تاتی کن !
ای دوست بیا با هم «تاتی کنیم»هر واژه برایم دنیایی، که مرا در خود می گیرد، جذب وجوش می کند، با او یکی می شوم، خود را فرا موش می کنم. گر بگویید دیوانه ام، ز دیوانگی شرم ندارم.
واژه ها ریشه درعمق تاریخ ملت ها دارند، به هر زبان که بکویی، گوینده همان احساس است.
چند روزی است که این واژه «تاتی کردن» ( Trottine) مرا در خود گرفته، شب روز به آن می اندیشم.
می دانم به یاد نمی آورید(من هم) زمانی که «تاتی» کردید. چهار دست و پا راه می رفتید، پدر یا مادر به شما گفت اندعزیزم « تاتی کن»، « تاتی کن». اما شاید به یاد بی آورید، زمانی که به فرزندتان گفتید: «تاتی کن».
راستی نخستین بارچه کسی که به فرزندش گفت: « تاتی کن»،نمی دانم!
ای دوست بیا، بیا و دستم را بگیرو بگو تاتی کن. ای دوست بیا، دست ات به دست من بده تاتی کن، بیا دست همدیگر را بگیریم با هم شاد و خندان تاتی کنیم.
30 بهمن 1404 ــ 19فوریه 2026 ــ اردوخانی بلژیک
نگاشته شده توسط: ordoukhani | فوریه 19, 2026
تاتی کن!
نوشته شده در منتشر نشده ها, داستان کوتاه

بیان دیدگاه