نگاشته شده توسط: ordoukhani | ژوئیه 21, 2016

دو واژه «دوست» و «داشتن»

  دو واژه «دوست» و «داشتن»

«واژه دوست» همچو کودکی یتیم  و سر گردان، تشنه و گرسنه و خسته و نا امید در شهر پر از هیاهوی واژه ها می گردد، بلکه آشنایی بیابد، تا با او درآمیزد، از نیستی به هستی گراید. واژه ها دیگر هم تنها و به هویت (کیستی) هستند.
بی هویت ها ز مانند خود دوری می کنند.
در شهر واژه ها دهان ها تکان می خورند، قلم ها در حرکتند، به هم می خورند، صدایی بر می خیزد، اما با هم نمی آمیزند، هیچ می گویند، همدیگر را می آزارند.

واژه ها همچو سنک هایی که از قله کوه با هیاهو به پایین می غلتند، از دهان ها بیرون می ریزند، یا همچو موری که از آب بیرون آمده، بر سنگ خشکی راه می رود، لحظه ای نشان از خود می گذارد، یا همچو طوفانی در شن زار چشم را می آزارد، نفس را تنگ می کند. واژه «دوست» تنها وسرگردان به دنبال دلی می گردد، تا احساس او را بیان کند، ناگهان به واژه » داشتن» بر می خورد. » دوست داشتن».
دو واژه «دوست» و «داشتن» با صدها واژهای هم آهنگ دیگر در هم می آمیزد، یکی می شوند، گویای احساس اندیشه ای می شوند، شعر می شوند، داستان می شوند، چندی آز انها طنز و هجو می شوند، شاد می کنند، می رقصانند، می ترسانند و خود می ترسد، از اینکه یتیم شوند. فراموش شوند.!
هر واژه رازی پنهان دارد، تنها با واژه های دیگر راز پنهان آشکار می شود.
واژه ها را ارج بگذاریم، آنها را آلوده نکنیم، بیهوده به کار نبریم، با دل جان دوست بداریم، به وِیژه دو واژه «دوست» و «داشتن»
31 تیر 1395 ــ 21 ژوییه 2016ــ اردوخانی ــ بلژیک


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: