نگاشته شده توسط: ordoukhani | فوریه 23, 2021

می دونم باور نمی کنید!



جون شما! خیلی کارا تو زندگی کردم که باورتون نمیشه. شاید شما هم مثل من خیلی از این کارا کردین.
فکر می کنم 12 ــ 13 سالم بود. این تن بمیره دروغ نمی گم، یروز با مملی داشتیم تو بهارستان نزدیک  مخبر الدوله می رفتیم، چشم خورد به خانم مهوش. به مملی گفتم: میرم بهش سلام می کنم و دست میدم. مملی گفت: نمی تونی. شرط بستیم سر یه قرون.
من رفتم کنار خانم مهوش یواشی زدم رو آستین سمت چپش. سرش رو برگردوند، سلام کردم، دست راستم  رو بردم به طرفش. به مولا قسم، دستم رو گرفت و فشار داد و یه دستی هم به سرم کشید. شنگول و خندون یواش یواش رفتم چند قدم اونور تر پیش مملی، خانم با لبخندی همینطور منو نگاه می کرد. به مملی گفتم: یه قرونی که باختی بده. کون گشاد یه بیلاخ حواله ام کرد. منم هیچی نگفتم رفیقم بود دیگه. فردا تو مدرسه واسه همه تعریف کردم، بی در مادرا هیپش کدوم باور نکردن.
یه دفعه هم قاسم جبلی رو دیدم وباهاش دست دادم. ولی به کسی نگفتم. چه فایده داره ادم حرفی بزنه که کسی باور نکنه.
ولی این یکی رو مدرک دارم، شما نمی تونید باور نکنید. تا حالا دیدید، خری مجسمه یک خر رو بذاره سر در خونه اش و زیرش بنویسه استاد من. من این کار رو با زحمت زیاد کردم . این هم عکسش. استادم خیلی معروف شده. معروف تر از من.
یک کاریگه هم کردم، که شاید باور نکیند، اونم مدرک دارم. یک کتاب نوشتم در باره گوز، به نام «هرچه بادا باد» ازچپ و راست و بالا و پایین و ریش و سبیل رو به گوز کشیدم. یکی از لوس انجلس تلفن کرد و گفت: آقای اردوخانی صدای گوز شما تا اینجام رسیده. کاری ندارم، صداش تا روسیه و استرالیا و کانادا و نیوزیلاند هم رسیده. به قول بعضی ها این کتاب انتی دپرسیوه. 5 اسفند 1399 ــ 23 فوریه 2021 ــ اردوخانی ــ بلژیک

نگاشته شده توسط: ordoukhani | فوریه 23, 2021

فرق دیروز و امروز!

سعدی (قرن 7 خورشیدی، 1330 میلادی) می فرماید: مرد باید در کشاکش دهر (روزگار) سنگ زیرین آسیا باشد.
در زمان روانشاد سعدی آسیاب ها آبی بوده، و سنگ رویی بر روی سنگ زیرین می گشت، و گندوم از سوراخ وسط  سنگ بین دو سنگ ریخته می شد، و آرد شده از کنار سنگ ها بیرون میامد. اما امروز دیگر آسیاب سنگی کمتر پیدا می شود، و بیشترشان برقی شده اند، بنا بر این باید گفت: مر باید در کشاکش دهر توپ فوتبال باشد، تا هرچقدر لگد بخورد باز هم پاره نشود. توپ تنیس، با وجودی که هزار بار راکت توی سرش می خورد باز هم از زمین بلند می شود. باید توپ والیبال باشد که هر چه توی سرش می زنند باز هم از رو نمی رود. توپ بسکت هر چقدر دست به دست کردد، باز هم توی سوراخ می رود. فوتبال آمریکایی باشد، کریکت، کلف، هاکی، هند بال، واترپلو، پتانگ،یس بال، بولینک، از همه بیچاره تر توپ تخم مرغی باشد که زود پاره می شود.
5 اسفند 1399 ــ 23 فوریه 2021 ــ اردو خانی ــ بلژیک

نگاشته شده توسط: ordoukhani | فوریه 18, 2021

احتیاط کرونایی


لطفا خیلی دقت بفرمایید. من یکی از دوستام توی بیمارستان پزشک هست و شدیدا روی این موضوع تاکید داره. تو راخدا توی گروههای خانوادگی و دوستانتون پخش کنید شاید فقط یک نفر را بتونید نجات بدیددوستی می گفت:به دستشوئی رستوران رفتمدستهایم را شستم در را با آرنجم گشودمدر سطل توالت را با پایم بلند کردمشیر آب را با دستمال کاغذی باز و بسته کردمدوباره با آرنج، در را باز کرده و خارج شدم و آنگاه که به سر میز باز گشتممتوجه شدم فراموش کرده ام شلوارم را بالا بکشم.!خیلی حواستون باشه ترو خدا.

نگاشته شده توسط: ordoukhani | فوریه 17, 2021

یک پیشنهاد پرسود، در این روزهای قرنطینه ای

یک پیشنهاد پر استفاده در این روزهای قرنطینه ای؟

اندیشه ناب یک اندیشمندِ روشن فکرِ قرنطینه ای: در این روزهای قرنطینه ای به جای اینکه مرتب به همسر غر بزنید و ایراد بگیرید، با هم  یک کار مفید سود آور انجام دهید.
مبلی که رویش می نیشنید را گمی گود کنید، تعدادی تخم مرغ بیو(بیو برای اینکه نطفه دارد) بگیرید، در آن گودالی بگذازید، و هر کدام از شما به نوبت روی آن بنشیند. بین 17 تا 20 روز جوجه بیرون خواهد آمد.
توجه، باسن شما و همسر، یا دوست باید یک اندازه باشد، و تعداد تخم ها بستگی به بزرگی باسن شما (بین 7 تا 40ــ تا50) دارد. اگر همسر ندارید، یا همسر نخواست، می توانید با دوستان نزدیک و یا همسایه ها شریکی سه چهار نفری به نوبت این کار را انجام دهید. توجه: از توپ تخم مرغی به جای تخم مرغ استفاده نکنید
نخم دو زرده نگیرید، که می گندد و جوجه بیرون نمی آید. مانند بسیاری که با نوشته های و فرمایش های روشنفکران که  خیال می کنند، تخم دوزرده کرده اند.
بهترین خوراک برای جوجه کندم خورد شده، یا خمیر نان است
زمانی که جوجه ها بیرون آمدند، به جای غر زدن  قد قد کنید، نوک به خوراک جوجه ها بزنید تا جوجه ها از شما نوک زدن را یاد بگیرند.
از تعریف داستانهای غم انگیز برای جوجه ها خود داری کنید، داستان های قشنگ کودکان برایشان بخوانید
من به عنوان یک فیل سوف، مانند تمام فیلسوفان  از جمله مارکس این کار را هنوز تجربه نکرده ام، خواهش می کنم پس از تجربه بنویسید، تا آیندگان به کار ببرند.
15 فوریه 2021 اردوخانی ــ بلژیک

نگاشته شده توسط: ordoukhani | فوریه 15, 2021

شعری از » زنده یاد سعیدی سیرجانی»


وطن امروز اسیر دو سه تن بی وطن است/ انهدام وطن از نکبت این چند تن است .
این یکی لاشخور و آن دگری جغد سیاه /این یکی مرده خور و آن دگری گور کن است .
آن شده پیش نماز چمن دانشگاه /واقعا قصه ی او قصه * خر در چمن * است.
عطش قاضی اسلام بنازم که چنین/ تشنه خون جوان و بچه و مرد و زن است.
حاکم شرع به حیوان عجیبی ماند/ که دمش گاو و تنش خوک و سرش کرگدن است .
هیات حاکم ما هیات خیرات خوری ست /هیات دولت ما هیات زنجیر زن است .
تا که باشد وطنم دست دو تن تعزیه خوان/ همه جا قتل حسین یا که عزای حسن است .
روزگاری که وطن غصب کفن دزدان است/ عجبی نیست اگر مرده ما بی کفن است .
می زند خون جوانان وطن موج هنوز/ این چنین است که لب تشنه و خونین بدن است
مملکت داری از این قوم چه داری تو امید /که در اندیشه جیب و شکم وخیک تن است
بر نیاید ز بز و بزمچه خرمن کوبی/ کار بر عهده گاو نر و مرد کهن است شده
هر بی خردی صاحب یک دسته قشون/ هر خطا پیشه رئیس دوسه تا انجمن است
این یکی دشمن شعر و گل و موسیقی و عشق /آن یکی دشمن ملیت و خصم سنن است
بلبلان را همه کشتند به فتوای فقیه/ حالیا وقت نوا خوانی زاغ و زغن است
حد شرعی به گل لاله و نرگس زده است/ حاکم شرع که غارتگر دشت و دمن است
سرزمین گل و بلبل به چه روزی افتاد/ بلبل آن وزغ است و چمن آن لجن است
مجلس ختم قناریست بیا ای قاری/ که کنون نوبت تو طوطی شکر شکن است
این چه بو ییست که از زیر عبا می آید /که چنین باعث دلسردی مشک ختن است
داده بودند خبر بت شکنی می آید/ بت شکن آمد و دیدیم که پیمان شکن است
مذهب مرجع تقلید اگر بی وطنی است/سجده بر خاک وطن مذهب و آئین من است.
روانش شاد

نگاشته شده توسط: ordoukhani | فوریه 14, 2021

پیس بینی ده سال پیش امام:موسوی، زهنورد، کروبی!



خر های خدا امام دوست تان داشت: ده سال پیش امام خامنه ای پیش بینی کرده بود که روزی بیماری کرونا جهانگیر خواهد شد. به دلیل مهر فراونی که نسبت به میر حسین موسوی، زهرا رهنورد، و مهدی کروبی داشت، آنها را مجبور به خانه نشینی کرد. در یک سال گذشته بسیاری از سران نظام به بیماری کرونا گرفتار شدند، و ریق رحمت را سر کشیدند.
من به این سه نفر می گویم: خرهای خدا، امام دوست تان داشت که شما را خانه نشین کرد، و گرنه شاید شما هم ریق رحمت را سر کشیده بودید، آنقدر چس ناله نکنید، ننه من غربیم در نیاورید، و به دامن سرب دار ملکه الیزلبت ، از طریق بی بی سی آویزان نشوید. فراموش نکید، در این مدت که شما غم برق، نان، آب و کرایه خانه و هزینه بیماری نداشته اید، هزارن نفر از فقر در گذشته اند، نو جونان از فقر خودکشی کرده اند، هر سال در حدود 600 نفر اعدام شده اند، و زندانیان زیادی در یرترین شرایط به سر می برند. خدا سایه امام خامنه ای را از سر شما کم نکند.
بی بی سی: عفو بین‌الملل طی بیانیه ای خواستار پایان حبس خانگی میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی شد
در یک دهه گذشته، سلب ناعادلانه حق آزادی این مخالفان در زمان‌هایی با آزار و اذیت اعضای خانواده‌ی آنها، نقض حق حریم خصوصی به دلیل حضور مستمر نیروهای اطلاعاتی و امنیتی در محل سکونت‌شان و ممانعت از دسترسی به هوای تازه، نور خورشید، و مراقبت‌های پزشکی مناسب همراه بوده است. این در حالی است که هر سه نفر به دلیل سن‌‎شان به مراقبت‌های پزشکی نیاز داشته‌اند. اردوخانی  ــ بلژیک 14 ژانویه2021

نگاشته شده توسط: ordoukhani | فوریه 8, 2021

تروریست ایرانی در بلژیک!

این تروریست های ایرانی در بلژیک برای ما درد سری شده. و پلیس های اروپایی خیال می کنند ما همه تروریست هستیم.
چند روز پیش رفتم پسر عمویم را که از ایران نزد پسرش در فرانکفورت (آلمان) آمده بود، پیش خودم بیاورم. سر مرز آلمان و بلژیک پلیس جلوی ما را گرفت. و پاسپورت پسر عمویم با ویزای «شنگن»، و کارت شناسایی «بلژیکی» مرا کنترل کردند. پس از آن برای پیدا کردن اسلحه و مواد منفجره تمام ماشین را گشتند، و چیزی پیدا نکردند. بعد از آن در تمام بدن پسر عمویم به دنبال کمر بند انتحاری گشتند، بازهم چیزی پیدا نکردند، ولی ول کن نبودند و گفتند: شاید این آقا ماده منفجره خورده، و هر وقت بخواهد با یک زور در جایی که جمعیت زیادی باشد، آن را منفجره می کند. هر چه به موی شان قسم خوردم که «ایرانی تروریست نیست» باور نکردند. برای اینکه خاطر جمع شوند که چینین ماده ای در شکم پسر عمویم وجود ندارد، او را روی سطل بزرگی، در اتاقی با شیشه های ضد گلوله و ضد بمب نشاندند، و به او قرص اسهال دادند و بیرون آمدند. من و پلیس ها هم از پشت شیشه مواظب او بودیم. هنوز چند ثانیه از نشستن پسر عمویم روی سطل نگذشته بود «که ناگهان صدا ی دق و دوق همراه با خارج شدن تعداد زیادی نخود، لوبیا، عدس، ماش و باقالی از معده ایشان با سرعت خارج شد»، و به درو دیوارو سقف خورد، گویی رگبار مسلسل است. چند دقیقه این سرو صدا و تیر اندازی ایشان ادامه داشت، تا اینکه صدا ها بند آمد، و ایشان روی سطل با لبخند رضایت بخشی چنان نعشه شده بود که دیگرنمی تونست از جایش بلند شود. مثل اینکه خیر سرش سال ها بوده که دست به آب درست حسابی نکرده بودند، تا مبادا گرسنه شود.
پلیس ها با لباس ضد گلوله و ضد بمب، با احتیاط وارد اتاق شدند، پسر عمویم را کشان ــ کشان بیرون آوردند، و به آزمایش محتوای سطل پرداختند. خوشبختانه، جز آنچه که در بالا نوشتم چیزی پیدا نکردند، ولی در و دیوار سقف جای آثار محتوای شکم پسر عمویم به خوبی دیده می شد. در این موقع من با عصبانیت داد زدم: به شما گفتم که «ایرانی تروریست نیست». یکی از پلیس ها گفت: درست است که ایرانی تروریست نیست، «ولی با انقلابش به دنیا تر زده».
۲۰ بهمن ۱۳۹۹ــ ۸ ژانویه ۲۰۲۱ بلژیک ــ اردوخانی

نگاشته شده توسط: ordoukhani | فوریه 7, 2021

پاسخ به مزدک

پاسخ به مزدک کاظمی: نامه بهمن محصص به علیرضا سمیع آذر. در مورد تابلوهای دزدی شده او در موزه هنرهای معاصر!

یکی از بهانه های هیتلر برای نابودی یهودی ها این بود که آنها ها را دلیل ورشکسگی اقتصاد آلمان می دانست.
یهودی ها ساکن المان (اروپا) طبقه تحصیل مرده مرفهی بودند. بین آنها پرشکان، مهندسین، هنرمندان « نقاش، موسیقی دان ها به نسبت جمعیت شان زیاد بود» بدین جهت هم در خانه های شان علاوه بر جواهر تابلو های با ارزش زیادی یافت می شد. از سال 1933 که هیتلر رسما قدرت را در دست گرفت، یکی از هدف هایش نابودی یهودی ها بود. و زمانی که شروع کرد به جمع آوری انها و فرستادن با آسشویتس، خانه بسیاری از آنها به دست مردم غارت شد.  مبل صندلی و فرش جواهر، و… ، به ویژه تابلوهای پر ارزش نقاشان بزرگ. که بعدا سر از بازارهای اروپا در آمد. آلمانی ها تا آنجا که می توانستند، تابلو های پر ارزش موزه های اروپا به برلن بردند. (که پس از پایان جنگ دوباره به موزهای اولیه بازگشت) از جمله موزه لوور. چندی ازمدیران موزه ها، تابلوهای و مجسمه های پر ارزش را در مخفی کردند. حتی تا سال های کنونی دونسل پس از کشت و کشتار یهودی ها، و به غارت بردن تابلوهای شان، گاهی یکی از تابلوهای در خانه ثروتمندان اروپایی یافت می شود، که باید به نسل دوم یا سوم پس بدهند. از اینکه یهودی هایی که به فرانسه پناه برده بودند، به وسیله پلیس فرانسه شناسایی شدند و به المانی ها معرفی کردند. پلیس فرانسه با نازی ها همکاری کرد، و پس از پایان جنگ بسیاری از انها محاکمه شدند بگذریم. پلیس بلژیک با نازی ها همکاری نکرد.
اگر یگ کشور خارجی پس از پیروزی در جنگ ثروت ملی کشور مغلوب را به تاراج ببرد، نمی خواهم بگویم قابل درک است، ولی تا اندازه ای. اما وای به وقتی که یک عده بی وجدان، بی شرف کشور ثروت ملی خود را به غارت ببرند. تابلوهای دزدیده شده بهمن محصص یک قطره از دریای بی کران  دزدی ها و خیانت های حکومت گران ایران است. من از بیگانگان هرگز ننالم، که هر چه کرد با من هموطنم کرد.
19 بهمن 1399 ــ 7 ژانویه 2021 اردوخانی ــ بلژیک

نگاشته شده توسط: ordoukhani | فوریه 6, 2021

چشم بصیرت انگلیسی!

با یک دوست انگلیسی در هاید پارک لندن قدم می زدم، یکباره  رو کرد به من گفت:Do you see thegeese?گفتم: No, I did not see.گفت:  look carefully . هرچه نگاه کردم گوزی ندیدم، جز چند پرنده که کمی از مرغابی بزرگتر بودند، حتی یکی هم ودل کردم، صدایش را شنیدم، ولی خودش را ندیدم. پیش خود فکر کردم، این انگلیسی ها آنقدر چشم بصیرت قوی(آینده نگر) دارند، گوز را هم می بینند.انگلیسی گفت:(تنها ما نیستیم که همه مان شاعریبم، انگلیس همه هم به همچنین)
نتوان گوز دید جز به چشم بصیرت ــ نتوان گوز رنگ کرد جز به رنگ خیال.
با این چشم بصیرت دور اندیشی شان بود که 200 سال پیش ، یک همچین روزی را پیش بینی می کردند، و آخوندها را ساختند، تا اگر کسی گنده گوزی کند، به وسیله آخوند ها سرنگونش کنند . . . در سال 1311 در زمان رضا شاه ، انگلیسی ها به تعهد های خود در باره نفت عمل نکردند. و سه چهارم مبلغ تعهد را به ایران پرداختند. در عوض رضا شاه با عصبانی ات در واکنش به این موضوع، قرار داد را پاره کرد و سوزاند.
این کار رضا شاه سبب خشم انگلیسی ها شد، و در جنگ دوم جهانی به بهانه واهی (حضور چند مهندس آلمانی) به ایران حمله کردند، و او را به تبعید فرستادند. و پسرش جانشین او کردند.
تا پیش از گودتای 28 مرداد، محد رضا شاه سر به زیر و فرمان بر بود. ولی با گذشت چند سال یکباره شاهنشاه آریا مهر شاه شاهان شد،(از ملکه انگلستان هم بالاتر) جشن2500 ساله شاهنشاهی گرفت، نفت را گران کرد. به دولت های غربی توصیه می کرد که چکار کنند، یکباره عقده حقارتش تبدیل به عقده خود بزرگ بینی شد، و شروع کرد به گنده گوزی. اینجا بود که دولت فخیمه انگلیس با چشم بصیرتی که 200 سال پیش دیده بود، به مبارزه با محمد رضا شاه پرداخت و او را آواره کرد.
و باز شاعر انگلیسی می فرماید:
گوز تو چنان نقش بست در جانم شبی، گفتما این گوز یار هرگز ز یاد نبری
ز بویش بینی آب امد و چشم بسوخت، وز صدایش کر گشتم و ندارم ز دنیا خبری

و باز می فرماید:
ای انکه به گوز تو گرفتار شدیم، و ز نغمه و بوی آن شاد شدیم.
رهاکن یک گوز دگر تا به رقص آییم، این نیز زکون آن مبارک خواهیم

یاد آروی می کنم شکسپیر یک ایرانی بود به نام شکسته پیر، و رفت انگلستان شکسپیر شد.

16 بهمن 1399 ــ 4 ژانویه 2021 ــ اردوخانی ــ بلژیک

نگاشته شده توسط: ordoukhani | فوریه 5, 2021

آرمان شهر در سراب !

از چشمه ها و جویباران ها  و رودخانه ها بی خیال گذشتم،
به دنبال سراب می گشتم.
شهر ها را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشتم،
به دنبال آرمان شهر می گشتم،
دریغا، در سراب به دنبال آرمان شهر می گشتم.
517 بهمن 1399 ــ 5 ژانویه 2010 اردوخانی ــ بلژیک

« Newer Posts - Older Posts »

دسته‌بندی