نگاشته شده توسط: ordoukhani | فوریه 9, 2011

مقایسه جبهه ملی ، و فدائیان خلق(اکثریت) در خارج از کشور

 سازمان فدائیان خلق روز 19 بهمن 1389 (بهمن 1349، بهمن 1389)  چهلمین سالگرد موجودیت خود را در شهر کلن آلمان جشن می گیرند. این جشن مرا به اندیشه مقایسه جبهه ملی با سازمان فدائیان خلق واداشت.
کوتاه بگویم؛ اگر فدائیان از سال 1350 به مبارزه مسلحانه علیه شاه پرداختند، جبهه ملی از سال 1329 دست به مبارزه سیاسی ضد حکومت شاه زد. و اگر فداییان در زمان انقلاب بنا بر اعتقادات کمونیستی خود (مبارزه با امپریالیسم)  از آیت الله خمینی پشتبیانی کردند، سران چبهه ملی هم با پشت کردن به بختیار، از انقلاب اسلامی حمایت کردند. در این دو نقطه به هم شباهت دارند.

(اگر اشتباه نکنم در سال2005 و2007 بود) دوبار به مدت سه روز در کنگره، یا مجمع عمومی ( یا هر کوفت کاری دیگر که اسمش را بگذارید) مهمان سازمان فدائیان اکثریت، با جمعیتی بیش از صد و سی نفر در آلمان بودم. هدف من هم فال بود و هم تماشا. ضمن دیدار دوستان در برلن و گردش در شهر، دیدم که انتخابات برای تعیین هیئت های مختلف، با وجود اختلاف نظرهای متفاوت در آرامش، و دمکراسی برگزار شد، و هیچ یک از افراد ( به ویژه افراد قدیمی و مسن)، مدعی تنها وارث این جنبش بودن، یا رهبری آن را نداشتند. بلکه افراد سابقه دار و مسن بیشتر نقش ریش سیپید را بازی می کردند تا گرداننده این مراسم. این جوانانی که در زمان انقلاب بین پانزده تا سی سال داشتند، از راننده تاکسی گرفته تا…،( بدون جناب آقای دکتر گفتن به همدیگر)  با همکاری دوستانه با یکدیگر این کنگره را به نحو بسیار خوبی برگزار کردند. شب هم با بگو و بخند و شادی می گذشت.

از آن سو، چندین بار هم  در گردهمایی یا پیش گنگره جبهه ملی( یا هر زهر مار دیگر که اسمش را می خوهید بگذارید) به عنوان هوادار جبهه ملی ( به احترام روان پاک دکتر محمد مصدق، و آرمان های او) شرکت کردم. هربار هم تعداد شرکت کنندگان کمتر می شد، اما با اختلافات بیشتر. در یکی از آخرین جلسات کسانی که خود را تنها وارثین جبهه ملی می دانستند به زحمت های چند ساله آقایان «علی بوکایی ، و برادران یاسایی» که چند سال به طور مرتب برای این جلسات زحمت کشیده و برگزار کنندگان جلسات بودند، پشت پا زدند. چون یاسایی ها راننده تاکسی بودند، و بوکایی در زمان کودتای بیست و هشت مرداد کوک پنج ــ شش ساله ای بیشتر نبود. و البته اینها از وابستگان دور و نزدیک سران جبهه ملی هم نبودند. ]از دیدگاه من کسانی که خود را تنها وارث جبهه ملی می شمردند، در کودتای بیست وهشت مرداد، شانزده تا بیست سال بیشتر نداشتند، اما خود را وابسته یا از نزدیکان بنیان گذاران جبهه ملی می دانستند، و همچنین برخی از بنیان گذاران کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور که همگی به زحمت های چند ساله این آقایان (برگزار کننده این جلسات) پشت کردند.[

در زمان انقلاب اسلامی اکثر اعضای سازمان فداییان خلق را جوانانی تشکیل می دادند (پسر و دختر) که سن شان بین پانزده ــ شانزده سال بود تا سی ویک سال. فرخ نگهدار در زمان انقلاب سی و یک سال داشت. و چند صفحه ای از کتاب مارکس لنین را بیشتر نخوانده بودند. وهدفشان از پشتیبانی  انقلاب، مبارزه با امپریالیسم، و کاپیتالیسم بود. که در نتیجه آن، خودشان همراه با ملتی قربانی این انقلاب شدند. به غیر از تعداد انگشت شماری که در کوبا، نیکاراگوئه ( خیر سرشان) آموزش انقلابی و پارتیزانی بودند، بقیه هیچگونه تجربه سیاسی-نظامی نداشتند.

در حالی که در زمان انقلاب اسلامی، رهبران جبهه ملی با کوله باری از تجربه سیاسی همه بیشتر از پنجاه ــ شصت سال داشتند. و با این وجود با پشت کردن «به روانشاد بختیار» و حمایت از آیت الله خمینی در همان گودالی افتادند، که فدائیان افتادند. در صورتی که جبهه ملی با احترامی که در بین ملت داشت، به ویژه در ملی کردن صنعت نفت، و از همه مهم تر پیشوایی مانند «روانشاد دکتر مصدق داشت» می توانست، نقش مهمی در این انقلاب (تحول) بازی کند. و فکر می کنم اگر جبهه ملی نقشی که تاریخ به او واگذار کرده بود، درست بازی می کرد، بسیاری از جوانان( کاگر و کارمند و روستایی) به او روی می آورند. ولی دریغا!

نتیجه! این جوانان فدایی خلق که در زمان انقلاب از کمترین تجربه سیاسی بر خوردار بودند، و جز اسلحه به دست گرفتن و کشتن چیزی نمی دانستند، اکنون توانسته اند در خارج از کشور، با زیر سوال بردن خود کم و بیش تجربه سیاسی پیدا کرده و پخته شوند. و در نتیجه آن، اکنون با حفظ دوستی و احترام به عقیده دیگران و دمکراسی دور هم جمع شوند. (هر چند گاهی در نوشته هایشان تپق سیاسی می زنند، که بیشتر طنز است) » این احترام و دوستی بین آنها و پشنیبانی از یکدیگر، پشتوانه ای است در زندگی روزمره برای فرد فردشان.»

ولی وارثان جبهه ملی در خارج از کشور،( از دید من) به علت خود بزرگ بینی، خود خواهی، خود پرستی، و این حرفها؛ «اگر  فلان شخص باشد من نیستم، و…؛» که به گفته خودشان از زمان بنیانگذارای کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور، با هم دوست بودند، و در مبارزه با رژیم استبدای شاه شریک، نه برای دوستی شان احترامی قائل شدند، نه به فعالیت های پیشن شان در کنفدراسیون، و به ویژه نه برای کسانی که به احترام دکتر مصدق، و آرمانهایش با عشق و علاقه به آنها روی آورده بودند.

جبهه ملی مانند مدال های ژنرال های روسی می ماند که پس از فروپاشی شوروی، و خراب شدن دیوار برلن، در میدان کهنه فروشان برلن کیلویی می فروختند. هر هوچی از ده ها ده کوره در خارج از کشور، آن  را مفت خریده به سینه می زند و ادعای نمایندگی، یا رهبری جبهه ملی را دارد.

آقایانی که این مدال ها را برسینه دارید! در هر ده کوره ای که  در خارج از کشورهستید، از بزاشتات «Boz Stadt»، تا سنت دست خر «Saint Daste Khar»، و شاخ گاو سیتی «Shakhe Gav City»، به بازماندگانتان بگویید، پس از مرگ شما این مدال را هم با شما چال کنند، و روی سنگ گورتان با خط درشت بنویسند؛»مرحوم فلان از رهبران جبهه ملی»!
من این مدال ها را به سینه نمی زنم. ولی با تمام وجودم تا آخرین لحظه به روان پاک دکتر مصدق درود می فرستم. و ایمان دارم، روزی ملت ایران با ارج فراوان به دکتر مصدق، و آرمانهایش «حفظ تمایت ارزی، استقلال و آزادی کشور» می رسد.

20 بهمن 1389 ــ 9 فوریه 2011 ــ بلژیک ــ اورایز ــ اردوخانی

برگرفته از ویکی پدیا! نام جبهه ملی نخستین بار بر گروهی گذاشته شد که همراه دکتر مصدق برای اعتراض به آزاد نبودن انتخابات دوره شانزدهم مجلس شورای ملی (سال 1329) در دربار تحصن کردند.هیات موسس جبهه ملی ۱۹ نفر بودند که عبارت‌اند از: دکتر محمد مصدق، احمدملکی (مدیر روزنامه ستاره)، دکتر محمدحسن کاویانی، دکتر کریم سنجابی، مهندس احمد زیرک زاده، عباس خلیلی (مدیر روزنامه اقدام)، عمیدی نوری (مدیر روزنامه داد)، دکتر سید علی شایگان، شمس الدین امیرعلایی، سید محمود نریمان، ارسلان خلعت بری، غروی، ابوالحسن حایری زاده، حسین مکی، مظفر بقائی، عبدالقدیرآزاد، جلالی نایینی (مدیر روزنامه کشور)، دکتر حسین فاطمی، مشاراعظم. (هنگام کودتای ۲۸ مرداد از این گروه فقط ۳ یا ۴ نفر با مصدق بودند. بقیه یا کناررفتند و یا آشکارا علیه جنبش ملی ایران قیام کردند و به کودتا پیوستند).با پیوستن حزب ایران و سپس پرچمداران پان ایرانیست به رهبری محمد مهرداد و حزب ملت ایران به رهبری داریوش فروهر و بعدها هواداران خلیل ملکی، جبهه ملی به صورت مهم‌ترین سازمان سیاسی ملی‌گرای ایران در جریان نهضت ملی شدن نفت در آمد.

پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و دستگیری رهبران وفادار به دکتر مصدق فعالیت این جبهه متوقف شد اگرچه بعضی از فعالان آن در نهضت مقاومت ملی به مبارزه با حکومت ادامه دادند.

سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران از وحدت و ادغام دو گروه چپ‌گرای معتقد به مبارزه مسلحانه در اواخر فروردین ۱۳۵۰، پدید آمد: گروهی که بیژن جزنی، عباس سورکی، علی‌اکبر صفایی فراهانی، محمد صفاری آشتیانی و حمید اشرف از مؤسسان آن بودند. و گروه دیگری که مسعود احمدزاده و امیر پرویز پویان از پایه‌گذارانش بودند. این دو گروه، پس از حمله به ژاندارمریسیاهکل در نوزدهم بهمن ماه ۴۹ و اعدام ۱۳نفر از پیشتازان «جنبش فدایی» در ۲۶اسفند ۱۳۴۹، به‌طورکامل به‌هم پیوستند و به عنوان «چریک‌های فدایی خلق ایران» و مدت کوتاهی بعد با عنوان «سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران» (سچفخا) اعلام موجودیت کردند.گروه یک (بیژن جزنیحسن ضیاظریفی)، عمدتاً از افرادی تشکیل شده بود که در دهه ۳۰ و ۴۰ به مبارزه روی آورده بودند و در مبارزات سیاسی جبهه ملی دوم شرکت فعالی داشتند.

گروه دو (مسعود احمدزادهامیرپرویز پویان) در مقایسه، تجربه مبارزه عملی کم‌تری داشت و شناخت عینی از حزب توده نداشتند. برخی از اعضای این گروه سابقه فعالیت در جبهه ملی در سال‌های چهل را با خود داشتند، ولی تجربه‌ٔ انقلاب کوبا و مبارزهٔ چریکی در آمریکای لاتین، جایگاه ویژه‌ای را در این گروه به خود اختصاص داده بود. جزوه‌های «ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئوری بقا» نوشته امیرپرویز پویان و «مبارزه مسلحانه، هم استراتژی و هم تاکتیک» نوشته مسعود احمدزاده و چند نوشتار دیگر بنیان فکری گروه را تشکیل می‌داد.

Advertisements

Responses

  1. agha dastet dard nakone gol gofti!
    man khodam melli hastam va dar jebhe melli alman faaliat daram.
    hame an chizhai ke gofti haghighate mahz ast.!
    man ham mesle shoma ruy khodam kheyli kar kardam va gholo zanjir haie ke goftehid khodamo raha kardeham.
    alan motasefaneh vaght nist amma didgah shoma kheyli baram jaleb ast va dar tamas hastim.
    ba ehteram Ahmad Azad


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: