نگاشته شده توسط: ordoukhani | ژانویه 22, 2011

چراغ من!

گذشته، چراغ راه آینده است،
 چراغی خاموش.
 این چراغ روشن می کنم.

نفسی زهرآلود، چراغ  خاموش می کند.
پیه سوزی کهنه و کثیف و کم نور،
از گذشته ننگین خویش،
برایم روشن می کند.

با این چراغ کهنه و کثیف آشنایی ندارم،
ز بوی گندش، شعله کم نورش،
راه به جایی نمی برم، ره گم کرده،
رنج می برم، درد می کشم، سر گردانم.

چراغ  خیالی گذشته خود می خواهم،
چراغی نو، پاک و خوشبو و پر نور،
 تا راه خویش روشن کنم،
تا راه از چاه بیایم.
چراغ من!

12 فروردین 1389 ــ 1 آوریل 2010 ــ اردوخانی ــ بروکسل

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: