نگاشته شده توسط: ordoukhani | ژوئیه 10, 2019

پاسخ همسایه را شما بدهید!

پاسخ همسایه ام را شما بدهید!

مرخ همسایه مرتب به به باغچه من می آید. همسایه خواهش کرده به او آب وغدا ندهم. من هم خواست او را برآروده می کنم. مرغ من نامش گلگلی گذاشته ام، به خاطر لکله های زرد خاکستری بر روی پرهای سپیدش، دانه اش را خانه خوش می خورد، همانجا تخم می گذارد، ولی کم و بیش تمام روز در خانه من است. اگر من در باغچه نباشم، پشت پنحره میاید، قد قد آرامی می کنم، نوک به شیشه پنجره می زند. به محظ اینکه مرا می بیند، به طرفم میدود. من او را بغل می کنم، زیر گلو یش را نوازش می کنم، دست به پشتش می مالم، با او حرف می زنم، وقتی در باغچه سر گرم کاری هستم، راه میروم، یا نشسته ام همیشه کنار من، سرش را بلند می کند، من باز هم نوازشش می کنم.
همسایه از من می پرسد: آب و دانه اش را خانه ما میخورد، لانه اش هم همانجاست، در آنجا تخم می گذارد، شب هم در لانه اش می خوابد. نمی دانم چرا تمام روز پیش شما می آید؟ پاسخ همسایه را شما بدهید.
18 تیر 1398 ــ 9 ژوییه 2019 ــ اردوخانی ــ بلژیک


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: