نگاشته شده توسط: ordoukhani | دسامبر 8, 2010

چی می خواستیم، چی شد؟!

انشا یک شاگرد دبستانی.خدا را شکر که به کلاس بالاتر آمده ایم. هرچی سال قبل یاد گرفته بودیم، در تعطیلات تابستان فراموش کردیم. خانم معلم پارسال ما خوشگل و مهربان بود. امسال یک خانم معلم زشت غر غرو و اخمو داشتیم. ما همه دعا کردیم که معلم مان شوهر کند و برود، وخانم  معلم سال قبل جایش را بگیرد. دعای ما مستجاب شد. معلم ما شوهر کرد و رفت، ولی در عوض جایش را یک آقا معلم ریشو و عبا دار و بد عنق گرفت.
پدرم در مورد انقلاب می گفت: «چی می خواستیم، چی شد؟!؟ من معنی این حرف را نمی دانستم، حالا یاد گرفتم. تابستان که در دهمان بودیم، خروسی روی مرغی پرید، من از بابایم پرسیدم؛ «چرا خروس روی مرغ می پرد؟» پدرم گفت؛ «با هم شوخی می کنند.» برادر بزرگم گفت؛ «شوخی ــ شوخی همدیگر را می کنند.» پدرم یک توسری به برادرم زد و گفت؛ خفه شو بی تربیت»، بعد غمگین ادامه داد: «ما هم شوخی ــ شوخی انقلاب کردیم، بعد دیدیم انقلاب  ما را کرد. راستی چی می خواستیم چی شد؟!»

پس از خوانندگان این انشا خواهش می کنم خودتان به این شاگرد نمره بدهید.

5 اردیبهشت 1389 ــ 25 آوریل 2010 ــ اردوخانی ــ بروکسل

Advertisements

Responses

  1. نمرۀ این دانش آموز یک صفر گنده است زیرا ایشان اگر دویست سال هم در اروپا بوده باشد اندیشۀ او از حوزۀ تفکر اسطوره ای خارج نمیشود تا در پیرامون معقولاتی عظیم همچو انقلاب که یک حادثۀ بزرگ تاریخیست قضاوت میکند ، همواره نگاهی تاریخی و استفاده از ابزار جامعه شناسی را فراموش نکند .

  2. اول اینکه اقای اردوخانی خودت گفتی نمره بدیم اما گله نکنی ها! متاسفانه من روم نمیشه نمره بداستانهای تکراری بدم اما شما باحتمال زیاد باید شهریور برگردی. اما در مورد دوستمون مرد گل گل که انقلاب را حاصل معادلات اجتماعی میدونن و از اسطوره های اروپایی با کنایه یاد میکنن باید بگم اتفاقآ همین اسطوره هایی مثل چگوارا و کاسترو و لیلاخالد و عرفات و غیره بودن که الگوی اقایون رهبران احزاب و سازمانهای ما شده بودن.امثال بختیار و خانم امیرشاهی و شکرالله پاکنژاد که همگی از بوجود امدن خلاء و سوءاستفاده روحانیان و دزدها خبر داده بودن انروزها بوسیله همین افرادی که از جنایت دسته جمعی هنوز دفاع میکنن و انقلاب را راه پیشرفت میدونن تکفیر میشدن و جرات حرف زدن نداشتن. اقا جان ممکنه 32 سال گذشته باشه اما مردم هنوز یادشونه که چطور امثال حزب توده و اکثریتی ها و مجاهدین و … با تندروی ارزوی جا بازکردن در دل خمینی داشتن. اما از همه زودتر فریب خودره بودن و ملتی رو هم فریب دادن. احزاب!!! روشنفکرهامون فرخ نگهدار و کیانوری و سنجابی بودن که انقلاب را توصیه میکردن!

  3. پرسش این است این خانم معلم چه جوری شوهر پیدا کرد تازه چرا شوهر کرد ، رفت. اگر رمز این را هم میگفتی بیست بودی.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: