نگاشته شده توسط: ordoukhani | سپتامبر 12, 2010

فکر کردن، اندیشیدن!

امروز، روز تعطیل است. روی تخت دراز  کشیده ام، دست هایم را هم کنارم دراز، چشمانم را می بیندم. امروز روز تعطیل است، باید هیچ کار نکنم.
اما در سرم جنگ ابلهانه هفتاد و ملت برپاست، عذری برای این جنگ ندارم. شکمم سیر است و زیر شکمم هم به همچنین، بهانه ای برای بلند شدن و به دست آوردن رضایت انها را ندارم. از خودم  می پرسم؛ روزهایی که کار کرده ای حاصلش چه بوده؟ پاسخ هیچ!
چه کسانی کارشان حاصلی داشته؟ درود به بنایان، سنگتراشان، آهنگران، نجاران، کشاورزان، ماهیگران، چوپانان، آموزگاران،….
 چه کسانی حاصل کارشان جز شور بختی  و سیه روزی مردم نبوده؟ فریاد از دست دلالان، حکومتگران، جهانگشایان، پادشاهان، مزدوران، پبشوایان دینی و غیر دینی،…
به یاد شعرا و نویسندگان و سیاستمداران و روشنفکران( خیر سرشان) می افتم.آنها چه کردند؟ پاسخ می دهم؛ فکر را می کردند! با فکر را کردن، خود را آبستن کردند، چند قلو زائیدند، و خود نوزادن خود را خوردند. در گوشه تنهایی، خود را تافته جدا بافته ای یافتند، با تکبر و افاده و خود بزرگ بینی دیگران را نادان شمردند. آه از این دنیای بی انصاف که ارزش انها را نمی داند! با این فکر را کردن، بادی در دلم پیچید، محکم رهایش کردم و خندیدم. ( به یاد شاعری افتادم که گفته: خود گوزی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی) از جایم برخاستم، به نوشتن احساسم از آنکه را می کردم مشغول شدم، تا شما را در خوردن نوزادم شریک کنم.
می خواهم کاری کنم، و دیگر فکر را نکنم، دریغا فکر راحتم نمی گذارد. خسته شدم از همیشه فکر را کردن.
 
می خواهم کاری کنم، نه فکر را. شور بختی مرا ببینید، حتی از فکر هم نمی گذرم، می کنم، نمی اندیشم.  شما چطور؟

 19شهریور 1389 ــ 10 سپتامبر 2010 ــ اردوخانی ــ اورایز

Advertisements

Responses

  1. باید آدم خوشبختی باشی که به فکر کردن هم میتونی تجاوز کنی . اینها را میگویند جمع صفات متضاد در پیکرت . حال اگر اسم آن صفت ها را ببرم ، من را خر خطاب میکنی . و با این عمل از یکطرف به آقای الاغ توهین میکنی و از طرف دیگر مقام من را بالا میبری ، چون الاغ خردمنترین حیوان جهان است در این صورت چیزی نمیگویم .

  2. صبح دوشنبه شمابخیر
    روش نوشتن شما طوری است که نمی توان سریع خواند و رد شد. باید جمله را تمام کرد و بازگشت و تعمقی کرد و گذشت. جالب است که حتا لغزشهای قلمی هم بفکر فروبرنده است و دست آخر لازم التذکر:
    «جنگ ابلهانه هفتاد و ملت برپاست، » جاافتادگی دارد
    جنگ ابلهانه هفتاد و دو ملت برپاست،
    نمی دانم انتخاب آگاهانه جمله بندی است یا فکر فارسی از کانال جمله بندی فرانسوی نوشته شده است:
    باید هیچ کار نکنم
    این درست مانند ترجمه یک جمله آلمانی هست.
    بهر صورت این تامل سبب شد ترمز دستی فکر کشیده شده آهسته تر پیش روم
    در پاسخ به سئوال
    چه کسانی کارشان حاصلی داشته؟
    من میگویم امثال اردوخانی ها. آنها بنا های فکری هستندکه کلمه روی کلمه درک جدید بر درک جدید می نشانند تا خود و آیندگان بهره برند
    در گذشته اکثریت قریب به اتفاق ما جراح بودیم. می خواستیم قابله زمانه باشیم و شرایط نوین را باجراحی بدنیا آوریم. حال بنا شدیم و عمله( دو شغلی که به آنها نگاه می کردیم ولی نمیدیمشان و حاصل کارشان به چشممان نمی آمد. آجر آجر بر پی محکم . ما بدنبال خانه های پیش ساخته بودیم
    حال ما بنا شدیم و عمله
    تیمور به آن مور نظر افکند خاکها به توبره کرد
    ما به عمله نظر می افکنیم و خانه های فکر می سازیم

  3. فرامرز مهربانم. خنگ همیشه ابلهانه است، این واژه ابلهانه اگاهانه اضافه کردم. زمان قدیم تمام عمله ها ینا می شدند، به یاد دارم سالعای 1333 ــ 1334 عمله روزی 3 تا 4 تومان مزد داشتـ و بعد از سه تا چهارسال بنا می شد با روزی ده تومان که می توانست روزی هزار اجر روی هم بگذارد. پس سه سال یا بیشتر که به روزی سه هزار اجر می توانست روی هم بگذار ، مزدش به روزی بیست تومان می رسیدو از توجه تو و مهرت بسیار سپاسگزارم، کوشش می کنم لابق آن باشم. اردوخانی


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: