نگاشته شده توسط: ordoukhani | فوریه 23, 2011

کابوس دژخیم

دژخیم در خواب است،
خوابی خوش نیست،
کابوسی وحشتناک،
در خواب، مرگ خود می بیند.

عرق از سر و روی دژخیم می ریزد،
تب و لرز دارد، اشک می ریزد،
ناله و فریاد می کند،
سر به هر طرف می گرداند،
به مزدورانش فرمان بزن و بکش می دهد.

و من در بیداری،
کابوس دژخیم می بینم!
به خود می لرزم،
رنج می برم، درد می کشم،
اشک در درون می ریزم،
از کابوس دژخیم می ترسم،
می ترسم، برای یک روز ماندن،
خون هزاران جوان بریزد،
ایران را ویران کند.

4 اسفند 1389 ــ 23 فوریه 2011 ــ بلژیک اورایز ــ اردوخانی


بیان دیدگاه

دسته‌بندی