نگاشته شده توسط: ordoukhani | اوت 30, 2010

انتقادی به آقای آرامش دوستدار!

این تن رنجورم چندی است از بیماری کشنده خرافات نجات یافته، اما درمان نشده است. من در میان بیماران آلوده به خرافاتم، و تا با دارویی همه این بیماران درمان نشوند، درمان نخواهم شد.

شرمنده، من بیمارم. چندی است با خواندن آثار آرامش دوستدار، ( امتناع در تفکر دینی، درخششهای تیره و ملاحظات فلسفی در دین و علم)، و نقد چندی از خوانندگان در نشریه ها و گوگل به یاد «ماشین دودی» افتادم. هرچند بگویید به شقیقه مربوط نیست، ولی در ذهن بیمار من رابطه پیدا کرده، و آسایش را از من گرفته و تا ننویسم احساس راحتی نخوهم کرد.

بدون اینکه بخواهم وارد جزئیات سیر تحولی راه آهن، از تراموی با نیروی حیوانی ( اسب)، لوکومتیو با نیروی بخار و ذغال سنگ، تا به امروز لوکوموتیو برقی بشوم، مختصری درباره لوکوموتیوهای بخاری خواهم نوشت. اولین لوکومتیو بخاری در شمال شرق انگلستان در سپتامبر 1825 راه اندازی شد. کمپانی خط آهن «استکتون و دارلینگتون» اولین خط راه آهنش را در 27 سپتامبر 1825 افتتاح کرد. «جرج استیفنسون» مخترع «لوکوموتیو شماره یک» دنیا، شخصا هدایت لوکوموتیو را عهده دار بود، نمایشی که جمع بسیاری را مجذوب خود کرد.

در ماه مه 1835 با پیشرفت، و نتیجه مثبتی که از این وسیله حمل و نقل در انگلستان به دست آمده بود، اولین خط راه آهن در بلژیک بین شهرهای مالین – بروکسل افتتاح شد. در همان سال، خط مالین — آنورس، و مالین — ترموند نیز راه اندازی شد. ( بلژیک دومین کشوری اروپا بود که پس از انگلستان  صاحب راه آهن شد)

در سال 1842، لوکوموتیو کرامپتون [بخار] که بوسیله توماس راسل کرامپتون اختراع شده بود، رواج یافت. اولین خطوط راه آهن میان لییژ — نامور راه اندازی شد. سرعت لوکوموتیو در این خطوط تا 100 کیلومتر در ساعت می رسید. یک سال بعد شبکه راه آهن گسترش یافته بود و تا پایان سال 599 کیلومتر خط آهن در کشور وجود داشت.

ماشین دودی در محوطه ایستگاه متروی شهرری
ماشین دودی در محوطه ایستگاه متروی شهرری

«ماشین دودی» نامی بود که در تهران قدیم به اولین خط آهن ایران که میان تهران و شهر ری کشیده شده بود، داده بودند. علت این نامگذاری بخاری بود که از دودکش قطار آن خارج می‌شد.

این راه آهن در سال ۱۲۶۱خورشیدی/۱۸۸۳ میلادی تاسیس شده و امتیاز آن را یک مهندس فرانسوی به نام موسیو بوتال به نمایندگی یک شرکت بلژیکی از ناصرالدین شاه گرفته بود. «ماشین دودی» را می‌توان در اصل نخستین خط تراموای تهران دانست.

ماشین دودی دو ایستگاه بیشتر نداشت؛ نقطه آغازین خط نزدیک خیابان دروازه خراسان (میدان قیام و پارک کوثر فعلی) و نقطه پایانی، جلوی در «شاه عبدالعظیم» در شهر ری بود. مردم به ایستگاه‌های ماشین دودی «گار» می‌گفتند که واژه فرانسوی برای ایستگاه است.

در آغاز هر بار به هنگام راه افتادن بچه‌ها سنگ و خس و خاشاک به ماشین دودی می‌زدند. وسیله جدید مورد پذیرش مردم تهران واقع نشد و در مدت کوتاهی با ورشکست شدن این شرکت بلژیکی، تراموا در تهران به بایگانی تاریخ سپرده شد. ورود قطار یا ماشین دودی به ایران، مصادف بود با حرکت آن میان شهرهای مهم اروپا. در آن زمان، قطار لوکس «شرق اکسپرس»، با مجهز بودن به اتاق خواب و رستوران با غذای بسیار عالی از پاریس، و با گذشتن از شهرهای مهم اروپا به استانبول می رفت.

آخوندها نخست استفاده از ماشین دودی را به این علت که جن در آن است با فتوایی حرام کرده، و پس از گرفتن رشوه، با گفتن «بسم الله» سوار شدن بر آنرا حلال اعلام کردند. و از طرف دیگر ماشین دودی، ضرری بزرگ برای کار و آینده خرکچیان، سر راه بود، به همین دلیل با قهر آنان مواجه شد.

انتقاد من به آقای «آرامش دوستدار» این است؛ گیرم که ایشان بتوانند با دادن رشوه به آخوندها ( آوردن نام بعضی از امام ها) و «بسم الله گویان» حرفشان را در ایران هم بزنند، با بچه های بازیگوش و نادانی که به این «ماشین دودی» سنگ می زنند چه می کنند؟ از همه مهم تر؛ با «خرکچیان»، روشنفکران مذهبی چه خواهند کرد؟   

یادآوری این نکته ها جالب است که آخوندها دوچرخه را هم حرام می دانستند، به این علت که اعتقاد داشتند جن آن را به حرکت در می آورد. واکسن را هم تحریم می کردند، چون دکان جن گیران و دعا نویسان را تعطیل می کرد. از مخالفت سرسخت شان با باز کردن مدرسه ها، به ویژه مدارس دخترانه نیز، همه آگاهند. شاید ندانید، اما آخوندها حتی سیب زمینی را حرام اعلام کرده بودند. سیب زمینی را برای اولین بار، سر جان ملکم در زمان فتحهلی شاه وارد ایران کرد. و برای نخستین بار در پشند، حوالی تهران آن را کاشتند. بدین جهت سیب زمینی پشندی معروف است.
آنچه مورد نظر من است، اینکه؛ آخوندها حتی خوردن سیب زمینی را هم حرام اعلام، و بعد با گرفتن رشوه حلالش کردند!

11 مرداد 1389 ــ 2 اوت 2010 ــ بلژیک ــ اورایزــ اردوخانی

Advertisements

Responses

  1. اقای اردوخانی از شما و اقای دوستدار چه پنهان در جهنم چند وقت پیش هیاهویی راه افتاده بود که بیا و ببین! عده ای از دیوار جهنم برای هم قلاب میگرفتن و میپریدن تو بهشت، بندهء از اول جهنمی هم از روی حسودی از دربان بهشت پرسیدم پس اینا چی؟ چرا بهشون هیچی نمیگین؟ دربون هم گفت اینا اون دنیا خاویار و ماهی اوزون برون خورده بودن جدیدآ حلال شده واسه همین میرن بهشت! پرسیدیم پس اون عده ای که رو دیوار نشستن چی؟ گفت اونها هم عرق خوردن منتظرن کارخونه اسمیرنوف حق و حساب اقا رو بده که عرق هم حلال بشه برن بهشت!

  2. جناب آقای وکیل مدافع آرامش دوستدار. من از دفاع خود ناتوانم،و این اتهام را هم می پذیرم.،مرا متهم به خیلی چیز ها کرده اند، این هم زوش

    • ابولفضل جان اگر من وکیل مدافع آقای دوستدار هستم چرا متن دفاعیۀ من را در سایت خود قرار ندادی و وفقط ردیعۀ خودتان را در آنجا گنجانده اید ؟ اسم این را میتوان گذارد صداقت ؟

  3. سلام با توجه به خاطراتی جالبی که از ماشین دودی دارید برایتان یه سورپرایز نوستالوژی دار دارم، ما در خانه فرهنگ کوثر برنامه ای داریم به اسم خاطرات ماشین دودی در تاریخ9/8/89از زیارتتان خوشحال می شویم09126871685


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: