ما ملت نابغه ای هستیم !
نوشته شده در منتشر نشده ها
یک تحول بی سابقه
نوشته شده در گاه نوشته ها
امَا انگار برمایید؟!
اما انگار برمایید؟!
در خاطرات یکی از نزدیکان یا شاگردان کمال الملک ( درست به یاد ندارم ) خواندم : روزی با کمال الملک در خیابان چراغ گاز راه می رفتم. کسانی که که از کنار ما رد می شدند به او سلام می کردند. کمال الملک هم با مهربانی و فروتنی پاسخ آن ها را می داد و اغلب در سلام گفتن پیشدستی می کرد. یکباره کالسکه دوازده اسبه سفیر روسیه رد شد. سفیر روسیه با دیدن کمال الملک در جایش نمی خیز شد و به او ادای احترام کرد. ایشان با بی اعنتاعی و تکبر و با لبخندی مصنوعی تنها سری تکان داد. من از دیدن این صحنه به کمال الملک گفتم : قربان، ایشان سفیر کبیر روسیه بودند که به شما ادای احترام کردند و شما به او با بی احترامی پاسخ دادید . ایشان گفتند : این مرتیکه ما را تحقیر می کند. من هم خواستم او را تحقیر کنم . او از ما نیست، بر ماست.
مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی تعریف می کرد: کنار خیابان با چند نفر دیگر منتظر تاکسی بودم . ماشین های سورای نگه می داشتند و مردم به ویژه دختران را سوار می کردند. هیچ کدام مایل به سوار کردن من نبودند. پس از مدت زیادی یک ماشین نگه داشت و سوارم کرد. صد متر آن طرف تر مرا پیاده کرد. گفتم : چرا مرا از آن جا تا به اینجا کشاندی ؟ گفت: آخه اونجا سایه بود!
یکی از ملایان می گفت : در زمان قدیم می گفتند : آخوند بد هم پیدا میشه : حالا می گویند : آخوند خوب هم پیدا میشه.
آقایانی که به نام خدا بر ما حکومت می کنید؛ دیروز روس ها و انگلیس ها و آمریکایی ها ما را تحقیر می کردند، امروز ملت ایران خود را تحقیر شده، شما احساس می کند. مردم هم در پاسخ با رکیک ترین هجوها شما را تحقیر می کنند. ما فریب خوردگان خیال می کردیم از مایید، اما انگار بر مایید؟!
15 بهمن 1386 ــ 4 فوریه 2008
نوشته شده در منتشر نشده ها
لبخند غمگین
لبخند غمگین
در سوپر مارکت ، چرخ دستی، دستم بود و آن را به جلو می راندم . مقداری گوجه فرنگی ، خیار ، کاهو ، سیب زمینی و پیاز درون چرخ دستی گذاشتم، که یکباره تعدا زیادی جعبه پودر رخت شوئی با بیست در صد تخفیف که به هر جعبه یک پلاستیک محتوی بچه گربه سفید پشمالوی اسباب بازی با چشمانی زاغ، چسبیده بود، نطرم را جلب کرد.
به یادم آمد ، پودر لباس شوئی ما نزدیک به تمام شدن است. بدین دلیل یکی از جعبه ها را برداشتم و درون چرخ گذاشتم.
وقتی که جلوی در خانه از ماشین پیاده شدم و خواستم خریدم را به درون خانه ببرم ، پیرمرد همسایه را دیدم . با لبخندی به هم سلام کردیم . و من بچه گربه را از روی جعبه پودر کّندم و به سینه او فشرم. او خندید وآن را گرفت خوب نگاه کرد و گفت: چه گربه قشنگی ، هم وطن تو «پرسان » است ؟ گفتم ممکنه هم وطن من باشد، ولی حتما ساخت هنگ کنگ است. هر دو خندیم . او چند بار ( با لحنی که بیشتر جنبه شوخی داشت ) مرسی گفت.
نوشته شده در منتشر نشده ها
فرزندم ازخودم ننگ دارم ، از تو شرم
نوشته شده در منتشر نشده ها, کوتاه گفتار
به شقیقه مربوط است
به شقیقه مربوط است
انتقام خون فلسطینی ها!
شما می گوئید مربوط نیست ، من می گویم مربوط است.
نروژ به اعدام های پی در پی ایران اعتراض کرد، وزارت خارجه جمهوری اسلامی هم سفیر نروژ را در تهران احضار کرد و به وی گفت: این موضوع به شما ربطی ندارد و تازه عمل شما نقض حقوق بشر است ! سفیر پرسید چرا؟
پاسخ وزارت خارجه جمهوری اسلامی این بود که؛ شما به کشتار فلسطینی ها توسط اسرائیل هیچگونه اعتراضی نمی کنید، ولی همیشه از اعدام ها در ایران سخن می گوئید. این یک دسیسه صهیونیستی است.
اگر خوب به این پاسخ توجه کنید، معنی سخنان بالا این است که: اسرائیل فلسطینی ها را می کشد ، ما هم در عوض با اعدام و سنگسار و شکنجه ملت خود انتقام خون فلسطینی ها را از دولت اسرائیل می گیریم و مشت محکمی بر دهان صیهونیست ها می کوبیم!
حالا توجه کردید که … به شقیقه مربوط است . گنه کرد در بلخ آهنگری/ به شوشتر زدند گردن مسگری.
نوشته شده در منتشر نشده ها
قوطی خالی
نبوغ یک بچه ایرانی !
پیشنهاد به نامزدهای وکالت در مجلس شورای اسلامی !
پیشنهاد به نامزدهای وکالت در مجلس شورای اسلامی !
بنا به گفته دوست و دشمن ، حجت الاسلام محود دعائی ، مدیر مسئول نشریه اطلاعات ؛ خودش در خانه اجاره ای می نشیند، ولی برای اکثر کارمندن اطلاعات خانه خریده. وهمان ماشین پیکان قبل از انقلابش راهنوز سوار می شود. ایشان از نظر اخلاقی و مالی هم دچار هیچگونه لغزشی نشده!
حجت الاسلام محود دعائی بدون تبلیغ در هیچ نشریه ای ، حتی در اطلاعات خود را نامزد وکالت در مجلس شورای اسلامی نموده. برای تائید صلاحیات او ، وزارت کشور، وزارت اطلاعات، قوه قضائیه ، شورای نگهبان ( کمیته بررسی صلاحیت ها) در مورد او به بررسی پرداختند و از در و همسایه اش پرسیدند، نماز خواندن حاج آقا را دیده اید؟!
نامزدهای محترم وکالت در مجلس شورای اسلامی، چنانچه می خواهید صلاحیت شما از طرف «کمیته بررسی صلاحیت ها» پذیرفته شود. اگر به صدها فساد مالی و اخلاقی آلوده هستید نگرا ن نباشید . ولی در خانه تان جلوی یک میکروفون با صدای بلند نماز بخوانید . و بلند گوی آن را در کوچه بالای تیر چراغ برق محکم نصب کنید. تا در و همسایه بفهمند که شما نماز می خوانید. در ضمن چاپلوسی از مقامات بالا را هم فراموش نکنید. در این صورت خاطر جمع باشید وکالت شما پذیرفته خواهد شد.
نوشته شده در انتخابات دهم
نمی خواهم !
نوشته شده در منتشر نشده ها

دیدگاه های تازه