نگاشته شده توسط: ordoukhani | مارس 19, 2013

خود فراموشی

خود فراموشی

در کوچه پس کوچه های زندگی به دنبال خود می گردیم. نقشی در شیشه  کدر دکانی می بینیم. می پنداریم خودیم، سر برمی گردانیم، دریغا که دیگریست.

باران باریده، آب گل آلود در فرو رفتگی جمع شده، در آن آب هم نقشی می بینیم، خوشحال خیال می کنیم نقش خودمان است، خود را یافته ایم. سر بلند می کنیم، می بینیم، کسی سر از پنجره بیرون کرده، او هم به دنبال خود در آب گل آلود می گردد. بر آب لگد می زنیم، او می گرید.

در کوچه پس کوچه های زندگی، سایه گم کرده ایم، دریغا نوری نیست، تا سایه ای باشد.

نا امید از خود جویی، به خود فراموشی پناه می بریم.

26 اوت 2012 – 05 شهریور 1391ــ بلژیک ــ اردوخانی


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: