نگاشته شده توسط: ordoukhani | ژوئن 30, 2016

در ذات خری !

در ذات خری !

خری پرسان و جویان از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب را زیر پا گذاشت، به هر طویله سر زد، تا خری از خود  خرتر پیدا کند. و لی به هر خری که رسید خود را خرتر از او دید. نا مید رو به صحرا کرد، بر صخره ای نالان گریان بنشت. چندی گذشت تا روباهی از راه رسید. «درودی» گفت و پرسید، ای خر خدا  تو را چه می شود که این چنین نالان گریانی. (روباه پارسی سخن می گوید، و کوشش می کند تا آنجا که امکان دارد از به کار بردن واژه های عربی خود داری کند)

خر گفتا: دست بر دلم نگذار که تلنگم در می رود، دور دنیا را گشتم و تا خری از خود خر تر بیابم، ولیکن هر خری را دیدم، از من با هوش تر و زرنگ تر بود. ناگزیر بدین مکان پناه آوریم تا در تنهایی بمیرم.
روباه گفت: مرا بر پشت خود بنشان تا تو را به

مکانی ببرم که خری از خود خر تر بیابی.
روباه بر پشت خر بنشت و هفت شبانه روز در سرما و گرما رفتند و رفتند تا به چشمه ای رسیدند. روباه به زمین آمد به خر گفت: جرعه ای از این آب پاک بنوش تا پس از آن به تو بگویم خر از تو کیست. خود پوزه در چشمه فرو برد.(روباه هرچه زور زد نتوانست، واژه برابر با جرعه پیدا کند) پس از آنکه هر دو سیراب شدند، روباه از خر پرسید، در چشمه که دیدی؟ خر گفتا: نقش خویش. روباه پاسخ داد: خر تر هر خری تویی، چون گره خر  به دنیا آمده ای، در ذات خری.
خر شاد از اینکه خر تر از وا در دنیا نیست، به صحرایی بی آب علف رفت.
کاروانیان که از آن صحرا می گذشتند، می دیدند: خری آواز خر در چمن می خواند خر غلط می زند.

9 تیر 1395 ــ 29 ژوئن 2016 ــ اردوخانی ــ بلژیک

Advertisements

Responses

  1. حال خرابی دارم دیشب که دیدم کیارستمی رفت، البته همه رفتنیم اما واس بعضی‌‌ها همیشه زود هست رفتنشون،

    حتا اگه نود سال‌ه بشن!

    کیارستمی بزرگ و بزرگ بود ،البته مکانیزم مغزی هم هست، طبیعت کمکش کرد، هوش و حواس خوبی‌ بهش داده بود،

    و گرنه تلاش که همین خر خودمان که بهش گیر دادی هم پر تلاشه ولی‌ چرا بزرگتر نمیشه به هوشش ربط داره!

    خلاصه بقول حافظ ،روح فیض القدس آّر باز مدد فرماید ، دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد!

    ! نگاهی داشت عجیب ، یک بار دیگر کلوز آاپ را بین،یا زیر درختان زیتون یا طعم گیلاس.

    اوردوخانی پس معنای زندگی‌ چه میشود؟

    وقتی پای مرگ میاد وسط عجیب فیلسوف میشم و گاهی‌ عصبانی‌ از اینکه اینقدر مغزمون و قدمون کوچیک هست

    نمیتونیم اون پشت دیوار رو ببینیم چه خبره؟

    آخه اگه پیدایش ما آدمیزاد با تصادف هم همراه بوده باشه ، بازم عجیب،

    از هیچ چجوری پدید اومدیم؟؟

    به گمانم خیام دسترسی محدودی به تله افغان داشت!

    اوردوخانی اگه پر چونگی میکنم، بگو ،

    نمیام بشینم تو چار دیواری خونت وراجی کنم.

    میرم پیش همان همسایه موبور پر شیطنت.

  2. https://ordoukhani.be/2009/09/06/نامه-سر-گشاده-به-استادم-خر/ نمدینم، نمیدانم. از خرم بپرس


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: