نگاشته شده توسط: ordoukhani | اوت 30, 2016

بد بختی دخترهای پرویز خان !

بد بختی دخترهای پرویز خان!

«پرویز» خان کارمند اداره برق، دو تا دختر خوشگل داشت. همسرش هم (جای خواهر شما باشد، جای مادر من بود) قشنگ بود. خودش هم خوش تیپ.
«پرویز» خان به دخترهایش مرتب سیر می خورند که مبادا پسرها در خیابان مزاحم شان شوند. ولی نمی دانست که تمام بچه های محل سیر می خورند! خودش و همسرش هم مجبور بودند سیر بخورند. دخترهایش سیر خورده و نخورده به پسر شاه هم رو نمی دادند چه برسد به ما.
بدبختی این دخترها این بود که در کلاس مدرسه مجبور بودند آن آخر بنشینند، هر چند همیشه شاگرد اول بودند. زنگ تفریح هم یک گوشه ای در حیاط دبیرستان کز می کردند.

«منیژه» دختر برزگ «پرویز» خان، تازه دبیرستان را تمام کرده بود که برایش یک خواستگار به اسم «مهرداد» پیدا شد. بچه آقایی بود.
روز خواستگاری «مهرداد» با مادر و خواهر بزرگش پیش از رفتن، برای اینکه خانواده «پرویز» خان را خجالت زده نکنند، ( جای شما خالی) سیر فراوانی خوردند.
از آن طرف، «پرویز» خان دختر هایش، و همسرش برای اینکه خواستگار را نرنجانند، چند روزی سیر نخورند.

چشم تان روز بد نبیند، وقتی خواستگارها وارد خانه  «پرویز» خان شدند، این خانواده برای اولین بار پس از سال ها بوی گند سیر را احساس کردند و توی ذوق شان خورد، و از تازه واردها فاصله گرفتند. وقتی هم مادر «مهرداد» دست انداخت گردن «منیژه» و خواست عروس آینده اش را ببوسد، دختر درجا غش کرد.
پس از آن نه تنها این خانواده «سیر» نخوردند، بلکه اگر اسم «سیر»را جلویشان می آوردید، حال شان به هم می خورد.

2 مهر 1394 ــ 24 سپتامبر 2015 ــ بلژیک

Advertisements

Responses

  1. «پرویز» خان به دخترهایش مرتب سیر می خورند:
    به جای میخورند ، باید میخوراند می‌‌بود!

    حالا چرا کارمند اداره برق؟ نمی‌شد کارمند آموزش پرورش بود؟

    ضمنا داستانت شاهی شده، خیلی‌ پرویز، منیژه مهرداد داره!

    یک امیر نعمتی میزدی وسطش، دور میکردی دامنت از هرگونه انگ سیاسی!

    این سیر هم به اون سیر شدن (متضاد گرسنگی) خیلی‌ پهلو میزانه!

    فحشی هم اول داستانت بهمون دادی ، میبخشیمت به نتیجه گیری اخلاقیت!

    بعد قضا و قدر را چه می‌کنی؟

    شاید میزد رژیم عوض میشد و مهرداد میشد یک سردار سپاه، یا یک معتاد خلاف!

    اونوقت به قدرت باری تعالای سیر بیشتر پی‌ میبردن خانواده پرویز خان و به خیر خوشی‌

    زندگی‌ را با سیر ترشی از سر میگرفتند!

    مستدام باشی‌ اوردوخانی دوست نادیده عزیز!

    (برگرفته از جلد ۱۰ تفسیر ترشحات اوردوخانی بعد از یک بست تله ناب افغان!)


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: