نگاشته شده توسط: ordoukhani | سپتامبر 25, 2015

زن زیبا شد

زن زیبا شد !

زن با چهره ای غمگین، اشک در چشم برابر آینه ایستاده بود. رو به مرد کرد و گفت: «ببین! بین چقدر زشتم؟! هستی تمام هنرش را به کار برده تا زنی به زشتی من بیافریند. قورباغه ها و خرچنگ ها از من زیباترند. عقرب ها، رطیل ها از من زیباترند، باید چنین باشد. فرزند یک مرد و زن زشت، باید زشت باشد. باور کن به میمون ها حسادت می کنم، آنها از من خوشگل ترند».

مرد آینه را شکست، سپس رو کرد به زن و گفت: «به جای آینه در چشمان من بنگر تا ببینی چقدر زیبایی».
لبخندی بر لب زن آمد. زن زیبا شد.

2 مهر 1394 ــ 24 سپتامبر 2015 ــ بلژیک ــ اردوخانی


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: