نگاشته شده توسط: ordoukhani | نوامبر 23, 2010

سر در گم خویشم!

ماهیگیر پیر کنار ساحل نشسته، کلافی در دست، تورماهیگیری می بافد.
کلاف سر در گم است، ماهی گیر کلافه، کلاف بر ساحل می اندازد. کلافی پس از کلافی، کلافی پس از کلافی،…؛.
موجی پس از موجی، موجی پس از موجی،…؛ کلاف ها را به درون دریا می برد.

ماهگیر قلاب به دریا می اندازد، کلاف سر در کم صید می کند، کلافی پس از کلافی، کلافی پس از کلافی،…؛ ماهی گیر پیرهمچنان کلاف سر در کم صید می کند.
ماهی گیر منم، کلاف سر در گم منم. کلافه وسرگردان، سر در گــــم خویشم!

11 تیر 1389 ــ 11 ژوئن 2010 ــ بروکسل ــ اردوخانی


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: