نگاشته شده توسط: ordoukhani | نوامبر 24, 2018

بد بختی هنرپیشه ایرانی!

بدبختی هنرپیشه ایرانی!

خیال می کنید که هنرپیشگان سینما یا تاتر ایرنی زندگی راحت و مرفهی دارند؟ اگر اینگونه می پندارید در اشتباه اید. شما مرا نمی شناسید، ولی من در ده ها فیلم اروپایی، آمریکایی، چینی، هندی و… بازی کرده ام. البته نقش مرده را. آخرین بار در فیلمی ایرانی که سناریوی آن به وسیله ورزات ارشاد، و سازمان اطلاعات تایید شده بود. نقش من به نام «ملت» در این بود که «امت» را که در درون مرداب آفتاده را نجات بدهم. خودم غرق شوم و چندین نفر بیایند مرا از مرداب بیرون بکشند، وبا تنفس مصنوعی مرا از مرگ نجات بدهند. نجات دهندگان گروه های مختلفی بودند.
1 ــ ملی مذهبی ها، در حالی که سلام و صلوات می فرستادند، پارچه سبزی به رویم انداخت سرود ای ایران می خواندند.
2 ــ اصلاح طلبان. چون دیدند که نه ریش دارم و نه مو برای اصلاح ( جایی برای اصلاح نیست) پشم تخمم را اصلاح کردند.
3 ــ طرفداران سلطنت سرود شاهنشاهی برایم می خواندند، و مرا جزو طرفدارن خود می دانستند.
4 ــ مجاهیدن، چندی اشان می گفتند: این خودش را قربانی مریم کرده، و فریاد می زدند، خدیا، خدایا تا آمدن مسعود مریم ما را نگه دار. و عده دیگر می گفتند این جاسوس جمهوری اسلامی است، و می خواسته مریم ما را ترور کند.
5 ــ پس از آن حزب الهی ها سر رسید که فریاد می زند، مرگ بر امریکا، مرگ بر اسراییل، این جاسوس امریکا و اسراییل است
6 ــ فداییان خلق مرا مرا از خود می دانستند، و می گفتند که من یک فدایی اصیل هستم، و با هم مشورت می کردند که چگونه مرا نجات بدهند.
7 ــ جمهوری خواهان لاییک در اندیشه برنامه ریزی برای برگزاری بزرگداشت، و مجلس ختم و چهلمین روز در گذشتگی من بودند.

تنها کمونیست های انقلابی با پرچم قرمز داس وچکش، در فکر نجات من بودند،و کوشش می کردند مرا نجات بدهند. ولی شور بختانه به جای اینکه روی سینه ام فشار بدهند، دست روی دهانم گذاشتند، و روی شکم ام فشار آوردند، بی ادبی نشود، چنان گوز پرصدایی از من خارج شد که همه به خنده افتادند و فریاد زدند، مرده زنده شد. مرده زنده شد. و ثابت گشت که مرده هم می گوزد. ( کی میگه مرده نمی گوزه؟)
ولی بدبختی در آن بود که ( گلاب بر رویتان) «پس از آن گوز خنده آور و خوشحالی ابتدایی و انقلابی » من چنان ریدمانی کردم که بوی گندش دنیا برداشت. در حالی که هر گروه، گروه دیگر را مقصر این حادثه ( انقلاب) می دانست، هر کدام به سمتی رفتند. (ومن، ملت و امت) تنها ماندیم با حاصل انقلاب. 13 آذر 1397 ــ 24 نوامبر 2018 ــ اردوخانی ــ بلژیک


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: