نگاشته شده توسط: ordoukhani | مارس 31, 2010

آه پزشک نازنین ام

آشنایی هر وقت مرا می دید، مرتب چس ناله می کرد، که همه جایش درد می کند. من او را پیش یکی از دوستان پزشک ایرانی ام فرستادم. تا اینکه دو هفته قبل او را باز دیدم. حالش خوب بود از پزشکش بسیار راضی، و گفت، نمیدانم چگونه از دوست شما سپاسگزاری. گفتم با نامه این کار را بکن. گفت: من مثل شما نیستم که بتوانم  به راحتی بنویسم، شما از طرف من بنویس. من پذیرفتم. این نامه را از طرف او به دوستم نوشتم. و کپی اش را هم برای خودش فرستادم.

 از طرف خری به نام … به پاش خدمت های ارزنده شما به او!

آه ای پزشک نازنینم
نمی دانم تو با من چه کردی  
تمام درد من را درمان نمودی
کمرم بود چون کمان رستم
تو با یک میله راستش نمودی
شکمِ چون خمره ام می داد عذابم
شکافتی و دوختی و صافش نمودی
دو بیضه بود چون ماست در کیسه
تو بالا بردی و جمع اش نمودی

آه ای پزشک نازنینم
ز بینی و چشم بود آبی سرازیر
تو با لیزر هر دو را خشکش نمودی
دو لوچه بود آویزان روی چانه
تو همچون دو قیطانش نمودی
دندان های سیاه و سبز و زرد را
تو چون مرمر، سپیدشان نمودی
تن و سر من بود چون سر تو گّر
تو با پمادی پر از مویش نمودی
دو زانو دو ارنجم بود کج و خم
نمی دانم  چگونه  راستش نمودی
فلانم که  دائم چرت می زد
تو ویاگرا مرا تجویز نمودی
چو گفتم وصف تو بهر دوستان
همه از من تقاضای نشان تو نمودی

آه ای پزشک نازنینم
نمی دانم با من چه کردی
سپاس از تو ،مرا جوان نمودی11 بهمن 1389 ــ 31 مارس 2010 ــ بروکسل ــ اردوخانی

Advertisements

Responses

  1. اقای اردوخانی عزیز میشه بفرمایید منظورتان از فلان چیست؟

  2. مهربانم، همان چیزی است که شما فکر می کنید


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: