نگاشته شده توسط: ordoukhani | ژوئیه 18, 2010

جایی که مجبور شدم از حرفم پوزش بخواهم!

حالا که تنور مبارزه با زن ستیزی آنقدر داغ است که حتی احمدی نزاد و چندی از روشنفکران اسلامی مانند سروش هم در این مبارزه شرکت می کنند، چرا ما نان نپزیم؟!
اصلا من یک مباز با زن ستیری»درد و ستم به زن» به دنیا آمده ام. به یاد می آورم وقنی مادرم می خواست مرا بزاید، به محض اینکه درد زایمان را احساس کرد، برای اینکه او درد نکشد، خودم زودی پریدم بیرون!

خشونت نسبت به زنان، اگر به عمق واژه یا اصطلاح «زن ستیزی» خوب بیاندیشیم، بدان معنی است، که برای انسانی که تنها جرمش «زن» به دنیا آمدن است، حقوقی کمتر از خود( مرد ) قائل باشیم.

 

مردان کلیمی در سیناگوگ از خداوند سپاسگزاری می کنند، برای اینکه مرد به دنیا آمده اند. ( اگر مایل هستید به پایین صفحه به قسمت و دسته «ستم دینی» مراجعه کنید)
 
اینکه مرد دارای حقوق بیشتری از زن در جامعه است، تنها اندیشه مردها نیست. خیلی از زن ها هم اینگونه می اندیشند، به ویژه نسبت به دختر و پسر خود.

شبی مهمان خانواده ای بودم که یک پسر نوزده ساله و یک دختر بیست و یک ساله داشتند. پسر قرار بود برای شام، و دختر که نزد عمویش بود، بعد از شام بیاید. پیش از غذا در ضمن نوشیدن چای، زن و شوهر از برابری زن و مرد، و از ستمی که حکومت ایران نسبت به زنان روا می دارد، هر کدام با قطع کردن صحبت دیگری سخنرانی مفصلی کردند.   
 
دقایقی می گذشت، ما مشغول خوردن شام بودیم، پسر آمد، و از دیر آمدنش پوزش خواست. به محض اینکه پسر سر میز نشست، پدر و مادر با سرافرازی ( به ویژه مادر) شروع کردند از دختر بازی پسرشان گفتن. اون بلونده، اون مو سیاهه. اون قد بلنده، اون قد کوتاهه،…؛
پسر گفت: «آقای اردوخانی من با هر دختری که صحبت کنم، پدر و مادرم خیال می کنن خبری هست، باور کنین اگر با چند تا پسر و دختر تو خیابون، پدر و مادرم را ببینم، مجبورم راهم رو عوض کنم.»
مرد با پررویی تمام گفت: «آره ارواح شکم عمه ات، خیال می کنند خبری هست! تنها تنها می خوری، واسه بابات نمیاری!»
من گفتم: «راستی دختر شما دوست پسری نداره؟»
یکباره چاقو و چنگال از دست زن و مرد افتاد،  در حالیکه زن به من چشم قره مبرفت، مرد گفت: «آقــــــای اردوخانی، از آدمی مثل شما توقع این حرف ها رو نداشتیم، مگر دختر ما جنده است؟!» من مجبور شدم برای این حرفم پوزش بخواهم. ( این را در یکی کتاب هایم با عنوان «دختر جنده» نوشته ام)

تمام پدر و مادرها آرزو می کنند فرزندانشان پسر باشد. در هند وقتی زنی پس از سونوگرافی می بینند نوزاد دختر است،سقط جنین می کند. اعراب دختران خود را زنده به گور می کردند. این در صورتی است که من بارها دیده ام، وقتی پدر و مادرها پیر می شوند، دخترها بیشتر به آنها رسیدگی می کنند، تا پسر ها. 

ابوالفضل اردوخانی – 27 تیر 1389 – 18 ژوئیه 2010 — بروکسل

Advertisements

Responses

  1. گفتی چون نمیخواستی مامانت زیاد درد بکشه خودت زود پریدی بیرون. باشه تو گفتی ماهم باور کردیم .اما از این حرف که بگذریم بنظر میرسه که انگشت گذاشتی روی یکی از بزرگترین تناقضات در شخصیت مرد ایرانی اما توضیح ندادی که این تناقض از کجا ریشه میگیره؟


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: