نگاشته شده توسط: ordoukhani | اکتبر 5, 2011

راضیم به رضای تو!

راضیم به رضای تو!

آقا پشت میزی در برابر جمع زیادی نشسته بود و از رفتار جوانان با پدر و مادر، با خواهر و برادر، با دوست و آشنا، در و همسایه سخنرانی  می کرد و پند و اندرز می داد که ناگهان کودکی پنجاه ــ شصت، شاید هم شصت ــ هفتاد ساله در حال چرت زدن، باد پر صدایی از خود خارج کرد. سخنران از سخنرانی دست کشید، گویی لحظه ای حاضرین را برق گرفته، پس از
آن یکباره همگان رو به کودک، او را متهم به بی ادبی، لاتی، بی شعوری و نفهمی کردند. در ضمن سخنران که تا کنون از ادب سخن می گفت، رکیک ترین ناسزاها را (که از گفتنش
شرم دارم) نثار کودک کرد.

من که تا کنون ساکت بودم، برخاستم و فریاد زدم، دوستان توجه کنید! «مگر نه اینکه برگی از درخت بر زمین نمی افتد، پرنده ای به پرواز در نمی آید، سنگی از روی سنگی تکان نمی خورد، قطره آبی از چشمه روان نمی شود، دریا موج نمی زند،… بدون خواست خدا. قبوال دارید»؟ همگان گفتند: «آری».

سپس گفتم: «در اینصورت هیچ بمبی بر سر مردم بیگناه نمی افتد و هزارن کشته و زخمی به جای نمی گذارد، شهر ها را با خاک یکسان نمی کند، هیچ سیلی روان نمی شود،هیچ زلزله ای بروز نمی کند و هزارن را بی خانمان نمی کند، هیچ کشت و کشتاری صورت نمی گیرد، هیچ آتش سوزی اتفاق نمی افتد، میلیون ها از گرسنگی نمی میرند … بدون خواست خدا! و هیچ بادی هم از شکم کودکی خارج نمی شود، بدون خواست خدا»! پس از این سخنان خردمندانه همگان از کودک پورش خواستند و دست به سوی آسمان بلند کردند و
گفتند: «راضیم به رضای تو»!

29 مهر 1390 ــ 1 اکتبر 2011 ــ بلژیک ــ اورایز ــ اردوخانی

Advertisements

Responses

  1. مسُله این است ان کودک را میشناسیم یانه؟ ایا همانست که من فکر میکنم .

  2. چه زمانی ما با خواندن مطلبی می گوئیم جالب بود خوشم آمد؟معمولاً آنرا یادداشت نمی کنیم. در ذهن نگهمداریم سپس فراموش می کنیم. این با رمن کار دیگری می کنم آنرا یادداشت می کنم:
    1- این ترکیب برای من جالب بود: تا حال برخورد نکرده بودم
    کودکی پنجاه ــ شصت، شاید هم شصت ــ هفتاد ساله در حال چرت زدن،….
    2- نگارنده زیر چه فشارهایی قرار داشته است که از این موضوع:من که تا کنون ساکت بودم، ….
    چنین نتیجه ایی گرفته است: هیچ بادی هم از شکم کودکی خارج نمی شود، بدون خواست خدا”!
    این دو مورد برایم جالب بودند. از انجائیکه نوشته زمان ندارد احتمالا ً باید متعلق به گذشته بلژیکی باشد نه گذشته ایرانی

    بنظر من برق گرفتگی متضاد مناسبی برای از صدای بلند نمی باشد. بنظر میرسد کنتراست دیگری می بایستی بکار برده می شد. والله و اعلم. من نویسنده نیستم نویسندگان را دوست دارم( اروای عمش- آقا امام زمان مقصود بود)


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: