نگاشته شده توسط: ordoukhani | جون 11, 2026

آرزو های بر باد رفته!



دوست ارجمندم رضا علامه زاده ، فیلم نامه «وصیت نامه ققنوس» را به من هدیه کرد. از مهرش بی نهایت سپاسگزارم. «این فیلم نامه» داستان رفتن «شاملو و آیدا» به «یوش» دیدار مزار «نیما یوشیخ» است. با زنج و درد بسیارشاملو و بریدن شدن یک پایش.
در حال خواندن این فیلم نامه یک جمله در درونم زمزمه کرد. «آرزوهای بر باد رفته».
می خواهم به دوست ارجمندم رضا علامه زاده بگویم: تو تنها نیستی که این آرزوی ات بر باد رفته،

با این انقلاب آرزوی ملتی بر باد رفت. 

می لرزم!

دست و پایم می لرزد،

خیال و روانم می لرزد.

میز می لرزد، قلم در دست می لرزد.

بر صخره ای بلند نگران نشسته ام، صخره می لرزد،

در خیالم به دنبال سیمرغی که زین لرزش  برهاندم می گردم،

 جغد پیری می آید و می گوید زچه می لرزی؟

مرگ لحظه ای بیش نیست،

می گویمش، ز مرگ نمی لرزم،

می لرزم، از آنکه که خیال و کاغذ و قلم می لرزاند،

ز لرزش این دنیا، می لرزم که می لرزد.
21 خرداد 1405 ــ 11 ژوئن 2026 ــ اردوخانی بلژیک


بیان دیدگاه

دسته‌بندی