز وات، بیل گیتز، و شکسپیر، گوته، دانته، مولیر، ارنست همینگوی، ویرجینا ولف، ویکتور هوگو، مارسل پروست، ویلیام والکنر و… لیوناردو داوینچی، ونسان وان کوک، رامبرانت، پل گوگن، اگوست رنوار، و …
از سقراط، افلاطون، زگنوفون، ارسطو، اپیکور، فیثاغورس، فیلسوفان یونان گرفته تا فیلسوفان قرن نوزدهم و بیستم مانند، هگل، شوپنهاور، کارل مارکس ،انگلس، فردریک نیچه، ماکس وبل، برتراند راسل، مارتین هایدگر، سیمون دو بوار، زیگموند فروید کرد بودند… و همچنین گاندی، مصدق، امیر کبیر، نلسون ماندلا…
کردها آنقدر خوب ودل رحم هستند که سر گوسفندانشان را هم فارس ها و ترک ها می برند. قاتل، دزد در تمام تاریخ بین شان پیدا نشده و نمی شود. دروغ و دورویی در بینشان ناشناخته است. با واژه کلاهبرداری آشنا نیستند…
بنده کمترین افتخار می کنم به اینکه به مدت کوتاهی همنشینی با کردها، به قسمت کوچکی از تاریخ پر افتخارشان پی بردم. امیدوارم و آرزو می کنم، کسان دیگری هم پیدا شوند و در این راه گام های بزرگتری بردارند .
1 اسفند 1392 ــ 10 فوریه 2014 ــ اردوخانی ــ بلژیک
نوشته شده در منتشر نشده ها
ملی مذهبی !
*ملی مذهبی !
راستش رو بخواهید خیلی چیز ها را در این دنیا نمی فهمم. مثلا چطور یک موشک با چند تا شوفر به کره ماه می رود؟
در کره ماه، آیا آثار زخم » شق الدمر» (*شق القمر) هنوز هم قابل دیدن است؟ و خیلی چیزهای دیگر، که برام قابل درک نیستند. از جمله «ملی مذهبی». معنی ملی اش را فهمیدم. یعنی محافظ منافع ملی. ولی مذهبیش را نفهمیدم.
ملی مذهبی یک فرقه است؟ حزب است؟ گروه تاتر و سینما است؟ گروه خوانندگان و رقاصان است؟ گروه روشنفکران است خیر سرشان؟ اتحادیه کله پزان یا لبو فروشان و قنادان است؟ و …
با روی کار آمدن «ملی مذهبی ها» «مذهب» همان «شیعه دوازه امامی» خواهد بود؟ آیا صدو بیست و چهار هزار پیغمبر، و چهارده معصوم را قبول خواهند داشت؟ و آیا باید از بیست هزار امامزاده هنوز انتطار معجزه داشت؟ به انقلاب اسلامی همچنان پای بند خواهند بود؟
«شق الدمر» را قبول دارند؟ آیا حدیث های عالم چاخان، مرحوم «ملا محمد باقر مجلسی» را در «حلیه المتقین» می پذیرند؟ و انواع جماع با انسان و حیوان جز درسهای دانشگاهی خواهد بود؟ حکم اعدام را لغو خواهند کرد، و زندانیان سیاسی آزاد خواهند شد؟
برای معالجه انواع بیماری ها به کلیات «مفاتیح الجنون» تالیف حاج شیخ «عباس قمی» مراجعه می کنند؟
داشتن چهار زن شرعی و بی نهایت صیغه را قبول دارند؟ آیا معتفدند که زن از دنده چپ مرد بیرون آمده؟ و شهات دو زن برابر یک مرد است؟ آیا حجاب اسلامی اجباری ادامه خواهد داشت؟ و زنها بدون اجازه شوهر، برادر، یا پدر و پدر بزرگ حق مسافرت خواهد داشت؟ نماز و روزه بر هر مسلمان واجب خواهد بود؟ عزاداری ها همراه با سینه زنی و زنجیر زنی و قمه زنی ادامه خواهد داشت؟ سپاه پاسداران و بسیج که پایه جمهوری اسلامی است، همچنان حفظ خواهند شد؟ بیمه اسلامی که هر کس شهید شود یکراست به بهشت روانه خواهد شد، و آنجا کاری نمی کند جز خوردن، خوابیدن و با حوریان جماع کردن، ادامه خواهد داشت؟ و هر بار نزدیکی با همسر برابر هفتاد سال عبادت خواهد بود؟
آیا دیگر مذهب ها هم حقوق برابر با مسلمانان شیعه خواهند داشت؟ رای مردم محترم شمرده خواهد شد؟ رهبر جایگاهش را حفظ خواهد کرد؟ اجازه می دهند اتحادیه های مستقل ایجاد شود؟ حزب های دیگر هم اجازه شرکت در انتخابات را خواهند داشت؟ نشریات می توانند آزادانه از دولت انتقاد کنند؟
«ملی مذهبی» ها با در دست گرفتن قدرت، باند مافیای جدیدی را جایگزین مافیای کنونی نمی کنند؟ تکلیف میلیاردها دلار که از کشور خارج شده چه می شود؟ و کسانی که این پول های هنگفت را خارج کرده اند محاکمه خواهند شد، حتی اگر دست اندر کاران رژیم کنونی باشند؟ «ملی مذهبی» ها آزادی و رفاه برای ملت ایران به ارمغان خواهند آورد؟ یا اینکه چه خواجه علی، چه علی خواجه؟ و خیلی پرسش های دیگر.
من از آقایان سروش، گنجی، کدیور، مهاجرانی و عبدالعلی بازرگان و سایر سران «ملی مذهبی» خواهش می کنم، یک به یک پرسش های من را پاسخ دقیق بدهند، و بگویید «چه برنامه ای برای آینده ایران دارید» و فرق شما با حکومت کنوی در چه چیز است. خواهش می کنم که از سفسطه و مغلطه خود داری کنند. (خیلی از هموطنان ما این پرسش ها را از خود می کنند، و پاسخی برای آنها ندارند)
ویکی پدیا
*شقالقمر (به عربی: انشقاق القمر) معجزهای است که در روایات اسلامی به محمد، پیامبر اسلام، نسبت داده شده و گفته شده که ماه به اشاره وی و برای مدت کوتاهی از هم شکافته و یا دونیم شده است.
( فکر نمی کنم حضرت محمد چنین ادعایی کرده باشد)
به گفته محقق مسلمان، یوسف علی، ممکن است ماه مجدد هنگام نزدیک شدن روز قیامت شکافته شود.
*ملی مذهبی گرایشی سیاسی در ایرانِ پس از انقلاب ۱۳۵۷ است که پس از سرکوب شدید گروههای مختلف سیاسیِ شرکت کننده در انقلاب ایران، با این نام و گرایش شکل گرفتند. ریشههای این نوع فعالیت سیاسی همراه با حفظ دین داری (اسلام، شیعه) را می شد
6 اسفند 1392 ــ 25 فوریه 2014 ــ بلژیک ــ اردوخانی
نوشته شده در منتشر نشده ها

دیدگاه های تازه