نگاشته شده توسط: ordoukhani | آوریل 11, 2022

کافرها را باید کشت!



شش ــ هفت سال داشتم. در یک روز گرم تابستانی، من پدر و مادرم، بعد از ظهری در زیر زمین دراز کشیده بودیم. مدتی طول کشید، آنها به خواب رفتند و من بیدار. آهسته از بلند شدم، کاسه لعابی آب یخ که کمی یخ در آن مانده بود برداشتم، آرام از پله های زیر زمین بالا آمدم، دم لانه مورچه ها کنار دیوار، چند قطره آب نزدیک سوراخ مورچه ها ریختم، یکباره مادرم را بر روی آخرین پله زیر زمین دیدم که می گوید: توی این گرما چرا نخوابیدی، داری چکار می کنی؟
 ـــ آمده ام به مورچه ها آب بدم.
ــ مورچه که آب نمی خوره.
ــ هوا خیلی داغه، بهشون آب میدم، میگن فدای لب تشنه ات یا امام حسین، سلام بر حسین، لعنت بر یزید، قورباغه گوزید، به ریش یزید.
ــ مورچه که امام حسین رو نمی شناسه، اصلا حیوونها خدا نمیشناسن.
ــ پس کافرن؟
ــ کافرها را باید تشنه نگه داشت و کشت؟ مادرم سخت عصبانی فریاد زد: لعنت بر شیطون، آره، باید همه کارفرها رو کشت.
ــ پس مرغ و کوسفند ها هم کافرن که ما می کشیم؟ باز هم با فریاد: آره همشون کافرن.
ـــ چرا آقا رضا قصاب وقتی سر گوسفند و مرغ رو می بره، اول بهشون آب میده و بسم الله میگه؟
ـــ آب میده که تشنه از این دنیا نرن، بسم الله میکه بلکی قبل از مردن مسلمون بشن و برن بهشت.
ــ پس شکم ما بهشته؟   
مادرم را حالیکه که خون خونش را میخورد، آمد کاسه آب را از من گرفت و چند تا توسری هم به هم زد، داد زد آقا (بابام) بیا جواب این کره خرت رو بده، در حالیکه کوشم در دستش بود، مرا کشان  کشان به زیر زمین برد، و رو کرد به بابام با صدای بلند گفت: دو تا بزن تو سر این بچه تا دلم خنک شه. پدر با لبخندی یک پس گردنی یواشی به من زدو گفت: باز چکار کردی که داد مادرت بلند شد.
ــ هیچی، فقط پرسیدم، باید همه کافرها را کشت؟ پس مرغ و گوسفندها هم کافرن که ما سرشون رو می بریم ؟ پدرم خیلی خونسرد پاسخ داد: حالا تو بچه ای نمی فهمی، وقتی بزرگ شدی می فهمی!

اکنون بزرگ شده ام و فهمدیم! هر که هم دین ما نیست، هرکه هم ملت ما نیست، هرکه هم اندیشه ما نیست، هرکه پوستش هم رنگ ما نیست، هرکه از ما کور کورانه فرمانبرداری نمی کند، کافر است باید کشت، به هرکه زورمان می رسد، به هر بهانه ای باید او کشت و دارایی اش گرفت.
22 فروردین 1401 ــ 11 آپریل 2022 ــ اردوخانی ــ بلژیک


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: