با آهنگ ضربی : خاناجی جون دلم خوشه شوهرم عینک می زنه ، سر شب تا به سحر دایره و دنبک می زنه.
همه چی داشتیم ، همه کارمون درست بود، هیچی کم نداشتیم، جز یکی ، اونم دفترچه کار نیک بود. بعلــــــــه . یک نفر که کودکستان و دبستان و دبیرشتان و کوفت و زهرمارش رو تو سوییس و لندن و لوس انجلش تموم کرده بود این یکی رو از فرنگ واسه ما سوقاتی آورد، ما بچه هایی که کفش پامون نبود باهاس این دفترچه رو پر می کردیم و هر روز یک کار نیک می کردیم و توش می نوشتیم .
ما نون نداشتیم بخوریم باهاس پیاز می خوردیم که اشتهای دیگران واز شه و بگن ماهم به این ملت خدمت کردیم . این دفتر چه رو معلممون نگاه می کردو اگر اشتباه نکنم تو نمره اخلاق و انضباتمون تاثیر می ذاشت. خیلی خوش چس بودیم باهاس دم بادم می شستیم .

دیدگاه های تازه