نگاشته شده توسط: ordoukhani | ژوئن 30, 2010

اگر ما را راحت بگذارند!

جمعه روزی در میدان جمعه بازار بودم. هر قسمت از میدان چیزی می فرختند.( از پر مرغ تا پشم آمیزاد) از کنار میز بزرگی که خانم زیبایی در حدود چهل ــ پنجاه سال، جوراب زنانه و مردانه و بچگانه می فروخت، گذشتم. دیدم خانم ابرو در هم کشیده و این پا و آن پا می کند. با خنده ( با زبانی که بیشتر با کودکان صحبت می کنند و به زبان فلاما) به او گفتم، پوزش می خواهم، اگر جیش داری من حاضرم جای تو بایستم، تو برو خودت را راحت کن. لحظه ای فکر کرد و گفت: «سپاسگزارم، بله!»  با عجله به قهوه خانه ای که در همان نزدیکی بود رفت. و من رفتم، سر جایش ایستادم. در حدو ده دقیقه طول کشید تا خانم برگردد. در این مدت من سه بسته پنج جفتی جوراب مردانه فروختم.( پنج جفت جوراب در رنگهای گوناگون در یک بسته قرار داشت به قیمت هفت یورو نیم) وقتی برگشت خوشحال خندن سپاسگزاری کرد، و با اصرار خواست  یک بسته جوراب به من هدیه کند، نپذیرفتم. از ترموسی که همراهش بود، قهوه ای ریخت و با هم نوشیدیم.
سالی سه ــ چهار بار خانم را در همان میدان می دیدم. با هم گپی می زدیم و قهوه ای می خوردیم. گاهی هم چند جفت جوراب می خریدم و قیمتش را می پرداختم.
چند ماه پیش دیدم زنگ در خانه ام را می زنند. وقتی در را باز کردم، آن خانم را دیدم. آمد بالا و گفت: «می خواهم شما را برای فلان شب به عروسی دخترم دعوت کنم»، و سپس کارت دعوتی به من داد.

شب موعود، وقتی وارد سالن عروسی شدم، خانم به استقبالم آمد، مرا در آغوش کشید و بوسید. به دختر و داماد، و سایر حاضرین به عنوان دوست ایرنی اش معرفی کرد. دختر، داماد و پدر مادر پیرش هم مرا در آغوش کشیدند و بوسیدند.
» رفتار این خانم با من گونه ای بود، که گویی هردوی ما از یک مادر زاده شده ایم!»

زندگی چقدر زیباست، اگر ما را راحت بگذارند.

ابوالفضل اردوخانی – 7 تیر 1389 – 28 ژوئن 2010 – بروکسل

Advertisements

Responses

  1. ابی جان
    سلام چقدر لطیف و بدون اغراق بیان شده بود .
    من جنبه های احساسی و انسانی نوشته هایتان را بیشتر می پسندم تا قسمت های طنزتان را
    سلامت و شادمان باشید.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: