نگاشته شده توسط: ordoukhani | سپتامبر 25, 2010

می ترسم!

جهان در خواب است،
خوابی خوش نیست،
کابوسی وحشتناک،
در خواب،هیولایی درنده می بیند. 

عرق از سر و روی جهان می ریزد،
تب و لرز دارد، اشک می ریزد،
ناله و فریاد می کند،
سر به هر طرف می گرداند.

و من در بیداری،
کابوس جهان را می بینم!
به خود می لرزم،
رنج می برم، درد می کشم،
اشک در درون می ریزم،
از این کابوس می ترسم،
می ترسم هیولا جهان را بدرد! 

3 سپتامبر 2010—12 شهریور 1389— ابوالفضل اردوخانی— اورایز

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: