نگاشته شده توسط: ordoukhani | آگوست 26, 2011

ز خود می ترسم

ز خود می ترسم

کودکی ام را با بازیگوشی گذراندم،
جوانی را به نادانی.

اکنون که پیرم،
می ترسم خرفت شده باشم و ندانم،
وخیال کنم که همه چیز دانم،
ز خود می ترسم.

4 شهریور 1390 ــ 26 اوت 2011 ــ بلژیک ــ اورایز ــ اردوخانی


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: