نگاشته شده توسط: ordoukhani | دسامبر 19, 2007

اشک خونین من

اشک خونین من

 

کاشکی مجسمه ای ز فولاد بودم

              در میدان بزرگ شهر

تنها به من سنگ  می زدند

تنها مرا دار می زدند

مرا شکنجه می کردند و

                    شلاق ام می زدند

دشنام ام می دادند و

                   تهمت می زدند

 

تا روز و روزگاری که !

نه دستی می رفت برای سنگ زدن

نه طنابی بود برای دار زدن

نه شکنجه گری بود و

نه شلاقی برای زدن

نه دیگر دهانی باز می شد به دشنام و

                         تهمت زدن

 

آن زمان ، مرا آب می کردند

می دیدند ، در دل  من

                    اشک  خونین من.

 

با پوزش از دوستان ، این احساس رنجم می داد و نوشتم.

19 دسامبر 2007


پاسخ

  1. آواتار ناشناخته

    سلام
    باید عاشق بود ولی باید عشقو پنهان کرد اون هم معلومه کجا
    جایی که دستی میره برای سنگ زدن
    طنابی می ره برای دار زدن
    شکنجه و شلاق وجود داره
    تهمت و دشنام کلام محترمانه گفتگو هستند
    به قول سیاوش جهانی رو تصور کن …
    و اینقدر تصور کن تا بررسی به اونجا که تو روزنامه نخونی نهنگا خودکشی کردن .
    ممنونم از نظرات شما

  2. آواتار ناشناخته

    سلام
    نکنه دلت میخواست جای صدام بودی!!!!!!!!
    قسمت چهارم سفرنامه طبخ شد تا داغه بفرمایید

  3. آواتار ناشناخته

    شب یلدا در راه است سکوتی مرگبار چکاوکها نخواهند خواند وبادی بیرحم و طوفانی برف است و باران است نبرد است میان نور وتاریکی بیداد از این شبهای طولانی هوا سرد است و سرما سوزان است
    عشق ها بلور آجین شده وکوچه ها خلوت .کودکی ام را که مرور میکنم شب های یلدا شب های بلند عمر من پر از رویاهای بلند یلدایی است خوش به حال تو نشسته در ستاره ات مرا که اسیر زمینم نظاره میکنی .زورقی ساخته ام سوی دلت دریا باد است و ظوفانی.عزیزم فانوست را روشن کن که سر ماسخت سوزان است و تا آخرین ساحل راهی نیست

    عیدتون ویلداتون مبارک

  4. آواتار ناشناخته

    درود خوب من
    جشن زیبای یلدا نمادی از فرهنگ و شعور ایرانیان از باستان تا به امروز بوده است. من نیز این جشن فرخنده را به شما و تمامی ایرانیان و فرزندان این سرزمین مقدس فرخنده و شادباش می گویم.
    ز عطر خاک میهن گر شوی مست
    کویر لوت ایران هم عزیز است.
    این سروده تقدیم به تمامی فرزندان پاک ایران زمین.
    تا درودی دیگر بدرود…خدانگهدار

  5. آواتار ناشناخته

    سلام استاد
    چی شما رو اینقدر ناراحت کرده که همچین شعری گفتین
    اگه هیچ کدوم از این چیزا تو دنیا نباشه که دنیا گلستون میشه
    شب یلدا رو هم بهتون تبریک میگم
    موفق باشید

  6. آواتار ناشناخته

    سلام.
    سر حال نبودم کمی هم شاکی بودم یه چیزی نوشتم زیاد خدی نگیرید.
    از حال و هوای کریسمس برامو نمی نویسید؟
    از خاطات شب یلداهای اون سالهایی که در ایران بودید چطور؟
    پیری واژه ای است که حالا حالاها با شما بیگانه خواهد ماند.

  7. آواتار ناشناخته

    خیلی زیبا بود .
    ………..
    راستی آقای اردوخانی پرنیای فسقلی دیگه بلاگ نداره ….
    آخه 1 مزاحم داشتم تو بلاگم … بلاگمو پاک کردم .
    فکر نمی کنم دیگه بلاگ بزنم .
    موفق باشید .. سعی می کنم بهتون سر بزنم .
    بدرود

  8. آواتار عمو

    سلام
    خوبید؟
    شما هم که افتادین به ای کاش؟

  9. آواتار عمو

    راستی عمویی پیشاپیش عیدتون هم مبارک

    انشاالله خدا نسیب کنه شما هم برید حج …..آمین

    در ضمن شب یلدا هم براتون مبارک و میمون باشه

    و هندونتون شیرین و رنگی و بزمتون شاد و برقرار باد

  10. آواتار ناشناخته

    درودها

    بدرود

  11. آواتار عمو

    راستی قصد جسارت نداشتم ها
    دنیای ما دنیای ای کاش هست

  12. آواتار علي

    یک پنجره به وسعت بالهای انتظار آنانکه سالها گلهای امیدشان را در آنسوی پرچین باغ همسایه کاشته اند تا از ترکهای خاک ، نیلوفری بر تاریکی آسمانشان سپیدی بخشد

  13. آواتار ناشناخته

    سلام عمو
    امیدوارم همیشه سالم وسر حال باشی و در شب یلدا طنز های بیشتری برایمان بنو یسی آخه شب دراز است و اردوخانی بیکار

  14. آواتار ناشناخته

    دیگان مبارک .شبی که نوید بلند شدن روزها را می دهد .
    چه شده آقای اردو خانی عزیز
    همیشه با دیدن نوشته های شما غم ها پودر می شد و به هوا می رفت .می فهمیدم که این یک دم عمر ارزش آه و افسوس ندارد و یاد می گرفتیم دم غنیمتی را . حالا چه شده شما که دور از این جایید و می توانید کمی شادتر باشید بازهم اندوه آخر این اندوه چیست که دست از سر ما جماعت ایرانی برنمی دارد .؟ البته احساستان را ارج می نهم .

  15. آواتار ناشناخته

    سلام به پیر خردمند

    امید وارم هیچوقت غصه توی دل مهربونتون راه نداشته باشه


برای محبوبه میم پاسخی بگذارید لغو پاسخ

دسته‌بندی