نگاشته شده توسط: ordoukhani | سپتامبر 16, 2018

من (ما) گاوام !

من (ما) گاوام !

 

گاوآهنی در دست کشاورزی، بسته شده به گاو نری، زمینی را شخم می زد. در کنار این زمین، کس دیگری بر تراکتوری نشسته، زمین اش را زیر و رو می کرد.
گاو نر سر برگرداند و با لبخندی به سایه اش گفت: صاحبی مهربان دارم، شنیدم که او می خواهد، سال دگرهمچو وسیله ای بخرد، (سر برگردانده اشاره به تراکتور) تا من کار نکنم، بخورم، بخوابم و بقیه عمر را با خیال راحت به گشت و چرا بگذارنم!
سایه غمگین، اشک ریخت و در دل فریاد زد: نادان؛ کشاورز پیشا پیش تو را به قصاب فروخته. ولی سایه ها صدا ندارند. این چنین صدای سایه هر گز به گوش کاو نرسید. من (ما) گاوام !
25 شهریور 1397 ــ 16 سپتامبر 2018 ــ اردوخانی

 


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: