مسجد نساخته !
منت خدای را عزو وجل که شکم ام سیر است و نه از دیدگاه مالی و اندیشه ای( جز به آرمان روان شاد دکتر محمد مصدق ) به هیچ گروهی وابستگی ندارم. آنقدر در این کشور بلژیک کار کرده ام، تا سر پیری بتوانم زندگی بخور و نمیری داشته باشم. وبدون هیچ گونه رودربایستی به خاطر این یا آن گروه یا این حزب و آن دسته ننویسم .هر چه می اندیشم می گویم و می نویسم . به گفته ها و نوشته های دیگران توجه می کنم ، پس از نشخوار، تجزیه و تحلیل در مخم ، ممکن است تغییر عقیده بدهم.
نزدیک سه ماه به انتخابات دوره هشتم مجلس شورای ملی ایران مانده است . احزاب و گروه های گوناگون اپوزیسیون خارج از کشور شروع کرده اند به گفتن اینکه چهل میلیون ایرانی داخل کشور که حق رای دارند چه باید بکنند.
گیریم که نمایندگان پیشاپیش دست چین شوند، و در انتخابات هم تقلب شود ، ولی این بدین معنی نیست که یک به یک شهروندان ایرانی داخل کشور از حق خود بگذرند. و به خواست اپوزیسون رای بدهند یا ندهند.
از دیدگاه من در استبدادی ترین کشورها اگر حکومت رای ملت ، اساسی ترین حقوق مردم را پایمال کند ، ولی رای دادن برای هر شهروند یک وظیفه ملی است . با این گفته من تنها اندیشه خودم را بیان می کنم. و هیچ گونه وظیفه ای برای کسی معین نمی کنم.
می گویند : مسجد نساخته ، گدا درش نشسته. من می گویم : مسجد نساخته مؤذن [ها]اذان می گن.
خارج از مسجد هم می شود اذان گفت. ولی شنونده چندانی ندارد
23 دسامبر 2007 ــ 2 دی 1386
دیدگاه های تازه