نگاشته شده توسط: ordoukhani | ژوئیه 31, 2016

مزه بوسه !

مزه بوسه !

چند سال پیش به مناسبت روز جهانی زن که در یکی  از شهرهای «هلند» برگزارشده بود.( بنا بر روال همیشگی)،» هر جا آش است، کچل *فراش است»، حضور داشتم.) نخست چند نفر از بانوانی که از ایران آمده بودند، و به مشکلات زن های ایرانی آگاه سخنرانی کردند. پس از آن چند نفر از بانوانی که در خارج زندگی می کردند، حرف های جالب و آموزنده ای زدند. در ضمن آقایی که در زن ستیزی دست هرچه آخوند را پشت سر گذاشته بود، با بی شرمی تمام از حقوق زنان ایرانی دفاع کرد.

زمان استراحت دیدم، جمعی از بانوان جوان قدیم، ( هم سن من، بین 65  تا 90) در بیرون از سالن سخنرانی دور هم جمع شده  اند و با آهنگ غمگینی از ته دل می خواندند، مرا ببوس، مرا ببوس. برای آخرین بار، خدا تورا نگهدار، که می روم به سوی سرنوشت. «بهار ما گذشته»،گذشته ها گذشته، منم به جستجوی سرنوشت». در میان توفان، هم پیمان با قایقران، گذشته از جان، باید بگذشت از توفان ها. مرا ببوس، مرا ببوس، باز هم چندین بار با التماس مرا ببوس. …
من رفتم کنارشان و گفتم: بانوان گرامی، اگر به خاطر داشته باشید، پنجا ه ــ شصت سال پیش که بهار شما هنوز نگذشته بود، به یکی از شما می گفتم: یه ماچ بده، می گفتین برو از ننه ات بگیر.
ــ ننه ام ماچ دادن بلد نیست، تنها کارش اینه که بزنم تو سرم و بگه، کره خر برو بشین سر درس مشقت.
ــ برو از خواهرت بگیر!
ــ خواهرم به شوهرش (ماچ) میده. و… یکی از خانم ها بلند شد و گفت: ابوالفضل خان؛ آفرین هنوز به پر رویی جوانی هایت هستی. خوب نگاه کردم دیدم، اِه پری قامت دختر حسین آقا است که قنادی داشت. گفتم یادت میاد بهت گفتم، یه ماچ بده، ببینم، تو شرین تری، یا شیرنی ها بابات، زدی در کونت گفتی، از اینجا شروع کن. چند روز بعدش چراغ زدم و چراغ زدی و خندیدی، تو دالون خونه اتون همدیگر رو جانانه ماچ کردیم. هنوز مزه اون بوسه رو لبام هست. سرخ شدو سپید و شد وخندید گفت: واه، چرا دروغ میگی. گفتم میگی نه، از لبام بپرس. ادامه دادم: اگه حالا بگم یک ماچ بده، چی میگی؟ خندید آمد به طرفم، همدیگر را در آغوش گرفتیم و پیشانی اش رابوسیدم.
26 مهر 1394 ــ 18 اکتبر 2015 ــ بلژیک ــ اردوخانی


Responses

  1. بنازم این زبانت که الحق ولانصاف گاهی‌ خوب میچرخه و خوب مخ میزنه!

    حالا کدوم شیرینتر بود؟ شیرینی‌ قناّد یا شهد لب پری خانم؟

    به برکت این تریپل تراپیست وستمال گاهی‌ آدم در حد حافظ شیراز ظاهر میشه!

    یکی‌ دوتا فضولی دیگه:

    میذاشتی یه اشتباه محاسباتی کنه و پنج انگشت پایینتر ببوسه،و

    مینوشتید به پای همان آب شنگولی تریپل تراپیست وستمال!


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: