نگاشته شده توسط: ordoukhani | اکتبر 31, 2022

اندر خم شیر سماور؟



داور هفت بازار مسگرها را گشت، ما هنوز اندر خم شیر سماوریم!
در این نظاهرات کنونی دیدم مردی فریاد می زند، شیر سماور به. . .
مثل اینکه این مرد  ساده لوح در خم پیش از انقلاب سال 57 است. تورم چندین هزار برابر نمی بیند! زمانی که شیر سماور را حواله می دادند  دلار 7 تومان بود، حالا نزدیک به 40 هزار تومان. نان سنگک 5 ریال ، حالا بین 500 تا 650 تومان. گوشت کیلویی 10 تا پانزده تومان، حالا 180 تا 200 هزار تومان. فولکس واکن نو 20 هزار تومان، حالا 300 میلیون تومان. اجاره یک اطاق 100 تا 150 تومان، حالا 300 تا 500 هزار تومان. اتوبوس 2 ریال، حالا 100 تومان. بنزین 5 ریال، امروز1000 تومان. قیمت یک خانه در محله خوب، 100 تا 200 هزار تومان، حالا هر متر مربع 43 میلیون تومان. یک بطری دوغ 2 ریال حالا 27 هزار تومان. قیمت سماور 250 تا 300 تومان، حالا 4 تا 5 میلیون تومان. قیمت شیر سماور، 600 تا 900 هزار تومان، و . . . ، با این تورم وحشتناک که همه چیز چند هزار برابر بزرگ شده، باز هم این مرد نادان هنوزشیر سماور را حواله می دهد. باید تیر چراغ برق، منار مسجد امام . تمام مسجدها، برج ایفل، قطار تهران مشهد به کون تمام آخوندها به ویژه اخوندهای مجلس خبرگان را حواله داد.

نگاشته شده توسط: ordoukhani | اکتبر 28, 2022

خود کشی

در فیسبوک عکس یک سرگرد سپاه را دیدم که با پرت کردن خودش از طبقه چهارم خودکشی کرده. نظرداده بودند(به درک واصل شد)
روان این مرد شاد، آنقدر وجدان داشته که نخواسته دست به کشتار مردم بی گناه بزند، و نمی توانسته از مردم پشتیبانی کند، چرا که خود و خانواده اش دچار مشکل های زیادی می شدند، بدین جهت دست به خود کشی زده.
کاشکی دولت مران ما،(آخوندها) به ویژه، مزدوران سپاه و بسیج به اندازه یک موی سر این مرد وجدان داشتند.

نگاشته شده توسط: ordoukhani | اکتبر 27, 2022

شانس آوردم که شاهزاده نشدم!

قدیم ها می گفتند: آدم سگ کاروان باشد، ولی کوچک خانواده نباشد. چون کوچک خانواده باید فرمان بر بزرگتر ها باشد.
حالا باید گفت:آدم آقا زاده باشد، ولی شاهزاده نباشد. آقا زاده ها پول یا مفت ملت و خرج می کنند، تو کاباره ها و کازینوها می گردند، کنار دریا لخت پتی شنا می کنند. ولی هیچ وقت صدای شان در نمی آید . در هیچ موردی ابراز عقیده نمی کنند، به ریش ملت می خندند، وقتی هم  به ایران می روند، پسرها ریش می گذارند، دختر ها حجاب شان را مراعات می کنند . . . ولی این شاهزاده ما هر کجا که برود، چند تا فضول مواظب اند که چکار می کند، وفورا از او در کازینو و کنار دریا، یا در حال رقص ودر کنسرت گوگوش و درحال آشپزی عکس می گیرند و در صفحه مجازی می گذارند، ابروی 2540 ساله شاهزاده را می برند، چرا که مرتب با تلویزیون های لوس آنجلسی مصاحبه می کند. و عده ای بی کار نشسته اند و با انتقاد شدید سخنان  ایشان تجریه و تحیلیل و بررسی  و مسخره می کنند.
پیشنهاد به شاهزاده: شاهزاده عزیز و ارجمند، از آقا زاده ها یاد بگیر، هر کاری که می خواهی بکن، ولی صدات در نیاد و ابروی 2540 ساله شاهنشاهی ایران را نبر،این موها را که در آسیاب یا در گچ که سپید نکرده ای!

بین خودمان باشد: شانس آوردم که شاهزاده نشدم. هر غلطی که دلم بخواهد می کنم، به هر کسی که دلم بخواهد، از سلطنت طلب گرفته، تا مجاهد واصلاح طلب و ملی مذهبی و کمونیست و شاعر و نویسنده و سیاسیون (خیر سرشان)بند می کنم. با د معده را به ریش آخوند می بندم، به هیچ کس باح نمی دهم و از کسی هم نمی گیرم. خر خودم را می رانم. هیچ کس هم به من نمی گوید: این مزخرفات چیِ که می نویسی.

سگ کاروان به دنبال کاروان می رود و کسی هم با او کاری ندارد
5 آبان 1401 ــ 27 اکتبر 2020 ــ اردوخانی ــ بلژیک

نگاشته شده توسط: ordoukhani | اکتبر 26, 2022

شرکت کردن حاج حسین (ها) در تظاهرات؟

حاج حسین و همسرش را در گوشه از تظاهرات سه هزار نفری بروکسل برای نخستین بار دیدم. (در هیچ یک از تظاهرات که طی این 4 دهه براقرار می شد، نه خودش و نه پسر ودخترش را ندیده بودم) من به روی خودم نیاوردم که آنها را دیده ام، ولی حاج حسین داد زد، آقای اردوخانی سلام عرض کردم. من برای اینکه بی ادبی نشود نزد ایشان رفتم و سلام کردم و با او همسرش دست دادم.
حاج حسین گفت: آقای اردوخانی خدمت نمی رسیم، این سعادتی بود که شما را اینجا زیارت کردیم.  من که از این تعارف ها بلد نیستم با لبخند سری تکان دادم. حاج حسین دادمه داد: بعلـــــه آقای اردوخانی، ما نمی توانیم ساکت بنشینیم، باید از جوانانی که از جان شان گذشته اند، و دست به انقلاب زده اند و می خواهند این حکومت دزد و قاتل و جانی و خائن را سر نگون کنند، در خارج پشتیبانی کنیم،  کار دیگری که از دست مان بر نمی آید، بعله آقا شما روشنفکران نقش مهمی در بر اندازی این حکومت دارید، قلم شما برنده تر هر خنجری  بر پشت این نظام است. . . .
گفتم: وای به حال ملتی که روشنفکرش من و مانند من باشند.
حاج حسین ــ اختیار دارید، شکسته نفسی می کنید، و . . .
با حاج حسین را در این سی سال گذشته آشنایی دوری دارم، خودش و پسر دخترش هروقت مرا می دیدند، از دور دمی تکان می دادند و با من نزدیکی نمی کردند. از دید آنها من ضد انقلاب بودم. حاج حسین مرتب به بلژیک  برای شرکت وسایل الکترونیکی که در ایران داشت می آمد و خرید می کرد و با جمهوری اسلامی معامله می کرد. همسرش 2 ــ 3 ماه می ماند، مواظب پسر و دخترش بود که خوب درس بخوانند. فرزندانشان هم خوب تحصیل کردند و هر کدام شغل مهمی در شرکت های بزرگ به دست آوردند.
حاج حسین و همسرش آمده آند بلژیک ماندگار شوند. او همه دارایی اش را در ایران فروخته به نام  دختر و پسرش چندین اپارتمان خریده و کرایه داده، البته تا زمانیکه زنده هستند،کرایه آپارتمان ها متعلق به او همسرش خواهد بود. اگر تا سه سال زنده بمانند، پس از مر گ شان فرزندان شان مالیات بر ارث نمی پردازند. یک دلیل دیگر که آنها اقامت بلژیک را گرفته اند این است که چون پیروبیمار هستند، اینجا بهتر در مان می شوند، و دیگر اینکه نوه هایشان را مرتب می بینند. و وصیت کرده اند که پس از مر گ شان جسدشان را در ایران دفن کنند. برای محکم کاری، گورشان را هم در ایران خریده اند.
حاج حسین (ها) اکنون در تظاهرات شرکت می کند و برای جوانان دلسوزی می کنند، چون در ایران دیگر ثروتی ندارد.
مانند بسیاری دیگر.
4 آبان 1401 ــ 26 اکتبر2022 ــ اردوخانی ــ بلژیک

نگاشته شده توسط: ordoukhani | اکتبر 24, 2022

درد پیری و خرفتی!

چند سال پیش نوشتم، از پیر وخرفت شدن نترسید، وقتی شدید خودتان هم نمی دانید که مرتب درس اخلاق می دهید و پر حرفی می کنید و لاف می زنید.
چند وقت پیش با عده ای از جوانان هموطنم پسر و دختربودم. آنها با شور هیجان در باره مسائل روزایران بحث می کردند. من در سکوت با لبخندی پر مهر یک به یک آنها می نگریستم.
یکی از جوانان گفت: آقای اردوخانی شما هم چیزی بگو، عقیدات چیست؟
گفتم اگاهم به اینکه پیرو خرفت شده ام، و می ترسم از اینکه مانند بسیاری از هم سن و سال های خودم با دیدن چند تا جوان پرحرفی و لاف زدن را آغاز کنم.
پرحرفی هایم را به صورت داستان کوتاه می نویسم. هرکه خواست می خواند، هر که نخواست، نمی خواند، دنبال گوش مجانی نیستم، دیگر اینکه از تکرار آنچه دیگران در باره اش زیاد گفته اند و نوشته اند خود داری می کنم. پاسخ آنان تعارف های پر مهر بود. 24 اکتبر 2022 ــ اروخانی ــ بلژیک

نگاشته شده توسط: ordoukhani | اکتبر 19, 2022

شیر نر!

چندی از دوستان برای شرکت نکردن در تظاهرات ایراد بنی اسراییلی می گیرند.
ایراد بنی اسراییلی!حضرت موسی به کمک خدا توانست قومش را از دست فرعون نجات دهد. خداوند دریا را برای موسی و قومش شکافت و فرعونیان را در همان دریا غرق کرد.
معجزات دیگری هم بود تا دلیل محکمی باشند و بنی اسرائیل ایمان بیاورند مثل تبدیل عصا به اژدها، معجزه *ید بیضا و …. ولی قوم بنی اسرائیل با بهانه های عجیب به او ایمان نیاوردند. مثلا می گفتند ای موسی! ما تا خدا را با چشم خود نبینیم ایمان نمی آوریم! ای موسی! ما از غذاها خسته شدیم! به خدا بگو برایمان عدس و پیاز و سیر و خیار بفرستد! ای موسی ما اینجا می نشینیم تو با خدایت برو و با دشمنان بجنگ! هر وقت پیروز شدید ما پایمان را در شهر می گذاریم! و . . .
یکی از هموطنان ایراد گرفته بود که چرا شیر روی پرچم شیر وخورشید نر است  وماده نیست؟شاید ما صدها بار نقش شیر را روی پرچم ایران دیده باشیم،  ولی هرگز فکر نکرده ایم که این شیر نر است یا ماده. این آقا که شاید مشکل جنسی دارد، که پی برده که این شیر نر است.
عبید زاکانی می فرماید: شخصی از دوستش اسب خواست. صاحب اسب گفت:اسب من سیاه است. شخص پرسید، اسب سیاه چه عیب دارد.
طرف پاسخ داد، برای ندادن اسب همین بهانه بس.
حالا این هموطن ما نمی خواهد شرکت کند! بهانه دیگری پیدا نکرده، جر نر بودن شیرپرچم. بله شیر ما نر است، تو برو پرچم با شیر ماده پیدا کن.
*ید یدبیضا. دست سپیدو درخشان .
27 مهر1401 ــ 19 اکتبر2022ــ اردوخانی ــ بلژیک

نگاشته شده توسط: ordoukhani | اکتبر 17, 2022

در خواست از دوستان!



آیا از خودتان پرسیده اید، چه کسی هزینه بر گزاری این تظاهرات های خارج از ایران را می پردازد؟ شاید!
 نخست بگویم، آنچه توجه مرا بیش از همه به خود جلب کرد، همبستگی سه نسل بود، در میان تظاهر کنندگان از پیر زن و پیر مرد بود، تا زنان و مردان جوان، و نوجوانان تا کودکان در کالسکه یا بر دوش پدر و مادر.
اما! تا آنجا که با چندی از این برگزار کنندگان آشنا هستم، می توانیم آنها رابه چند گروه تقسیم کنیم، که بیشترشان بدون وابستگی به هیچ منبع مالی یا دولتی، به غیر از مجاهدین طرفدار مریم رجوی، که وابستگی و سر سپردگی شان به دولت های خارجی روشن است و جداگانه دست به تظاهرات می زنند. در تظاهراتی که با شرکت بیش از سه هزارنفر به راه میافتد شرکت نمی کنند یا پنهانی در گوشه ای جمع می شوند «پشت به جمعیت» عکس می گیرند. طرفداران نظام پادشاهی که شمارشان کم است؟  فکر نمی کنم کمترین کمک مالی  از طرف آقای رضا پهلوی به هوا داران اش بشود. چند نفرشان را با عکس آقای رضا پهلوی برسینه دیدم. (آدم های دوست داشتنی بودند)
اما بیشتر کسانی که در برپا کردن این تظاهرات با دل و جان کوشش می کنند، کسانی هستند که کار می کنند، از جیب خودشان هزینه این تظاهرات را می پردازند، از کارشان وا می مانند یا دانشجویانی هستند که بورسیه جمهوری اسلامی نیستند، کمک هزینه کمی از دولت ها دریافت می کنند، و علاوه بر هزینه زمانی و مالی می شوند و با مشکلات زیادی این تظاهرات را برنامه ریزی می کنند و . . .
هزینه این تظاهرات زیاد است، از خرید صدها پرچم، چاپ صدها پلاکارد با شعار های گوناگون، کرایه بلند گو و . . .
با چندی از این دوستان صحبت کردم که در بین تظاهرات من حاضرم بروم میکروفون را در دست بگیرم و از جمعیت حاضر بخواهم، هر چقدر که امکان دارد، از یک یورو گرفته تا اندازه خواست شان کمک مالی کنند. اکثریت دوستان پاسخ داند، در بین جمعیت ممکن است خارجی هم باشد و ما از کمک مالی گرفتن از خارجی شرم داریم.
می خواهم از هموطنان خواهش کنم، (درهر کشوری که هستید) از دوستان ایرانی که می شناسید، بخواهید تا انجا که می توانند به برگزار کنندگان این تظاهرات کمک کنند. امکان مالی برگزار کنندگان این تظاهرات کم است، با کمک شما آنان می توانند به برگزاری تظاهرات بهتری ادامه بدهند. این نوشتار بدون پرسش از برگزار کنندگان تظاهرات است. چنانچه آن را دخالت در کوشش اشان می دانند، پوزش می خواهم.
با سپاس از کوشش بی پایان شان.

25 مهر 1401ــ 17 اکتبر 2022 ــ اردوخانی ــ بلژیک

نگاشته شده توسط: ordoukhani | اکتبر 11, 2022

مرد بودن؟



مرد بودن در زبان فارسی ( بیشتر زبان ها) نشان، دلیری ، نترسی، فداکاری، از جان گدشتگی، برد باری، بی باکی ، دور اندیشی، و گذشت است. و . . .
این شورش چند هفته گذشته زنان ایرانی با پشتیانی مردان، به ویژه جوانان، به ما آموخت که زمان آن فرا رسیده که واژه «مرد بودن»،با واژه «زن بودن» جای گزین کنیم
.

در امثال و حکم دهخدا (جلد سوم) نزدیک به 300 زبانزد (ضربالمثل) در باره مرد و مردانگی دیدم، که هم نشان کردارهایی است که در بالا یاد آروی کرده ام.
چند نمونه:
مرد آنست که لب ببندد بازو بگشاید
مرد آنکس است از روی تحقیق، که خشم آیدش باطل نگوید.
مردا نزنند لاف مردی.
مردانه دوختیم و کس از ما نخرید، رو رو زنانه دوز که مردانه می خرند.
مردان هزار دریا خوردند و تشنه رفتند، تو مست از چه گشتی جرعه نخوردی.
مرد میدان نیست، اگر مردی، مرد میدان باش.
مرد باید که در کشاکش دهر، سنگ زیرین آسیا باشد.
مرد باید عیب خود بیند، بر ره زور غیبه (بد کسی را گفتن) نشنید.
مرد بی عیب نباشد.
مرد بیکار و بسیار گوی، نماند نزد کسی آبروی.
مرد ثابت قدم آن است که از جا نرود، ورچه سر گشته بود گرد زمین همچو فلک.
مرد خندان لب نباشی، مرد سندان دل (سخت دل، آهن دل)مباش.
مرد را اول بزرگی نفس باید پس نسب، . . .
مرد را به سخن دانند.
مرد را رسوا کند، بس زود و زر.
مرد نیکو نام به ز هزاران پسر.
مرد صورت مرد دور اندیش نیست، . . . (مرد ظاهر بین)
مرد گردد هرکه که از دل خدمت مردی کند. و بسیاری زبانزدهای دیگر.
زنانی که در این چند هفته جان شان را در راه آزادی فدا کردند، نشان دادند که زن ایرانی ناموس مرد نیست، و هیچ مردی مالک او نیست. زن ایرانی خردمند (عاقل) است، و احتیاج به سر پرست(قیم) ندارد. به ویژه آخوندهای ابلهی که از سیاره دیگری می آیند، و حتی به هیچ یک از جانوران زمینی و دریایی شبیه هم نیستند. دیگر هیچ زن ایرانی از به دنیا آرودن دختری شرم نخواهد داشت، بلکه سر افراز هم خواهد بود.
می توانستم، از صدها زن دلیر از زمان هخامنشیان تا کنون نام ببرم، به ویژه دخترانی که  جان شان را در راه آزادی در این چند هفته فدا کردند، ولی نخواستم این نوشتار به درازا بکشد. شما بهتر از من آنها را می شناسید. بدون شک نام شان در تاریخ خواهد ماند، و راه شان الهام دهنده تمام زنان ایرانی در آینده خواهد بود، امیدوارم.
19 مهر 1401 ــ 11 اکتبر 2022 ــ اردوخانی ــ بلژیک

نگاشته شده توسط: ordoukhani | اکتبر 7, 2022

ای جکومت بی هیچ چی!



هیچ یک شعارهایی که ما می دهیم گویای وصف حال حکومت جهموری اسلامی، جز «بی هیچی»  نیست.
این واژه «بی هیچ چی» در زبان مردمی(عامیانه) که ما گاهی به کار می بریم، بدتر از بی شرف، بی غیرت، بی وجدان است. و هر زمان که ما می خواستیم بدترین ناسزاها ( فحش ها) روانه کسی بکنیم، می گفتم طرف بی هیچ چی است.
بی هیچ چی، هرگز کسی را دوست نداشته، واژه عشق برای او بی معنی است.  دوستی و رفاقت سرش نمی شود.
«بی هیچی» پایبند به هیچ گونه کردارانسانی نیست، برای رسیدن به هدفش که هرچه بیشتر بر اریکه قدرت ماندن، از دروغ و تظاهر به دین داری خود داری نمی کند.
برای بیشتر دزدیدن، مال جمع کردن، بیشتر خوردن، دست به هر جنایت و خیانتی می زند، تا آنجا پیش می رود که نزدیک ترین کسان اش، حتی همسر و فرزندانش را هم فدا می کند، وطنش را هم می فروشد. پس بهتر است شعار بدهیم:
اِی حکومت بی هیچ چی.
15 مهر 1401 ــ 7 اکتبر 2022 ــ اردوخانی ــ بلژیک

نگاشته شده توسط: ordoukhani | اکتبر 3, 2022

این دختر خواهر تو نیست!


این تن بمیره سخت عصابانی ام خون ام جوش اومده. ( ازبی ادبی ام پوزش می خوام) عبید زاکانی میفرماید: شیخ . . . از کوچه ای می گذشت، دید جوانی با تف بر گیوها می مالیدن، گیوه اش را پاک می کند. شیخ گفت: اگر این تف را بر جایی دیگرات بمالی، با پول آن می توانی یک جفت گیوه نو بخری.
در یکی از این فیلم ها دیدم، یک بچه خوشگل آخوندی که تازه مو رو لبش سبز شد، تفی که در حوزه با فلان جاش زدن، هنوز خشک نشده، بند کرده به یک دختر جوان با پر رویی میگه: خواهرم؛ خواهرم، . . .  حجانت را رعیت کن وجرو بحث می کنه.

دلم میخواد به این بچه خوشگل که عمامه سفیدش رو یه وری گذوشته، چند تا از زلف هاش هم پیداس، بگم: برو روتو کم کن، این دختر خواهر تو نیست. خواهرت کسیِ ی که هر چند روز به چند روز صیغه یکی میشه، یا تو خونه نشسته و از تو و بابات و برادرات تو سری می خوره و برنج و سبزی پاک می کنه، یا با چند تا مثل خودش باطوم دستشه همراه با برادران سپاهی و بسیجی زن و دخترای مردم رو می زنن و می برن و می گشن، بچه مزلف (زلف دار) برو خدا روزت رو جای دیگه ات حواله کرده، بذار اول اون تف خشک شه بعدا زر زیادی بزن.

« Newer Posts - Older Posts »

دسته‌ها