نگاشته شده توسط: ordoukhani | ژانویه 23, 2010

به من چه؟ به تو چه؟

خسته شدم از زرای زیاد شنیدن،
حرف زدن و آدمای بیخود و دیدن!

به من چه بچه تون نابغه اس،
تو درس مشقش بی سابقه اس!

به من چه باباتون چکاره بود و چی گفته،
یا اینکه ننه تون چی رو خوب می پخته؟!به من چه وکیل و وزیر بودی،
یا اینکه شهردار و سفیر بودی!

به من چه فلانی از زنش شده جدا،
یا اینکه رابطه داشته با محمود آقا!

به من چه چند کیلو چاقتر شدی،
یا اینکه رژیم گرفتی و لاغر شدی!

به من چه کی با کی می خوابه و میره،
گرسنگی کشیده یا شکمش سیره!

به من چه فلانی خونه اش و چند خریده،
تازه به دورون رسیده اس و ندید بدیده؟!

به من چه دیشب کجا مهمونی بودی،
بر گشتی خونه خسته و کوفته بودی!

به من چه تو سرما ماشینت راه نمی رفت،
لوله آب حونه ات ترکیده بود و آب نمی رفت!

به من چه از کجا جنس خوب خریدی،
فلانی رو هم اونجا با یکی دیدی!

به من چه چند تا پسر عمو ودختر خاله داری،
از تهرون میان یا قزوین و اردبیل و ساری!

به من چه پروستات و بواسیر داری،
آلرژی به کشک و پنیر و سیر داری!

به من چه یارو پولش میره بالا با پارو
با خرید و فروش اسلحه و دارو!

به من چه وقتی  فلان کس رو ندیدم،
میگی واسه عروسیش فلان چیز و خریدم؟!

به من چه این همه قمپز و چسی،
هفت تا زبون بلدی از جمله روسی!

یه تو چه ماشینم و چند خریدم،
چرا ریش و سبیلم و نتراشیدم؟!

به تو چه چرا زن ندارم،
این جوری خوبم یا بده حالم؟!

به تو چه بچه هام چکار می کنن،
با هم خوبن یا که دعوا می کنن؟!

به تو چه شبا تنها می خوابم،
یا اینکه خانمی و کنارم دارم؟!

به تو چه خونه ام ریخت و پاشه،
ظرفا جاش اینجا نیست، اونجا جاشه؟!

به تو چه کجا میرم، از کجا میام،
یا که با کی می کنم علیک و سلام؟!

به تو چه مجسمه خر گذاشتم روی درم،
مگه خودت نمیدونی که خیلی خرم؟!

به تو چه چرا باد ول می کنم،
از پر حرفیت، دیگه چکار کنم!

اون خبرآ که می دونی منم شنیدم،
اونی هم که دیدی، تو تلویزیون دیدم!

خسته شدم از آدم های پر حرف،
چیزی نمیگن جز چرند و مزخرف.

خسته شدم از روشنفکرای چپ و راست،
با تحلیلای الکی مو رو می کشن از ماست!

تنها از کتابا خسته نیستم، نه هموه شون
تنها از آهنگا خسته نیستم، نه همه شون!

یه چیزی تاره بگین که من ندونم،
بگو کتاب خوبی خوندی و منم بخونم!

دوستت دارم همونطور که هستی،
نماز خونی، یا عرق خور و مستی!

هرچی میخوان بگین روبروم یا پشت سرم،
به یورش میگم، به شما چه که دیوونه و خرم … !

2 بهمن 1388 ــ 22 ژانویه 2010 ــ اردوخانی ــ بروکسل


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: