به مناسبت کنفرانس زنان در پاریس
تنور مبارزه با زن ستیزی، مبارزه با خشونت مردان برضد زنان خیلی داغ است، باید نان را زود چسباند تا تنور سرد نشده است!
آقای فلان( این فلان واژه خوبی در زبان فارسی است که می شود در مورد همه چیز و همه کس به کار برد) نویسنده، شاعر و مفسر سیاسی و اجتماعی معروف که در بیست و دو سالگی از انقلابیون بود، و پس از به ثمر رسیدن انقلاب دارای مشاغل مهمی شد، و سهمی هم در انقلاب فرهنگی و پاک سازی دانشگاه داشت، همسر اولش را چنان زجر داد که خود کشی کرد، ( بعضی می گویند کشت) همسر دومش به استرالیا فرار کرد، همسر سومش با زحمات زیاد، و بخشیدن مهریه و خانه و زندگی از دستش خلاص شد. از آنسوی با داشتن پرونده ای کلفت از فساد مالی و اخلاقی، خیال کرده بود که حسن آباد شهری است، یک کمی شکر زیادی خورد، چند ماهی به زندان رفت، و پس از ابراز پشیمانی ( مست خوشی بودم اگر شکری خوردم) از زندان آزاد شد، و در آلمان پناهنده شد.
چند ماه اول به علت معروف بودن مورد استقبال رسانه های ایرانی و آلمانی، و ایرانی های مقیم آن کشور و کشورهای دیگر قرار گرفت، و مرتب در این کشور و آن کشور مصاحبه و سخنرانی می کرد. ایرانیان خر هم، مانند من به ایشان سواری می دادند، و ایشان خیال کرد چون نویسنده، شاعر، مفسر و زندانی سیاسی بوده، این وظیفه ما خرهاست که به ایشان خدمت کنیم! ولی پس نزدیک به یک سال که ایرانیان خارج از کشور به سوابق پر افتخار ایشان، به ویژه اخلاق طلبکار گونه اش آگاهی پیدا کردند، مصاحبه و سخنرانی هم به اتمام رسید، به طوری که کسی دیگر محل گربه هم به ایشان نگذاشت.
در ابتدا که به آلمان آمده بود، مرتب می گفت؛ «باید یک دختر – مختر آلمانی پبدا کنم تا به من زبان یاد بدهد!» ولی هیچ دختر آلمانی محل پشه هم به این نویسنده زندانی سیاسی نمی گذاشت. تا اینکه…!
تا اینکه با یک خانم ایرانی که در آلمان متولد شده بود، و چند بار درازدواج شکست خورده بود، آشنا شد و پس از اینکه خربزه برای مدتی به دهان هردو شیرین آمد و از دواج کردند.
ولی خربزه که ابتدا به دهان هردو شیرین آمده بود، زود تلخ و ترش شد، و هموطن ما که در زن ستیزی دست هر آخوند ارتجاعی را از پشت بسته بود، می خواست با این خانم همان رفتاری را بکند، که با زنان دیگر در ایران کرده بود، با روزی سه وعده تو سری خوردن، و شنیدن بدترین ناسزاها از این خانم، تبدیل به یک فمینیست سینه چاک شد، و مرتب مقالاتی درباره مبارزه با زن ستیزی و خشونت علیه زنان نوشت و هنوز هم می نویسد.
تنور مبارزه با زن ستیزی( فمینیستی) هنوز داغ است، باید تا تنور سرد نشده نان را پخت. تعجب نکنید اگر ایشان در کنفرانس زنان که از فردا 16 ژوئن در پاریس برگزار می شود، همراه با همسر مهربانشان! یکی از سخنرانان باشد. یاد آوری می کنم این هموطن روشنفکر( خیر سر عمه بزرگوارشان) پس از دو دهه در آلمان زیستن، هنوز چند کلمه آلمانی یاد نگرفته، برای هر کاری محتاج همسرشان می باشد.


دیدگاه های تازه