نگاشته شده توسط: ordoukhani | فوریه 8, 2021

تروریست ایرانی در بلژیک!

این تروریست های ایرانی در بلژیک برای ما درد سری شده. و پلیس های اروپایی خیال می کنند ما همه تروریست هستیم.
چند روز پیش رفتم پسر عمویم را که از ایران نزد پسرش در فرانکفورت (آلمان) آمده بود، پیش خودم بیاورم. سر مرز آلمان و بلژیک پلیس جلوی ما را گرفت. و پاسپورت پسر عمویم با ویزای «شنگن»، و کارت شناسایی «بلژیکی» مرا کنترل کردند. پس از آن برای پیدا کردن اسلحه و مواد منفجره تمام ماشین را گشتند، و چیزی پیدا نکردند. بعد از آن در تمام بدن پسر عمویم به دنبال کمر بند انتحاری گشتند، بازهم چیزی پیدا نکردند، ولی ول کن نبودند و گفتند: شاید این آقا ماده منفجره خورده، و هر وقت بخواهد با یک زور در جایی که جمعیت زیادی باشد، آن را منفجره می کند. هر چه به موی شان قسم خوردم که «ایرانی تروریست نیست» باور نکردند. برای اینکه خاطر جمع شوند که چینین ماده ای در شکم پسر عمویم وجود ندارد، او را روی سطل بزرگی، در اتاقی با شیشه های ضد گلوله و ضد بمب نشاندند، و به او قرص اسهال دادند و بیرون آمدند. من و پلیس ها هم از پشت شیشه مواظب او بودیم. هنوز چند ثانیه از نشستن پسر عمویم روی سطل نگذشته بود «که ناگهان صدا ی دق و دوق همراه با خارج شدن تعداد زیادی نخود، لوبیا، عدس، ماش و باقالی از معده ایشان با سرعت خارج شد»، و به درو دیوارو سقف خورد، گویی رگبار مسلسل است. چند دقیقه این سرو صدا و تیر اندازی ایشان ادامه داشت، تا اینکه صدا ها بند آمد، و ایشان روی سطل با لبخند رضایت بخشی چنان نعشه شده بود که دیگرنمی تونست از جایش بلند شود. مثل اینکه خیر سرش سال ها بوده که دست به آب درست حسابی نکرده بودند، تا مبادا گرسنه شود.
پلیس ها با لباس ضد گلوله و ضد بمب، با احتیاط وارد اتاق شدند، پسر عمویم را کشان ــ کشان بیرون آوردند، و به آزمایش محتوای سطل پرداختند. خوشبختانه، جز آنچه که در بالا نوشتم چیزی پیدا نکردند، ولی در و دیوار سقف جای آثار محتوای شکم پسر عمویم به خوبی دیده می شد. در این موقع من با عصبانیت داد زدم: به شما گفتم که «ایرانی تروریست نیست». یکی از پلیس ها گفت: درست است که ایرانی تروریست نیست، «ولی با انقلابش به دنیا تر زده».
۲۰ بهمن ۱۳۹۹ــ ۸ ژانویه ۲۰۲۱ بلژیک ــ اردوخانی

نگاشته شده توسط: ordoukhani | فوریه 7, 2021

پاسخ به مزدک

پاسخ به مزدک کاظمی: نامه بهمن محصص به علیرضا سمیع آذر. در مورد تابلوهای دزدی شده او در موزه هنرهای معاصر!

یکی از بهانه های هیتلر برای نابودی یهودی ها این بود که آنها ها را دلیل ورشکسگی اقتصاد آلمان می دانست.
یهودی ها ساکن المان (اروپا) طبقه تحصیل مرده مرفهی بودند. بین آنها پرشکان، مهندسین، هنرمندان « نقاش، موسیقی دان ها به نسبت جمعیت شان زیاد بود» بدین جهت هم در خانه های شان علاوه بر جواهر تابلو های با ارزش زیادی یافت می شد. از سال 1933 که هیتلر رسما قدرت را در دست گرفت، یکی از هدف هایش نابودی یهودی ها بود. و زمانی که شروع کرد به جمع آوری انها و فرستادن با آسشویتس، خانه بسیاری از آنها به دست مردم غارت شد.  مبل صندلی و فرش جواهر، و… ، به ویژه تابلوهای پر ارزش نقاشان بزرگ. که بعدا سر از بازارهای اروپا در آمد. آلمانی ها تا آنجا که می توانستند، تابلو های پر ارزش موزه های اروپا به برلن بردند. (که پس از پایان جنگ دوباره به موزهای اولیه بازگشت) از جمله موزه لوور. چندی ازمدیران موزه ها، تابلوهای و مجسمه های پر ارزش را در مخفی کردند. حتی تا سال های کنونی دونسل پس از کشت و کشتار یهودی ها، و به غارت بردن تابلوهای شان، گاهی یکی از تابلوهای در خانه ثروتمندان اروپایی یافت می شود، که باید به نسل دوم یا سوم پس بدهند. از اینکه یهودی هایی که به فرانسه پناه برده بودند، به وسیله پلیس فرانسه شناسایی شدند و به المانی ها معرفی کردند. پلیس فرانسه با نازی ها همکاری کرد، و پس از پایان جنگ بسیاری از انها محاکمه شدند بگذریم. پلیس بلژیک با نازی ها همکاری نکرد.
اگر یگ کشور خارجی پس از پیروزی در جنگ ثروت ملی کشور مغلوب را به تاراج ببرد، نمی خواهم بگویم قابل درک است، ولی تا اندازه ای. اما وای به وقتی که یک عده بی وجدان، بی شرف کشور ثروت ملی خود را به غارت ببرند. تابلوهای دزدیده شده بهمن محصص یک قطره از دریای بی کران  دزدی ها و خیانت های حکومت گران ایران است. من از بیگانگان هرگز ننالم، که هر چه کرد با من هموطنم کرد.
19 بهمن 1399 ــ 7 ژانویه 2021 اردوخانی ــ بلژیک

نگاشته شده توسط: ordoukhani | فوریه 6, 2021

چشم بصیرت انگلیسی!

با یک دوست انگلیسی در هاید پارک لندن قدم می زدم، یکباره  رو کرد به من گفت:Do you see thegeese?گفتم: No, I did not see.گفت:  look carefully . هرچه نگاه کردم گوزی ندیدم، جز چند پرنده که کمی از مرغابی بزرگتر بودند، حتی یکی هم ودل کردم، صدایش را شنیدم، ولی خودش را ندیدم. پیش خود فکر کردم، این انگلیسی ها آنقدر چشم بصیرت قوی(آینده نگر) دارند، گوز را هم می بینند.انگلیسی گفت:(تنها ما نیستیم که همه مان شاعریبم، انگلیس همه هم به همچنین)
نتوان گوز دید جز به چشم بصیرت ــ نتوان گوز رنگ کرد جز به رنگ خیال.
با این چشم بصیرت دور اندیشی شان بود که 200 سال پیش ، یک همچین روزی را پیش بینی می کردند، و آخوندها را ساختند، تا اگر کسی گنده گوزی کند، به وسیله آخوند ها سرنگونش کنند . . . در سال 1311 در زمان رضا شاه ، انگلیسی ها به تعهد های خود در باره نفت عمل نکردند. و سه چهارم مبلغ تعهد را به ایران پرداختند. در عوض رضا شاه با عصبانی ات در واکنش به این موضوع، قرار داد را پاره کرد و سوزاند.
این کار رضا شاه سبب خشم انگلیسی ها شد، و در جنگ دوم جهانی به بهانه واهی (حضور چند مهندس آلمانی) به ایران حمله کردند، و او را به تبعید فرستادند. و پسرش جانشین او کردند.
تا پیش از گودتای 28 مرداد، محد رضا شاه سر به زیر و فرمان بر بود. ولی با گذشت چند سال یکباره شاهنشاه آریا مهر شاه شاهان شد،(از ملکه انگلستان هم بالاتر) جشن2500 ساله شاهنشاهی گرفت، نفت را گران کرد. به دولت های غربی توصیه می کرد که چکار کنند، یکباره عقده حقارتش تبدیل به عقده خود بزرگ بینی شد، و شروع کرد به گنده گوزی. اینجا بود که دولت فخیمه انگلیس با چشم بصیرتی که 200 سال پیش دیده بود، به مبارزه با محمد رضا شاه پرداخت و او را آواره کرد.
و باز شاعر انگلیسی می فرماید:
گوز تو چنان نقش بست در جانم شبی، گفتما این گوز یار هرگز ز یاد نبری
ز بویش بینی آب امد و چشم بسوخت، وز صدایش کر گشتم و ندارم ز دنیا خبری

و باز می فرماید:
ای انکه به گوز تو گرفتار شدیم، و ز نغمه و بوی آن شاد شدیم.
رهاکن یک گوز دگر تا به رقص آییم، این نیز زکون آن مبارک خواهیم

یاد آروی می کنم شکسپیر یک ایرانی بود به نام شکسته پیر، و رفت انگلستان شکسپیر شد.

16 بهمن 1399 ــ 4 ژانویه 2021 ــ اردوخانی ــ بلژیک

نگاشته شده توسط: ordoukhani | فوریه 5, 2021

آرمان شهر در سراب !

از چشمه ها و جویباران ها  و رودخانه ها بی خیال گذشتم،
به دنبال سراب می گشتم.
شهر ها را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشتم،
به دنبال آرمان شهر می گشتم،
دریغا، در سراب به دنبال آرمان شهر می گشتم.
517 بهمن 1399 ــ 5 ژانویه 2010 اردوخانی ــ بلژیک

نگاشته شده توسط: ordoukhani | فوریه 2, 2021

خال هندو، خال ایرانی،زگیل!



خال هندو یا چشم سوم بر پیشانی هندی ها نشان چشم بصیرت، و مرگز آگاهی است.و همچنین نقطه حقیقی و نقطه وحدت است. یکی شدن با حق که در شعر شاعران ایرانی بسیار از آن یاد شده.
حافظ: اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را، . . .
خال ایرنی: درست به یاد دارم، زنانی که به جشنی می رفتند. پیش از رفتن صورت خود را با دو نخ که به هم تابیده شده بود، بند میانداختند. برای سیاه کردن پشت چشم، و گذاشتن خال سیاه، بادام را می سوزاندند، تا یک کمی روغن پس بدهد، سپس یک نقطه سیاه پشت لب می گذاشتند، و پشت چشم را سیاه می کردند. این خاطره 5 ــ 6 سالگی من است. طرز تهیه روغن پشل ماچه الاغ پیش از این نوشته ام.
 تا سال های 1335 ــ 1340 ابرو پر پشم برای خانم ها مد بود. و خیلی از مادرها ابرو دخترشان را می تراشیدند تا پر پشت شود، و موهای دور ابرو را با موچین می کندند.. پس از آن ابرو نازک کشیده رسم شد.  
از درمان سر کچل با برق گذاشتن در انستیتو پاستور،و بند انداختن و شستن با صابون صوبلمه می گذرم.
همانگونه که می دانید، زگیل مانند لپه سیاهی است بر روی صورت . یا سایر اعضای بدن. در جوانی شاید بر زیبایی زنان بیافزاید. ولی با بالا رفتن سن، این زکیل کوچک بزرگترو بزرکتر، گاهی مانند نصف گردو که نه تنها زیبا نیست بلکه زشت هم هست، و مزاحم مردان برای تراشیدن ریش شان می شود. بسیاری از این زکیل ها سرطان زا هستند، با یک عمل کوچک جراحی با لیزر می توان ان را برداشت. (این را از روی معده نگفتم، همین چند دقیقه پیش از یک پزشک پرسیدم، و پزشک متخخص پوست می تواند به راحتی آن را با لیزرعمل کند.  در حدود سی سال پیش یک زگیل کوچک سمت چپ گردنم بود که با سرمای زیاد سوزاندند )  
14 بهمن 1399 ـــ 2 ژانویه 2021 ــ اردوخانی ـــ بلژیک

نگاشته شده توسط: ordoukhani | ژانویه 29, 2021

خوبی فروشگاه ایرانی ما در بروکسل!



یک فروشگاه مواد خوراکی در بروکسل داریم به نام«سوپر آریا» که در آن تمام مواد خوراکی(از، تا) برای ایرانیان یافت می شود. جنس های این فروشگا نه با باران آمده و نه با باد، با زحمت تهیه شده، قیمت ها هم  از سایرسوپرمارکرت ها گران تر نیست، صاحب سوپر اصغر آقا و همسرش هم انسان های زحمت کش مهربانی هستند.
یکی از خوبی های اصغر آقا و همسرش در این است که در مورد پرداخت جنس ها واژه «قابلی ندارد» را به کار نمی برند، تعارف دروغی نمی کنند، و شما مجبور به پاسخ دادن به تعارف شان نیستید. (درمورد قابلی ندارد خواهم نوشت، که از تو سری برایم بدتر است)
خوبی دیگر این است: زمانی که شما به عنوان نمونه 85 یورو 45 سنت خرید می کنید، آن 45 سنت را هم می گیرد. حتی با خورد کردن یک اسکناس درشت. با این کار برای چند سنت منت سر شما نمی گذارد.
چند باراز کسانی شنیدم: واه چقدرکدان! از چند سنت هم نمیگذرن. پاسخ دادم، زمانی که شما از یک سوپر مارکت بلژیکی خرید می کنید، نباید ان چند سنت را هم بپردازید؟ و دیگر اینکه برای من و یا شما چند سنت مهم نیست، ولی برای یک بروشگاه 50 سنت تنها از 10 مشتری در روز 5 یورو می شود، در ماه 150 یورو، این یک رقم مهمی در سال است. نمیدانم چرا وقتی ما به یک فروشگاه یا رستوران ایرانی می رویم توقع زیادی داریم.
یکی دیگر از کارهای نیک اصغر اقا این است که موقع خداحافظی انقدر قربان شما می گوید که شما برای یک سال احتیاج ندارد به اینکه همسرتان قربان صدقه شما برود. کاری نداریم اصغر اقا گاهی خالی می بندد. کدام ایرانی ( شرقی) است که خالی نبندد.یک لبنانی که فامیلش ایوبی بود و می گفت: صلاح الدین ایوبی جد من بود. وقتی هم با یک لیوان آبجو مست می کرد، داستان ها در باره شجاعت اجداد و خودش می گفت و ما هم می خندیدیم. بدتر از تریاکی های هموطن ما.
10 بهمن 1399 ــ 29 ژانویه 2020 ــ اردوخانی ــ بلژیک

نگاشته شده توسط: ordoukhani | ژانویه 27, 2021

ترک دنیا با روانی شاد!

به دیدار دوستی در بیمارستان رفتم. مدت زیادی بود که سرطان معده و روده داشت. قرار بود او روز دیگر، نمی دانم برای چندمین بار او را عمل جراحی کنند. کیسه ای کنار تختش آویزان بود، در آن خون آب می چکید.  با چشمانی نیمه باز، تا مرا دید، گوشه های لبش کمی تکان خورد، دهانش را با زحمت کمی باز کرد و با صدای که گویی از ته چاه می اید پرسید، کی برنده شد، ترامپ یا بایدن؟ گفتم: بایدن. لبخندی کوتاهی بر لبش هویدا گشت، و چند بار تکرار کرد، الحمدالله، الحمدالله، . . . سپس لبانش بر هم شد و چشمان نیمه بازش بسته شد. ساعتی بعد با خیالی آسوده، خندان و روانی شاد ترک دنیا کرد. 8 بهمن 1399 ــ 27 ژانویه 2021 ــ اردوخانی ــ بلژیک

نگاشته شده توسط: ordoukhani | ژانویه 26, 2021

کلمات قصار از شاه!

چند روز پیش، عکس شاه را با انیفورم ارتش دیدم، یک نفر نوشته بود،( زن یا مرد، فراموش کردم) خبرنگار فرانسوی از شاه می پرسد، شما که خود را شاهنشاه می نامید، یعنی شاه شاهان، شما شاه کدام شاهان هستید. شاه پاسخ می دهد: هر ایرانی یک شاه است، و من شاه شاهان.
اکنون که پس از چند روز به آن میاندیشم، قیافه مشخصی از نویسنده ندارم، ولی با تمام وجود برایم ارجمند است. چرا که از دید من، او شاه را بدون هیچ گونه استفاده شخصی دوست دارد. بدین جهت از او اسطوره می سازد.
نمی خواهم وارد بحث اسطوره سازی شوم، چرا که می دانیم در دین ها از امامان و پیغمبران کلمات قصارزیادی دهان به دهان گفته شده، و اسطور های زیادی ساخته اند که این سرمایه آخوند ها در هر دین ایینی هست.
کونیست ها هم از لنین، استالین چگوارا، فیدل کاسترو، مائو کم نگفته اند، و کم از آنها اسطوره نساخته اند.
اما پاسخ من با این شخص:  دوست ارجمندم، زمانی که پس از انقلاب کشاورزی بدون اتحادیه کشاورزان، و تقسیم ملک های برزگ به قسمت های کوچک، و نداشتن ماشین ها کشاورزی، و نداشتن توانایی پرداخت بدهکاری کشاورزان، به بانک عمران، که بانک «بانک بنیاد پهلوی) نبودن  راه و وسیله برای وارد کردن محصول های خود به شهر، وسرازیر شدن نزدیک به 3 ملیون کشاورز به تهران،(حلبی آباد)و شرایط سخت کارگران، دانشجویان سرکوب شده، وزیر و امیری که مجبور به بوسیدن دست، ولیعهد بوده،و جرات نشستن در برابر شاه را نداشته در عین حال یک خبرنگار یا یک درجه دار آمریکایی می نشسته و پایش را روی پایش می انداخته، و خبرنگار ایرانی اجازه نشستن نداشته، و شاه هیچ ایرانی را ادم حساب نمی کرده، همه اینها شاه بودند که شاه خود را شاه شاهان می دانسته؟    
7 بهمن 1399 ــ 26 ژانویه 2021 ــ اردوخانی ــ بلژیک
                                                                                                                                                                                                       

نگاشته شده توسط: ordoukhani | ژانویه 21, 2021

به دِل تان صابون نزنید!

به دل تان صابون نزنید!

روایت است از ابن کچل الدین. در اطلاقی پسری را ختنه می کردند. در اطاق کناری دخترها تو سر خود می زدند و می گریستد. یک نفر از دختری پرسید، پسرک درد می کشد، شما چرا گریه می کنید.؟پاسخ شنید از برای ما تیز می کنند. حال حکایت ما است ای برادر. نتیجه انتخابات امریکا این شد، که ترامپ را رفت و جو بایدن آمد. کشت و کشتار ها در افغانستان ، عراق و سوریه، و فقر و کرسنگی در بسیاری از کشورها ادامه پیدا خواهد کرد، آخوندها سر جایشان می نشینند. از جشن ختنه سوران برای ما خبری نیست. به دل تان صابون نزنید، در هر حال برای ماتیز می کنند .
2 بهمن 1399 ــ 21 ژانویه 2021 ــ اردوخانی ــ بلژیک

نگاشته شده توسط: ordoukhani | ژانویه 20, 2021

قصیده ای در وصف بیضه جو بایدن!

چندی از سر سپردگان ترامپ که امیدوار بودند او دوباره رییس جمهور شود، و ایران را با چند بمب اتمی نابود کند، و آخوندها را بر کنار، و اینها را «جای نشین» آخوندها نماید، و شاهزاده رضا پهلوی را بر کرسی پادشاهی بنشاند، پس از نا امید شدن از ترامپ، اکنون موقعیت خود را در خطر می بینند، برای عرض بندگی قصیده ای در وصف بیضه «جو بایدن» سروده اند.  فرمواش نشود: با روی کار امدن ترامپ اینان قصیده ای هم در وصف گوز ترامپ سروده بودند.

ای که بیضه ات بزرگ تر بیضه شتر، به خصوص تو بخوابی و کنی خور ـ خور.
بیضه فیل پیش بیضه تو به آب رود، تمساح ز ترس بیضه تو به آب رود
خر چو بیند بیضه  تو ز دور، بیضه بگیرد و بدود دورا دور
شیر چو بیضه تو بدید فراری شد، ببر از ترس بیضه تو بنگالی شد.
پوتین ز دیدن بیضه تو خار شود، از مسکو بگریزد و در سیبری خاک شود
پوتین خویش زیر خاک یخ چال کند، بر موشکی بنشیند و به ماه سفر کند
سلاطین بیضه تو مالند و حال کنند، نفتی بدهند و توپ و تفنگ در خواست کنند
کیم جونگ ایل ز ترس بیضه تو به لرزه است، در اندیشه نابودی بمب هسته است.
چین جهان خوار ز ترس تو خار شده، اروپ ز دیدن تو شاد و بی تاب شده.
ما نقش بیضه تو در ماه دیده ایم، پشم تو در رختخواب دیده ایم.
باران حمت ات ببار بر سرما، بی تو باغ ما خشک سال شده.
ای جو بایدن بزرگ رهبر جهان، مهرت زما  نکن پنهان
بیضه مالان را نکن محروم، تو که با دشمنان (آخوندها) نظر داری
تو که میخواهی تحریم را برداری، نطری به ما کن اگر رحم رداری.
امضا 5221نفر بیضه  مالان حرفه ای ساکن جهان و آمریکا.

« Newer Posts - Older Posts »

دسته‌بندی