نگاشته شده توسط: ordoukhani | دسامبر 15, 2015

برای ما تیز می کنند!؟

برای ما تیز می کنند!؟

من هم مانند تمام هوطنان مقیم اروپا، به ویژه کشورهای فرانسه زبان دیشب تا ساعت «بیست و چهار» تلویزیون، تمام کانالهای فرانسه و بلژیک را با شوق وهیجان تماشا کردم، و از اینکه حزب راست افراطی بازنده انتخابات فرانسه شده، خوشحال شدم. امروز در فیسبوک دیدم خیلی از هوطنانم مانند من خوشحال هستند و به ملت فرانسه به زبان فرانسه و پارسی  تبریک گفته اند، و خود را در خوشحالی از این پیروزی بزرگ برای ملت فرانسه شریک می دانند.

یادم آمد شصت هفتاد سال پیش (درکوچه ما) خانه حاج  حسین عروسی»ضغرا معروف به صغرا خپله» دختر حاج حسین بود. عروس با قدی کوتاه چاق به طوریکه  درازا وپهنایش یکی اندازه بود، و به جای ره رفتن قل می خورد، و سی سال رو تمیز داشت. با داماد «حسین، معروف به حسین نردبان» مردی در حدود سی سال لاغر و دراز بود.
وقتی من خواستم بروم تو عروسی، آژان دم در نگذاشت و چند تا پس گردنی هم خوردم، تا اینکه از این پشت بام، به آن پشت بام خودم را رساندم به پشت بام حاج حسین و در حالیکه دلم قنج می رفت برای شیرینی ها و میوه های روی میز در حیاط، عروسی را تماشا می کردم البته تمام دور پشت بام از زن، مرد و بچه پر بود.
روی حوض خانه حاجی تخته انداخته بودند، و رویش یک ارکستر سه نفره، تمبک، تارو ویالون می نواختند، و گاهی هم رقاصه ای رقص عربی می کرد. دور تا دور حیاط هم میز و صندلی گذاشته بودند، و چراغ های توری کوشه و کنار حیاط به این مجلش نور می بخشید.
وقتی که رقاصه چندین بار رقصید، یکباره صدای مردم بلند شد؛عروس و داماد باید برقصن، عروس و داماد باید برقصن، … ناچار داماد دست عروس را گرفت روی تخته حوض برد. ارکستر آهنگ، مامان دورت بگردم را می نواخت و یک نفر هم می خواند؛ مامان دورت بگردم، نمی خوای بر می گردم، میرم تو شهر می گردم، ای ما مان و دورت می گردم. عروس خانم که تا دم ناف داماد بود، دور خودش می چرخید و مرتب با کون گنده اش به حسین می زد. داماد هم دور عروس می گشت و قر میداد، و چند بار هم  نزدیک بود که زمین بخورد که خوشبختانه گرفتندش و نگذاشتند بیافتد. حضار هم دست می زدند و از ته دل می خندید. مامان دورت بگرم می خواندند. ما هم روی پشت بام الکی خوشحال بودیم و از خنده قش و ریسه می رفتیم. کوتاه بگم از این عروسی تنها چند تا پس گردنی اش قسمت من شد.

روایت است از «ابن بنی کچلدون»، در اتاقی پسری را ختنه می کردند، اتاق بغلی چند تا دختر، گریه می کردند.
یکی از دخترهاپرسید چرا گریه می کنید؟ پاسخ شنید، آخر برای ما تیز می کنند.

من نمی دانم از نتیجه این انتخابات فرانسه باید خوشحال باشیم، یا گریه کنیم!؟ به هر حال اگر در لبنان عروسی بر قرار باشد، و یا در عراق و شوریه جنگ، هر کجا که خبری هست، ما پس گردنی را می خوریم و سرش را برای ما تیز می کنند.  الکی دورش بگردم نخوانیم.
23 آذر 1394 ــ 14 دسامبر 2015 ــ بلژیک ــ اردوخانی

Advertisements

Responses

  1. خیلی جالب بود واقعا برای ما ایرانی های نگون بخت مصداق داره ما تو امریکا نگرانیم ترامپ رئیس جمهور نشه , شما تو ایران نگرانین کدوم حزب تو فرانسه یا انگلیس میاد سر کار واقعا بوبختیم


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: