نگاشته شده توسط: ordoukhani | مارس 26, 2016

سلام یا درود؟

سلام یا درود ؟

تعداد گروه های سیاسی  و فرهنگی ایرانیان ساکن در اروپا، بیش از تمام انگشتان دست پا است. با وجودی که هر کدام با بقیه  در تمام موارد اختلاف عقیده زیادی دارند، ولی آنها را می توان به دو گروه بزرگ تقسیم کرد؛ «سلام کنان»  «درود گویان.

شما نمی دانید با چه کسی طرف هستید. اگر به کسی سلام کنید، فورا می گوید؛ درود، سوال؛ پرسش، سعی؛ کوشش، تبریک؛ شادباش، حق با تو است؛ تو راست می گویی، احترام فراوان؛ ارج زیاد، خدا بیامرز؛ روان شاد، اصفهان؛ اسپهان، اردبیل؛ ارتاویل، مخفی؛ پنهان، ممنون؛ سپاس، مخالف؛ وارو، تضاد؛ دشمنی، معنی؛ چم. آقا؛ بگ، اصغر؛ مرد کوچک تر، صغرا؛ زن کوچک تر، لغت؛ واژه، دبیر؛ آموزگار… و برعکس. اگر درود بگویید، می گویند؛ سلام و…

روزی در جنگل فارغ از خود، مشغول خواندن آواز بودم؛ دیشب خونه فاطمه بودم، آی فاطمه بارک الله، یه قاپ پلو خورده بودم،آی فاطمه بارک الله، … که ناگهان صدایی( صدایی) از پشت سرم شنیدم که می گوید: «آآآآآآقای اروخانی، شما پدر بهترین، برگزیده ترین ها (ابوالفضل) هستید، و خیر سرتان نویسنده. نباید نام های تازی (عربی) به کار ببرید». دست توی پاچه، «درود گل فارغ از خود، مشغول خواندن آواز بودم؛
دیشب خونه فاطمه بودم، آی فاطمه بارک الله،
یه قاپ پلو خورده بودم،آی فاطمه بارک الله، …
که ناگهان صدایی( صدایی) از پشت سرم شنیدم که می گوید: «آآآآآآقای اروخانی، شما پدر بهترین، برگزیده ترین ها (ابوالفضل) هستید، و خیر سرتان نویسنده. نباید نام های تازی (عربی) به کار ببرید». دست توی پاچه، «درود گفتم» و ادامه دادم که بفرمایید ببینم، کدام واژه تازی را به کار بردم. گفت: «شما داشتید می خواندید، دیشب خانه فاطمه بودم، ای فاطمه بارک الله. در حالیکه ما این همه نام های زیبای پارسی داریم. مانند فرخنده، مهنوش، پریزاد، پریوش، الهه، مهوش، آزاده، رودابه، اناهیتا، میترا، که خودم انها را از نزدیک دیده ام. یکی از دیگری زیباتر، آهورا مزدایا (یعنی الهی)! فدایشان شوم، و صدها نام دیگر».
گفتم که معذرت می خواهم. گفت: «معذرت می خواهم یعنی چه؟ باید بگویی، پوزش می خواهم». با شرمندگی، پهنا (عرض) کردم که ببخشید، بخشش از بزرگان است.

بار دیگر داشتم آهنگ زیبای مادر حسن گفت، چی گفت؟ خودش به من چی گفت؛ من زن … می خواندم که یک هم کشوریسر راهم سبز شده و گفت: «شرم هم خوب چیزیه». پهنا (عرض) کردم که چه کار زننده ای کردم که باید شرمگین باشم؟ گفت: «شرم از اینکه می گویی مادر حسن. باید بگویی؛ «مادر جمشید، مهرزاد، مهر داد، هوشنگ … به من گفت، چی گفت؟»…
دوستان! از این پس تمام روز «آهنگ گلپری جون» را می خوانم. گلپری جون! بعله؟ اینجایی جون؟! بعله؟ میای بریم؟ نمیام! خسته میشی؟ نمیشم! وای، وای، وای. پول پیمان (عقد) رو کی می ده؟ ولش کن ورپریده. آخوند دیگه این حرفا رو سرش نمیشه، من پیمان کوتاه مدت(صیغه جاری) می کنم، فرقش چی می شه. تو هم زن منی، تکه (وصله) تن منی…

12آبان 1394 ــ  3 نوامبر 2015 ــ بلژیک ــ اردوخانی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: