نگاشته شده توسط: ordoukhani | اوت 6, 2018

 بی من تو انسان نیستی!

 بی من تو انسان نیستی!

در چنگال موجودی ترسناک و تند خو اسیرم. تا مرز مرک شکنجه ام می دهد، تهمت می زند، توهین می کند. مرا خورد می کند، هیچ ام می کند، دو باره می سازت ام.
درد می کشم، رنج می برم از اینکه چنین خوار شدم، دریغا راه فرار ندارم.
گفتم اش؛ می خواهم تو را بگشم،
گفت: نگران نباش، نیستم، آن زمانی که تو نیستی.
گفتم اش: تو کیستی؟ گفت: وجدان تو، احساس انسان بودن در درن تو. شاد باش که بی من تو انسان نیستی.
13 اوت 1396 ــ 4 اوت 2018 ــ اردوخانی ــ بلژیک


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: