تبر خلاص بر استبداد!
نوشته شده در انتخابات دهم
نامه سرگشاده به آقای خامنه ای!
نوشته شده در انتخابات دهم
چماقِ چماق دارن، بر سر نظام
چماقِ چماق دارن، بر سر نظام.
تن دادن به سرنوشت، خیانت به آرمان است.
این اولین باری است در تاریخ ایران و بعد از مشروطه که هشتاد و پنج در صد ملت ایران، حتی آنها که در خارج از کشور هستند و هرگز به سفارت ایران نرفته بودند تا رای بدهند، در انتخابات شرکت کرده و به موسوی رای دادند، نه به خاطر اینکه موسوی را دوست داشتند، بلکه به خاطر انزجارشان از احمدی نژاد.
و باز در تاریخ همین دوره هیچ دولتمردی، با دزدی، دروغ *و بی خردی به ملت ایران ضررهایی اینچنین جبران ناپذیر، به اندازه دوران چهار ساله احمدی نژاد نزده است.
نوشته شده در انتخابات دهم
ول میگردم
در کوچه پس کوچه های اندیشهها، در میان کتاب ها ول می گردم. در جستجوی خویشم. در جستجوی دانایی. زمانی این اندیشه و زمان دگر آن اندیشه مرا به اندیشیدن وامیدارد.
گاهی دست گدایی به سوی رهگذران پر مدعا (روشنفکران) دراز می کنم. اندیشه دانشان خالی است، یا پُرند از اندیشههای کهنه و پوسیده. با افاده و با نگاهی دانا به ابله مقداری از دانششان را به من صدقه می دهند. وقتی نیک به آنچه گرفتهام میاندیشم، حالم به هم می خورد و از اندیشدن بیزار می شوم. غمگین و نا امید، صدقهشان را به دور میاندازم.
در کوچه پس کوچه های اندیشهها، به دنبال اندیشه ای تازه، ول می گردم.
4 دی 1386 ــ 25 دسامبر 2007
نوشته شده در منتشر نشده ها, داستان کوتاه
با ناز !
سرگردانیم!
سرگردانیم!
مشکل تاریخی ما( رای) دادن، یا ندادن!
بینِ کردنِ (انتخاب)،
دادنِ ( رای)،
سرگردانیم.
چندی می گویند؛ بده (رای)،
برخی، بکن (تحریم).
اینان خود نیز نمی دانند،
باید داد ( رای)،
یا کرد (تحریم).
گویی، تاریخ تکرار می شود،
میان دادن و کردن،
باز هم سرگردانیم!
13 خرداد 1388 ــ 3 ژوئن 2009 اردوخانی ـ بروکسل
چرا در انتخابات شرکت نمی کنم؟
چرا در انتخابات شرکت نمی کنم؟ دادن، یا ندادن (رای)، مسئله این است؟!
برای رسیدن به دمکراسی احتیاج به تحول عمیق فرهنگی در کنار برداشتن سدهای بسیار است.
به نظر این پژوهشگر چرندنویس یکی از این سدها، زبان فارسی و فعل های «کردن و دادن» است که اگر آنها را عوض یا جایگزین نکنیم، هرگز به دمکراسی نمی رسیم! به این دلیل که از همان کودکی با این دو فعل آشنا می شویم.پدر به فرزند: سلام بکن! دست بده! کار را می کنیم، نگاه را می کنیم، انتخاب رامی کنیم، رای را می دهیم، پرسش را می کنیم، پاسخ را می دهیم و…
فکر نمی کنم در هیچ زبانی به اندازه زبان فارسی، فعل های «کردن و دادن» تا این اندازه مورد استفاده قرار بگیرد. و مردم از صبح تا شب، آنها را به کار ببرند و به آنها بیاندیشند. حتی کار به جایی رسیده که اپوزیسون های ( دوسه نفری) خارج از کشور هم از این قاعده مستثنی نیستند، تحریم را می کنند، رای نمی دهند. کردن را آسان تر از دادن می دانند. اینگونه از خود سلب مسئولیت می کنند.
در تمام دوران تاریخ ما این مشکل، یعنی «کردن و دادن» همیشه سد راه پیشرفت به سوی دمکراسی بوده و حکومت ها اگر در کنترل تمام امور دیگر مانند: مسکن، بهداشت، آموزش و پرورش، بیکاری، امنیت ملی و … شکست خورده، ولی با نیروی زیاد و بودجه عظیم همیشه مواظب بوده مبادا کسی «بدهد»، یا «بکند».
بنابراین، تا این دو فعل از زبان فارسی برداشته، یا جایگزین نشوند، یا فاعل در فعل ترکیب نشود (یعنی فاعل و مفعول ها در فعل ترکیب و تبدیل به فعل جدیدی شوند. مانند تمامی زبان های دنیا، به عنوان مثال: فعل «کار کردن» به صورت «کاریدن» و به همین ترتیب انتخابیدن، دستیدن، سلامیدن، ماچیدن، رشویدن و …، من در انتخابات شرکت نخواهم کرد. و به خودم اجازه نمی دهم، از کسی بخواهم ( رای ) بدهد، یا ندهد.و به کسی هم این اجازه را نمی دهم در( رای) دادن و یا ندادن من فضولی کند.
خوشبختانه در زبان فارسی هنوز بعضی فعل ها درست صرف می شوند مانند: خاریدن، مالیدن، بوسیدن، خوابیدن، دویدن، رفتن، خوردن. دوشیدن، چاپیدن و…، این سبب امیدواری من به اینده ایران با یک نطام دمکراسی باشم.
11 خرداد 1388 ــ 1 ژوئن 2009 بروکسل . اردوخانی
نوشته شده در انتخابات دهم
مسئله اتمی ایران ؟
مسئله اتمی ایران ؟
هر جا که آشه کچل فراشه! هر کجا که خبری هست، دوستان با مهری که به من دارند، مرا خبر می کنند. چندی پیش به سه کنفرانس درباره مسئله اتمی ایران رفتم. نخستین بار در پارلمان اروپا بود با شرکت «Danil Cohn – Benedit » رئیس حزب سبز اروپا بود. در این کنفرانس اکثریت مخالف آن بودند، که ایران به نیروی اتمی دست یابد. جوانی که موافق صحبت کرد، با حمله شدید مخالفان روبرو شد. حتی خانمی هم که متعقد بود که اگر ایران بمب اتمی داشت، عراق جرات حمله به ایران را نمی کرد، سخت مورد حمله قرار گرفت. راستش را بخواهید من که یک تماشاگر، یا شنونده بودم، چیزی دستگیرم نشد. نادان آمدم نادان تر رفتم!
کنفرانس دوم از طرف دو نفر از پژهشگران حزب سبز بلژیک (فرانسه زبان؛ «Johan Pirot» و فلاما زبان؛ « Luc Barbe«) با همکاری انجمن یورو پرس بود؛
نوشته شده در انتخابات دهم
آن سوی تاریکی» به کوشش خانم پری زنگنه !
نوشته شده در گاه نوشته ها
آتش بیار معرکه
زمانی که آلوده شود هوا
به دروغ و ریا
به حسادت و تنفر،
به نیرنگ و چاپلوسی،
به رشوه خواری و دزدی،
چشم خوکان زیبا می شود،
گل خرزهره،
زیبایی گل سرخ می گیرد،
و عطر یاس،
عجوزه، دلربا
قاتل، دادگر،
دزد، امانت دار،
چاپلوسان، در خدمت،
ریا کارن، زاهد،
کاسه لیسان،
آتش بیارِ معرکه!
25 اردیبهشت 1388 ــ 15 مه 2009 . بروکسل . اردوخانی

دیدگاه های تازه