نگاشته شده توسط: ordoukhani | نوامبر 19, 2011

بلایی به نام تلفن دستی!

بلایی به نام تلفن دستی!

این تلفن دستی بلایی شده. آدم رو هیچوقت راحت نمی ذاره. تمام روز صداش در نمیاد، ولی همچین که میخوای یه چرت بزنی، یکی بیخودی تلفن می کنه. از اون بدتر تا می ری مستراح و با خیال راحت شروع می کنی به…( خودتون می دونین چه کاری) یکی زنگ می زنه. واسه اینه که وقتی میرم مستراح اون رو با خودم می برم. درست همین موقع یکی تلفن می کنه و شروع می کنه به پرسیدن احوال هفت پشتم، و بعدشم میگه خب، چکار می کنی که صدای اهن ــ اهنت بلند شده، اینقدر زور نزن واسه قلبت بده؟! می گم چشم، ولی تا زور نزنم نمیاد. طرف دوزاریش نمی افته میگه چی چی تا زور نزنی نمیاد؟ میگم …، به موی خودش قسم  لذت ریدن را به آدم حرم می کنن.

تو تلویزیون می بینی، یکی داره تو سومالی و حبشه از گرسنگی می میره، کنارشم هفت ــ هشت تا از بچه هاش مردن، دو تام چسبیدن به پستون خشک مادرشون در حال مرگن، ولی آقا تلفن دستشه و داره با یکی حرف می زنه. می پرسی با کی داره صحبت می کنی؟
ــ با رییس جمهور امریکا، بهش می گم، شما که این همه از حقوق بشر زر می زنین، یه خورده از اون مواد غذایی رو که می ریزین تو دریا، بدین ما که از گرسنگی داریم می میرم، بخوریم، یا هزینه یک روز بمب اندازی در عراق رو خرج یکسال ما کنین.
سوال می کنی خب جوابت رو چی داد؟
ــ گفت یه تخمم که می میرین، شما که نمی توانین به من رای بدین، و نفت هم که ندارین، اصلا آدم نیستین!
ــ خب به رییس جمهور فرانسه و نخست وزیر انگلستان تلفن کن!
ــ کردم اونم همون جواب رییس جمهور امریکا را به من دادن.
ــ از چینی ها کمک خواستین؟
ــ اونام گفتن اگه پول بدین بنجل های خودمودن رو واستون می فرستیم.
ــ به جانشینان لنین و استالین طرفداران پرولتاریا، زحمت کشان دنیا تلفن کن!
ــ ای بابا کردم، اونام می گن، شما کون گشادا نه کشاورزین، نه کارگر، زحمتی نمی کشین که ما از شما حمایت کنیم.
ــ به پاپ رهبر کاتولیک های جهان چی؟
ــ تو هم دلت خوشه، اون گفت؛ از پول مول خبری نیست، ما خودمون قرن هاست گدایی می کنیم، وقتی مردین واستون دعا می کنم.
ــ از سلطان های عرب کمک خواستین؟
ــ اونام گفتن اگه می خواین واستون مسجد می سازیم، از غذا و پول خبری نیست، ما خودمون مشغول برج سازی هستیم،  بودجه مون هم کم اومده، و پول نداریم لباس واسه زنهای حرممون بخریم، اونا لخت و پتی تو کاخ های ما می گردن.
ــ القاعده شاید بتونه به شما کمک کنه؟
ــ اونا میگن فقط به تروریست ها کمک می کنیم.
ــ مجاهدین چی؟
ــ مثل اینکه تو هیچی نمی فهمی! اونا می گن اگه بلند شین بیاین اینجا ( پاریس) تو نظاهرات ما شرکت کنین ناهار بهتون ساندویچ میدیم. فکر نمی کنن که ما از گرسنگی نمی تونیم از جامون بلند شیم.
ــ راستی با شاهزاده رضا پهلوی تماس گرفتین؟
ــ  بعلـــــــــــــه، اونام گفتن چشمتون کور نون ندارین بخورین بیسکویت بخورین.
ــ یادم رفت! اقلا از امام خامنه ای رهبر ضعفا و رییس جمهور جمهوری اسلامی کمک بخواین.
ــ مثل اینکه حالیت نیست، باز صد رحمت به رییس جمهور امریکا که از تخمش مایه گذاشت، اونا از تخم خودشون هم مایه نذاشتن، گفتن به تخم اسب حضرت عباس، ما فقط به فلسطین و حزب لله لبنان کمک می کنیم!

27 ابان 0390 ــ 18 نوامبر 2011 ــ بلژیک ــ اورایز ــ اردوخانی

Advertisements

Responses

  1. آقای هردوخانی عزیز من در زاهدان به دنیا آمده و در همانجا هم بزرگ شدهام. لحجه زشت تهانی شما را نمی فهمم. خواهشدارم اگر دوست دارید برگشته این داستان را بزبان فارسی برایم بفرستید
    با درودهای بی پایان
    نقی نقاش یان


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: