نگاشته شده توسط: ordoukhani | دسامبر 4, 2020

سگ هار!



امروز صبح ساعت 10 از خواب بیدارشدم مثل سگ هارمیخواستم پاچه همه رو بگیرم. (البته عادت دروان خر کاری ام را فراموش نکردم، ساعت 6 بیدار شدم و نون و پنیر و چایی شیرین خوردم ) اول از همه پاچه خودم رو گرفتم. به خودم گفتم: بلند شو، کون گشاد خجالت بکش، دست و صورتت رو بشور، خیر سرت برو مستراح سرت رو سبک کن. این کارها رو کردم و بعدش گفتم: برم سراغ دوستان مزاجی هرکه هر چی نوشت، «تکراری، کلمات قصار، اخبار دست دهم» خرشون رو بگیر چند تا متلک بارشون کن. بازم به خودم گفتم: « عنتر گوزوی خر» مگه با اون چیزهایی که تو می نویسی تخم دو زرده ای می کنی که دیگران نمی کنند. مگه نوشته های تو رو باید با اب طلا نوشت. خلاصه کلًی به خودم ناسزا گفتم  و حال کردم. مثل اینکه بعد ازحموم کیسه و لیف، مشت و مالم داده باشن، حالم جا اومد و با خودم حال کردم، رفتم مقدار کار خونه کردم و یک کتاب خوب مال اسد سیف رو برداشتم و شروع کردم به خوندن، با اون هم حال کردم. ولی یه خورده دلخور شدم، ار این موقعیت کنونی کرونایی بی پدر مادر، چون می تونستم برم پیش سیف، یا دولت حسین دولت آبادی با هم حال کنیم.  یا اونا بیا پیش من، بر این روزگار تلخ تر از زهر لعنت، کی روزگار دگر چون شکر آید. نمی دونم شما هم برایتون پیش اومده که بیخودی بخوان پرو پاچه همه رو بگیرین؟
4 آدز 1399 ــ 4 دسامبر 2020 ــ اردوخانی ــ بلژیک


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: