نگاشته شده توسط: ordoukhani | آگوست 1, 2014

بازار مشترک اسراییل را تحریم کرد !

بازار مشترک اسراییل را تحریم کرد !

بالاخره پس از کشت و کشتار زیاد در فلسطین به وسیله ارتش اسراییل، بازار مشترک اروپا تصمیم گرفت محصولات این کشور را تحریم کند. البته نه تحریمِ زیاد! بدین معنی که از «مدیر کل» سوپر مارکت ها با خواهش و تمنا خواست تا چنانچه مایل هستند،  روی محصولات اسراییل بنویسند؛ «محصول اسراییل»، تا مردم اگاه باشند، و چنانچه مایل باشند همدردی خود را با ملت فلسطین نشان دهند، از خرید انواع کنسرو، میوه و سایر محصولات اسراییل پرهیز کنند. مدیرکل های این سوپر مارکت ها هم در جواب گفتند: «کشورهای غربی فرستادن میلیاردها دلار اسلحه را به اسراییل تحریم نمی کنند، و اسراییل به تمام قطعنامه های سازمان ملل محل سگ هم نمی گذارد، حالا شما می خواهید ما را از فروش چند تا بادمجان اسراییلی منع کنید؟! به گفته ایرانی ها؛ اگر بیل زنید، اول در … خود را بیل بزنید»…

با وجودیکه  روی قوطی های کنسرو به تمام زبان ها از جمله؛ عبرو، عربی، فارسی، انگلیسی، آلمانی، چینی، ژاپنی، و تمام زبان های مرده و زنده نوشته شده: «محصول اسراییل»، ولی در همه سوپر مارکت های عرب و ایرانی تمام فراورده های اسراییلی با قیمت مناسب به مقدار زیاد یافت می شود. و مشتریان ایرانی و عرب با آگاهی کامل آنها را خریداری می کنند. درسوپر مارکت های کشورهای عرب به ویژه کشورهای خلیج فارس هم اینگونه محصولات به راحتی یافت می شود و مشتریان زیادی هم دارد. چرا؟

مسلمانان جهان به خود می گویند: «حکومت های کشورهای ثروتمند بی غیرت و بی وجدان عرب، نمی خواهند باسن مبارکشان را با شاخ گاو در بیاندازند، و در کازینوها کنار ثروتمندان یهودی می نشینند، می گویند و می خندند، و پول های کلان می بازند. و تنها کاری که می کنند، با شکم پر در حرمسرای خود اسراییل را فقط با حرف ( آن هم یواشکی) محکوم می کنند. چرا ما خودمان را زحمت بدهیم؟ همین که از کار بی کار می شویم، و تظاهراتی به نفع ملت فلسطین می کنیم، کافی است.

8 مرداد 1393 ــ 30 ژوییه 2014 ــ بلژیک ــ اردوخانی

نگاشته شده توسط: ordoukhani | ژوئیه 29, 2014

کمبود آب، کردن ــ کردن

چاره کمبود آب!

به عمه جانم که بیشتر از 90 سال دارد و در تهران مقیم است، تلفن کردم. پس از احوالپرسی گفتم: «عمه جان می دونی که دولت گفته؛ ایران به ویژه تهران دچار کمبود آب شده، و امکان دارد آب را جیره بندی کنیم»؟ با خنده گفت: «می دونم، چرا به من چرا میگی، به خاله » عزت ات» (جاری ) بگو که هر وقت می رم خونه شون می بینم نیست، از نوه ها و نتیجه هاشون می پرسم مادربزرگتون کجاست؟ می خندن و میگن، داره غسل می کنه. وقتی از حموم میاد بیرون بهش میگم که خب عزت خانم ساعت آب گرم، خسته نباشی، نکنه بازم شب خوب نخوابیدی؟ بگو ببینم، به خورد شوهرت چی می دی که مجبوری هر روز –هر روز غسل کنی؟ بگو مام بدیم، بلکی سالی یکی– دو دفعه غسل برامون واجب شه؟ می خنده و میگه، والا نمی دونم خودش یواشکی یه چیزهایی می خره و می خوره، می خوای بدونی، از خودش بپرس».

عمه جان ادامه داد: «حالا این بیچاره هفته ای دوسه دفعه، با اون پای علیلش هر دفعه  پنج دقیقه می ره غسل  می کنه. ساختمون روبروی ما یه استخر بزرگ سرپوشیده دارن. مرتب یه عده زن و مرد توش مشغول غسل هستن. یه روز شوکت خانم که طبقه دوم می شینه، گفت که عمه  خانم ( به من میگه عمه خانم) شمام اگه یدفعه بیای تو این استخر غسل کنی، دلت می خواد هر روز بیای. یه روز ما هم رفتیم. چشمت روز بد نبینه، زن و مرد داشتن با هم غسل می کردن . گفتم بابا اینکه غسل کردن نیست، این کردن کردنه. اسم غسل رو خراب نکنید، ما اهل این جور غسل ها نیستیم. با حموم رفتن دو تا پنج دقیقه هر هفته » عزت» امثالش کمبود آب حاصل نمی شه. تو همین تهرون  صدها استخرهای تو این برج ها ست . اگه دولت مرده و زورش می رسه، بیاد جلوی پر کردن این استخر ها رو بگیره. اونوقت آب کم نمیاد».

30 تیر 1393 ــ 21 زوئیه 2014 ــ بلژیک ــ اردوخانی

نگاشته شده توسط: ordoukhani | ژوئیه 27, 2014

عرب های مست!

عرب های مست!

حکومت های دست نشانده مزدورِ عرب خلیج فارس، نوکر کشورهای غربی به ویژه؛ آمریکا، انگلیس و فرانسه هستند. دولتمردان این حکومت ها چشمشان تنها به دهان ارباب است. گوش شان تنها به ارباب بدهکار است. دهانشان بسته است، جرات اعتراض ندارند.  زندگی شان، هستی شان در دست ارباب است. ثروت شان بی حساب است، تنها برای ارباب خرج می کنند.

عربستان سعودی، کویت، قطر، بحرین، امارات متحده عربی و عمان با داشتن ثروت عظیم نفت ( باد آورده) از آمریکا، انگلیس و فرانسه، صد ها ملیارد دلار از مدرنترین اسحله ها را برای دفاع از مرزها وسرکوب مخالفین  شان خریده اند. کشورهای غربی با ترساندن کشورهای این منطقه از ایران به راحتی توانستند این اسلحه را به آنها بفروشند.  تنها عربستان سعودی با فروش نفت بیش از 677 میلیارد دلار درآمد در سال، داری چهارمین (یا پنجمین) ارتش دنیا است.

شاید مجموع  جنگ افزار کشورهای عرب خلیج فارس خیلی از ارتش اسراییل هم بیشتر است، ولی جرات و شهامت اینکه یک گلوله به طرف اسراییل شلیک کنند، و یا به ملت فلسطین کمکی بکنند را نداردند. حتی جرات توهین به اسراییل را هم ندارند. این سلاح ها مانند اسباب بازی است که جز هزینه استفاده دیگری برای این عرب ها ندارند و پس از مدت کوتاهی فرسوده می شوند. فکر می کنم با این پول یامفت چنانچه اعراب می خواستند، می توانستند قسمت زیادی از سرزمین فلسطین را بخرند. ولی اعراب منافع خود را در این می بینند که جنگ بین اسراییل و فلسطین( کشت و کشتار فلسطینی ها)هر چه بیشتر ادامه یابد.

نخست اینکه توانایی استفاده از  این ابزار جنگی بی نهایت مدرن را ندارند. و اگر هم توانایی آن را داشته باشند، بدون اجازه ارباب جراتش را ندارند. باید در دنیا باید جنگی باشد تا غرب بتواند اسلحه تولید کند، و هزاران نفر بر جمع بیکاران افزوده نشود. کشته شدن میلیون ها انسان بی گناه برایشان مهم نیست.
دولت های غربی به فساد بیش از حد حکام این کشورها آگاهند، می دانند برای عرب صحرا نشین مست، از همه چیز مهم تر عیش و عشرت است و بس.

شیخ های این کشورها پول بی اندازه ای را که از فروش نفت به دست می آورند، پس از خرید اسلحه و ساختن برج های آنچنانی (که آن هم به وسیله مهندسین غربی ساخته شده)، در کازینوهای معروف دنیا، مانند لاس وگاس، مونته کارلو* و… می بازند. چناچنه این کازینو ها را تحریم کنند، تمام آن ها ورشکست خوهند شد.

این شیخ ها علاوه بر باختن میلیون ها دلار در کازینوها، چندین میلیارد دلار به بانک های غرب سپرده اند، و سرمایه گذاری زیادی در آمریکا و اروپا با خرید؛ قصرها، کلوپ های فوتبال و غیره کرده اند که هر زمان که دولت های غربی بخواهند، می توانند به هردلیلی ملاخور کنند.


*موناکو با جمعیت 3000 نفری که تا سال 1861 زیر نفوذ ایتالیا بود به شکل خود مختار در آمد، و زبان رسمی اش تا صد سال بعد ایتالیایی بود، پس از آن فرانسوی شد. «مونته کارلو» ثروتمند ترین منطقه این کشور کوچک است. در آمد اصلی این کشور از کازینوی «مونته کارلو» می باشد. بزرگترین مشتریان این کشور شیخ های عرب خلیج فارس می باشند. ساکنان اصلی موناکو از همان سال 1861 حق ورود به کازینو را ندارند چرا که ثروت شان را از دست می دهند و کشور فقیر می شود. (این قانون شامل ملیت های دیگری که در «موناکو» اپارتمان و ویلا می خرند، و یا اجاره می کنند، نمی شود.

5 مرداد 1392 ــ 27 ژوییه 2014 ــ بلژیک ــ اردوخانی

نگاشته شده توسط: ordoukhani | ژوئیه 25, 2014

زد و زرپی انقلاب شد!

زد و زرپی انقلاب شد!

گفت: چهل ــ چهل پنج سال پیش، خیلی از فک و فامیل ها، و دوست آشناهامون اومده بودن اروپا، و دکتر مهندس شدن. شغل های خوبی هم تو ایران گیرشون اومده بود، فکر کردم، چه خوبه منم  برم زودی یک چیزی بشم و بر گردم.
اومدم اروپا، پس از پژوهش های زیاد، فهمیدم بهترین چیزی که باید بخونم نخست وزیریه. هر کی آزم می پرسید می خوای چی بخونی؟ می گفتم نخست وزیری. راستش رو بخواین هموطن هام به ما حسودیشون می شد و می خندیدن. آخه تا حالا کسی انقدر شهامت نداشت که رو راست بگه، می خوام نخست وزیری بخونم و یه ضرب نخست وزیر شم.
بازم پس از پژوهش های زیاد، پی برم که برای نخست وزیری باید اقتصاد خوند، حقوق خوند، جامعه شناسی خوند، هزار تا کوفت کاری دیگه. نابرده رنج گنج موثر نمی شود، مزد آن گرفت که جون عمه اش کار کرد.
یه سال رفتیم اقتصاد خودندیم، یه سال حقوق، یه سال جامعه شناسی، یه سال پزشکی، چند سال هم کوفت کاری دیگه.

یه سال قبل از انقلاب، یه سری رفقای ما که هر شب توی دانسینگ ها بودن و عرق می خوردن تا خر خره، دیدم یک شبه ریش گذاشتن و دم از اسلام و امام خمینی می زنن، زن و خواهرشون هم که مینی ژوپ می پوشیدن و عسل هر مجلس بودن، یه روزه مقنعه گذاشتن، چادر سرشون کردن، نماز خودن روزه گیر شدن. این تن بمیره نفهمیدم دنیا دست کیه؟ تا اومدیم بجنبیم، زد و زرپی انقلاب شد، اینها همه کاره.

3 مرداد 1393 ــ 25 ژوییه 2014 ــ بلژیک ــ اردوخانی

نگاشته شده توسط: ordoukhani | ژوئیه 20, 2014

روابط ایران و اسراییل درآینده؟

روابط ایران و اسراییل درآینده؟

خواندن این مقاله برای هر ایرانی واجب است.

با تمام فروتنی می گویم که من بزرگترین آینده نگر ایرانی هستم. بیشتر از سی سال است که در باره «روابط ایران و اسراییل در آینده» پژوهش کرده ام.
پس از پژوهش های زیاد در تاریخ جهان به ویژه ایران، از آن به ویژه تر تاریخ دوران صفوی و اواخر دوره ساسانی برای این پرسش که روابط «ایران و اسراییل» در آینده چگونه خواهد بود، توانستم پاسخی منطقی بنا بر داده های تاریخی دست یابم.

اسراییل هیچ زمان از سرزمین های فلسطینی که اشغال کرده عقب نشینی نخواهد کرد، بلکه آنقدر ملت فلسطین را زیر فشار قرار می دهد تا اینکه همه کشته شوند یا آواره گردند. پس از آن به کمک آمریکا نوبت مصر، لبنان، سوریه و اردن می رسد. و سپس عراق را تصاحب می کند، حکام این کشورها را دست نشانده خود می کنند. چنانچه از فرمان آنها خود داری کنند، آنها را با یک کودتا تغیر می دهند. بوسلیه همان حکومت ها مردم را سرکوب می کنند وبه برده داری وا می دارند. اینها کار کنند، مردم اسراییل بخورند، بخوابند و بگردند، و در برابر دیوار «ندبه» دولا و راست شوند. (آخوند در هر مذهبی وقتی چیزی گرفت، هرگز پس نمی دهد!!)

در این مقطع آخوندهای ما احساس خطر می کنند، مانند دوره ساسانیان که اول از همه موبدان مسلمان دو آتشه شدند

و یک شبه «خاخام» می شوند. بجای عمامه کلاه سیاه به سر می گذارند، پالتوی سیاه می پوشند، و می گذارند دو حلقه موی دو طرف صورتشان بلند شوند. به جای رفتن به مکه، به اورشلیم (بیت المقدس) می روند، از کلیمی ها کلیمی تر می شوند، در مقابل دیوار»ندبه» دولا و راست خواهند شد. پیغمبران آنان را می پرستند، مراسم مذهبی ما تبدیل به مراسم مذهبی کلیمی می گردد.
برای خودشان وچند هزار امامزاده، شجرنامه کلیمی می سازند. (امامزاده یک دکان پر در آمد برای آخوند ها است، و هرگز از آن صرف نظر نمی کنند!!)  و مانند دوران صفویه مردم را با شکنجه، کشت و کشار، و آدم خوری و زنده پوست کندن، مجبور می کنند تا کلیمی شوند. و به جای زبان عربی زبان عبری در مدارس به دانش آموزان می آموزند. دعاها از عربی تبدیل به عبرو می شوند.
در مورد کشورهای عربی خلیج فارس، چون آنها دست نشانده و نوکر خودشان هستند، تغیری نمی دهند.
این خلاصه کوتاهی بود از پژوهش های من که در آینده نزدیک ( نه خیلی نزدیک) به صورت کتابی با همین عنوان منتشر خوهم کرد.
در مورد زنان هیچ مشکلی وجود ندارد. حقوق زن در اسلام و یهودیت یکی است.

عید های مذهبی کلیمی

*برگزار کردن اعیاد در یهودیت ریشه مرکزی ارتباط بشر با خدا و جهان می‌باشد. اعیاد مذهبی که بیشتر نشانهٔ رویدادهای مذهبی نظیر خروج از مصر و نزول تورا و یا ارتباط با طبیعت دارند، این اعیاد شامل پسح یا فصح هم نماد آزادی است و هم شکل‌گیری قوم یهود.شاوت یا عید هفته‌ها.روش هشانا: عیدی است که نمود شروع سال یهودی است.یوم کیپور: روز آمرزش نیز شناخته می‌شود.عید سوکوت: دو هفته پس از روش هشانا و پنج روز پس از یوم کیپور آغاز می‌شود و هفت روز ادامه دارد. باورمندان یهودی در این مدت، به برپایی سوکا می‌پردازند.پوریم. سیمحات تورا. تو بیشوات.آسارا بتوت. تیشا بآو علاوه بر اعیاد و مناسبت های قید شده، مناسبتهای زیر نیز توسط بسیاری از یهودیان، بخصوص در اسرائیل بر‌گزار می‌شوند.

زن در مذهبی کلیمی

در تلمود بابلی، ربّی العازر بن صدوق شرحی بر آیهٔ صنیوت از کتاب میکاه نوشت و آن را با مفهومعفت همراه کرد.(رساله سُکّه ۴۹:۳) شرایع یهودیت در واقع مردان و زنان یهودی را به پوشانیدن بدنشان امر کرده است؛ بر اساس هلاخا بر زنان واجب است که موی سر را بپوشانند[۱۶]؛ بر مردان نیز جایز نبود که سرناپوشیده چهار ذراع راه بروند یا تورات را تلاوت کنند.[۱۷] هر چند پوشش سر مردان بیشتر نمادی از تقوای الهی تلّقی می‌شد و از قوانین صنیوت دانسته نمی‌شد. بر اساس تورات، شنیدن صدای آواز زنان عروه یا برهنگی دانسته می‌شود.[۱۸] اگر زنی صدایش به قدری بلند بود که وقتی در خانه‌اش سخن می‌گفت، همسایگان قادر به شنیدن صدایش بودند، مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.[۱۹] بر اساس قانوننگیا، تماس و دست دادن زن و مردی که وابستگی خانوادگی نزدیک ندارند، جایز نیست. بر اساس قانونایحود، زن و مرد بیگانه از خلوت کردن با هم منع شده‌اند. در کنیسه‌های یهودی، زنان و مردان به وسیلهٔ پرده‌ای به نام مهیتزا از هم جدا می‌شوند. فتاوای یهودی همچنین اختلاط زنان و مردان در رقصیدن را جایز نمی‌دانند. بر اساس شولحان عاروخ، پوشیدن لباس جنس مخالف و نیز پوشیدن لباس کفّار ممنوع می‌باشد

 

بر گرفته از ویکی پدیا.
29 تیر 1393 ــ 20 ژوئیه 2014 ــ بلژیک ــ اردوخانی

نگاشته شده توسط: ordoukhani | ژوئیه 16, 2014

شاید تو هم مانند من باشی؟

 

شاید تو هم مانند من باشی؟

زندگی ام رمانی است که تمام آن را صدها بار خوانده ام و بازمی خوانم. بستگان گاهی چند صفحه ای از آن. دوستان چند خط، آشنایان چند جمله، دیگران چند نقطه. و این دیگرانند که بیشتر از همه، بدون حضورم و در خلوت مرا محاکمه و محکوم می کنند. احتیاحی نمی بینم که از خود دفاع کنم. محکوم کرده خویشم. شاید تو هم مانند من باشی؟

17 تیر 1393 ــ 8 ژوییه 2014 ــ اردوخانی ــ بلژیک

نگاشته شده توسط: ordoukhani | ژوئیه 14, 2014

لحاف نخ نمای مادر بزرگ، ملی مذهبی و اصلاح طلب!

لحاف نخ نمای مادر بزرگ، ملی مذهبی و اصلاح طلب!

خدا بیامرزه اموات شما رو، خدا بیامرزه مادر بزرگ من رو، یه لحاف نخ نما داشت که فوتش می کردی پاره می شد، از وقتی که من یادم میاد، مادر بزرگ همیشه مشغول وصله – پینه کردن این لحاف بود. هرچی بهش می گفتیم، ننه جونی این رو بنداز دور، اصلا به گوشش فرو نمی رفت و دعا می خوند و سرگرم کار خودش بود، و شب ها هم زیر همین لحاف می خوابید. هرچی هم می خواستیم زیر لحاف نویی که واسش خریده بودیم بخوابه، حرف به گوشش نمی رفت ومی گفت: «این لحافی بود که من و بابا بزرگت هر شب رومون می انداختیم، خاطره خیلی خوب از این لحاف دارم».

این لحاف صد تا وصله هم بیشتر خورده بود.
بچه که بودم، نمی فهمیدم ننه جونی چی می گه و مقصودش چیه، ولی وقتی شاشم کف کرد، متوجه حرف اون خدا بیامرز شدم. واسه همین بود که سر به سرش می گذاشتم و ازش می خواستم بگه چه خاطره ای از این لحاف داره. پیرزن می خندید و می گفت: «ذلیل نمرده خودت رو نزن به خریت، می فهمی من چی میگم، اگه  نمی فهمی وقتی زن گرفتی، می فهمی». البته از این شوخی بدش هم نمی اومد، وصف العیش، نصف العیش.
خدا بیامرزتش، ننه جونی مرد و بعد از چند سال اون لحاف پوسیده رو مادرم با تاسف زیاد انداخت دور.

حالا این ملی مذهبی ها و اصلاح طلبان خاطره خیلی خوبی از لحاف پوسیده جمهوری اسلامی دارن که با آخوندها زیرش خوابیدن. واسه همین هم هست که مرتب دارن وصله – پینه اش می کنن.

 اردیبهشت 1393 ــ  مه 2014 ــ بلژیک ــ اردوخانی

دوستی در باره نوشته من با عنوان»موج سواران» نظر زیر را داده.

مشخصه که شما نه میدانید جنبش سبز چیه و نه درک کردید که جنبش سبز چی بود و نه حتی به خودتون زحمت دادید در مراسم گوش کنید ببینید بقیه سخنرانان چی میگن که اینطور مزخرفات بنویسید بعدش، لازم به ذکر هستش که منی که داخل جلسه بودم دیدم حضرت عجل طلبکار از همه جا از نیمه مراسم به بعد در حیاط در حال هوا خوردن بودید، خوبه همه تحلیل هاتون همینطوری آبدوخیاری باشه

نخست اینکه اگر دوستی نوشته مرا زیر سوال ببرد، خوشحال و از او سپاسگزارم. به این دلیل که مجبورم در باره آن نوشته بیشتر بیاندیشم.

ایشان در قسمتی از انتقادشان می گوید:»نه حتی به خودتان زحمت دادید در مراسم گوش کنید ببینید بقیه سخنرانان چی می گویند».

گفته ایشان کاملا درست است!! بیشتر از 20 سال است که هر سال، چند نفر از استادان دانشگاه های مختلف دنیا و مردان سیاسی به اینجا آمده و سخنرانی های بسیار جالب و خوبی کرده اند که اغلب درباره اوضاع ایران بوده. کتابشان را فرختند، هزینه سفر شان را هم چند نفری که وضع مالی چندان خوبی نداشته، پرداختند و طلبکار رفتند و دیگر خبری از ایشان نشد. سخنان این آقایان هیچ گونه اثری نه در رفتار ما داشت، و نه تاثیری در روند جمهوری اسلامی.

من که چیزی از سخنان این استادان به یاد ندارم. شاید شما به یاد داشته باشد؟ من که از این سخنرانی ها خسته و از سخنرانان نومید شدم. و تنها راه فرارم از این حالت اغلب به شوخی، و گاهی به جدی نوشتن است.

درست است که من سیاسی نیستم، ولی حق دارم عقیده داشته باشم و آن را بیان کنم. و فکر نمی کنم شما که از من انتقاد کردید، این حق را از من بگیرید. به نطرمن  جنبش سبز یک موج خود جوش بود، و اکنون عده ای می خواهند سوار بر این موج شوند.

من به همه این سخنرانی ها می آیم، اما بیشتر به خاطر دیدن قیافه دوست داشتنی ومهربان شما دوستان است. وگرنه سود دیگری نمی برم. اما همین سود مرا بس.

17 تیر 1393 ــ 8 ژوییه 2014 ــ اردوخانی ــ بلژیک

نگاشته شده توسط: ordoukhani | جون 30, 2014

باور کنید

باور کنید

پدرم را از دست دادم،باور نکردم.
مرگ مادرم را هم باور نکردم.

مرگ پدر و مادر همکلاسی ها را باور نکردم.
خواهرانم و همسران شان را هم باور نکردم.

مرگ خاله و دایی را باور نکردم.
عمو و عمه را هم باور نکردم.

دوستان یکی پس از دیگری رفتند، باور نکردم.
چند روز پیش دوست ارجمندی را از دست دادم، باور نکردم.


روزی که من از این دنیا می روم، باور کنید.

نگاشته شده توسط: ordoukhani | جون 27, 2014

راز تنهایان فاش نکنید

 

راز تنهایان فاش نکنید

از کوچه تنهایان می گذشتم. خانه ای دیدم بسیار زیبا، با دری نیمه باز. پنجره ها رنگین. صدای قیل و قال کودکان از درون آن برون می آمد، همراه با صدای شادی خنده زنان و مردان. مثل اینکه چند نفردر حوضی شنا می کنند، صدای شلپ شلپ آب را هم شنیدم. صدای خوردن کفگیر و ملاقه به دیگ، همرا با آهنگی دلنواز به گوش می رسید. گویی قناری هم در آواز بود. مردی هم آواز های عاشقانه می خواند. خیلی شلوغ است. جشنی بر پاست، خوشا به حال شان.

 

روز دگر ــ روز دگر ــ روز دگر، هر ساعت شبانه روز که از آنجا می گذشتم، همان صدا ها را می شنیدم. روزی آهسته وارد خانه شدم. اتاق ها خالی، حیاط خالی، حوض خالی، نه پرنده ای، نه گیاهی، از این اتاق به آن اتاق، از آن اتاق به این اتاق. مردی را در کنج اتاقی تنها دیدم، تمام صداها از او بود. صدای درون او. تا مرا دید با نگاهی پر معنی به من سکوت کرد.
روزهای دگر که از آن کوچه گذشتم. از آن خانه صدایی شنیده نمی شد. راز تنهایان فاش نکنید

 

17خرداد1393 ــ 7 ژوئن 2014 ــ بلژیک ــ اردوخانی

« Newer Posts - Older Posts »

دسته‌بندی