استکان لب پریده(از اینجا دانلود کنید.)
من دیوانه با وجودیکه زنده ام ، دنیا را از دید مردگان می بینم. برای مرده چه تفاوت که شما در باره اش چگونه بیاندیشید؟
بدین جهت هرچه به اندیشه ام رسوخ می کند، هر نقشی که از تاریخ و جامعه دارم،بدون پرده پوشی، به نمایش می گذارم. مردگان توهین ناپذیرند، مرده را ترسی نیست!هر کسی پیرو کسی است و یا از کسی الهام می گیرد. نه پیرو کسی هستم و نه کسی الهام دهنده من است. تنها زندگی ، تجربهها و خاطرات الهام دهنده ام می باشند. و پیرو احساس و اندیشه خودم هستم.
هدف من از نوشتن این داستان این است که بگویم؛ زمانی که نگاه ما مردها به بانوان مان انسانی نیست واز پیشرفت آنان جلوگیری می کنیم، نه تنها از پیشرفت خودمان جلوگیری کرده ایم، بلکه سبب عقب ماندگی فرزندان مان هم می شویم . نمی دانم برداشت شما پس از خواندن این داستان چه خواهد بود؟ نمی دانم آیا توانسته ام به هدفام برسم؟ داوری را به عهده شما می گذارم!
اصل این داستان بلند را از اینجا دانلود کنید.
دیدگاه های تازه