نگاشته شده توسط: ordoukhani | فوریه 14, 2018

مردی با دست چوبی!


مردی با دست چوبی؟

به کارگاه دست و پای چوبی سازی رفتم. مردی میانه سال بر روی چهارپایه ای بلند، کنار میزی نشسته بود و سرگرم کار بود. سلام کردم. مرد سرش به طرف من برگرداند و پاسخ سلامم را داد. روی قفسه ها، اینور و انور پر بود از دست و پاهای چوبی. چندی از دست ها تا مچ، چندی دگر تا آرنج، چندی تا شانه. چندی کوچک، کودکانه. چندی دگر طریف و زنانه. و چندی بزرگتر، مردانه. چندی از پاها کفش داشتند، چندی از دست ها دستگش.
دو ماشین خراتی که یکی شان آرام می چرخید، توجه ام را جلب کردم. روی میز و چند قلم پیکر تراشی به اندازه های گوناگون، و یک چکش چوبی بود. بروی دیوار کنار مرد هم شمار زیادی قلم پیکر تراشی، چکش، اره، و … به چشم می خورد.
چند دقیقه ای با دقت به دست و پاها نگاه کردم. چندی از دست ها را فشردم. پایم را کنار چندی از پاها گذاشتم.
مرد دست از کار کشید و گفت: اینطور به دید می آید که شما دست و پای سالمی دارید، به دنبال چه می گردید؟
گفتم: به دنبال پایی که با من پا به پا راه بیاید. به دنبال دستی که دستم را با دل جان بفشارد. دست راستی که صاحبش جز راستی نگوید. دستی که صاحبش دور از ریا و تظاهر باشد. دستی نوازشگر. دست هایی که که از هم باز شوند و با تمام وجود مرا در خود گیرند. کسی را نیارزده باشد. دستی که به دزدی آلوده نباشد.

مرد آرام از جایش برخواست و به طرفم آمد و با دست چپش، دست راستش را بلند کرد و موهابم را نوازش کرد، و سپس پایین آورد و دستم فشرد. مردی با دست چوبی.
25 بهمن 1396 ــ 14 فوریه 2018 ــ اردوخانی ــ بلژیک


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: