نگاشته شده توسط: ordoukhani | سپتامبر 6, 2009

همه باهم اعتراف کنیم!

بیانیه ای نوشتم و آن را برای اعلام همبستگی و امضای هموطنان با زندانیان هم‌میهن در ایران در یکی از پایگاه های میزبانی گذاشتم. (امضا کنید!)

متن بیانیه به این شرح است:

ما آگاهیم به اینکه اعتراف هایی که از هموطنان و فعالین سیاسی-اجتماعی جلوی دوربین های تلویزیونی گرفته شده می شود، با زور، تهدید، تحقیر و شکنجه همراه است. برای ما، این اعتراف ها هیچ گونه اعتباری ندارند. و اعتراف کنندگان نباید در برابر ملت ایران و مردم جهان شرمنده باشند. شرم بر اعتراف گیران!

ما امضا کنندگان این بیانیه برای همبستگی با اعتراف کنندگان به‌طور نمادین به جاسوسی برای اسراییل، آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و حتی بنگلادش اعتراف می‌کنیم. و همه با هم اعلام می کنیم که برای سرنگون کردن نظام جمهوری اسلامی از طریق انقلاب مخملی از کشورهای خارجی کمک مالی گرفته ایم.

ما همه مهدی بازرگان، آیت الله شریعتمداری، سعیدی سیرجانی، علی افشاری، عباس عبدی، حسین قاضیان، سیامک پورزند، رامین جهانبگلو، عزت الله سحابی، کیان تاجبخش، علی شاکری، سید محمد ابطحی، محمد عطریانفر، مازیار بهاری، محسن میردامادی، بهزاد نبوی، صفایی فراهانی، رمضان زاده، محسن امین زاده، تاج زاده و هزاران نفر دیگر که تحت شکنجه قرار گرفته، اعتراف کرده و می کنند، هستیم.

این بیانیه را برای دوستان تان بفرستید!

ابوالفضل اردوخانی

بروکسل/2.8.2009–11/5/1388 امضا کنید!


اعتراض می کنم مادر زن سارکوزی از طرف دامادش به من قول 70 ملیون یورو، برای به ثمر رسیدن انقلاب را داده است. صدر عظم آلمان و همچنین سران سایر کشورهای جهان قول های دیگری به من داده اند.

این طرف( یعنی این جانب) به پهنای ( یعنی به عرض) شما می رسانم که علاوه بر اعترافات بالا، بر خریت خودم هم در برابر ملت ایران اعتراف می کنم.

اریک آرتور بلر با نام ادبی جورج اورول نویسنده ی شهير انگلیسی کتاب معروف «قلعه حیوانات»، در رمان دیگر خود با عنوان»1984» از زبان بازجویی در «وزارت عشق» به متهم خود می نویسد: «آوردنت به اینجا صرفا بیرون کشیدن اعتراف یا مجازات نیست! برای این است که شفایت بدهیم. برای آنکه عاقلت سازیم، به جرمهای احمقانه ای که مرتکب شده ای علاقه نداریم، حزب به کردار علاقه ای ندارد. تنها و تنها به اندیشه اهمیت می دهد.

اطاعت کورکورانه حتی تسلیم مذلت بار ما را راضی نمی سازد. ما رافضی را به این دلیل که در مقابل ما مقاومت می کند نمی کشیم. او را به آیین خود در می آوریم ذهن درونی اش را در اختیار می گیریم نه به صورت ظاهری از صمیم قلب و با جان دل هوادارمان می شود. حتی لحظه مرگ هم نمی توانیم اجازه ی انحراف بدهیم. زمانی که کار ما پایان بیابد جز تاسف از کردار خویش و عشق به «ناظر کبیر» بر جای نخواهد ماند.»

موضوع پخش تلویزیونی اعترافات نیروهای منتقد نظام به اولین سالهای انقلاب باز می گردد. اعتراف آجودانهای شاه و نیروهای ساواک. پس از آن آیت الله شریعتمداری به عنوان اولین روحانی ارشد ایرانی مجبور به اعتراف تلویزیونی شد.

در میانه های دهه شصت هم اعترافات مهدی هاشمی در سیمای جمهوری اسلامی پخش شد. این روند همچنان ادامه داشت تا پای روشنفکران نیز به این وادی کشیده شد.

برنامه ی هویت که زیر نظر سعید امامی و با همکاری حسین شریعتمداری ساخته شد یکی از برنامه هایی بود که در جهت خود تخریبی کامل نیروهای دگراندیش گام بر می داشت.

در سالهای بعد عملیات روانی با قتل دگرباشان و دگر اندیشان -موسوم به قتلهای زنجیره ای- شکل تازه ای به خود گرفت و از فاز اعتراف درمانی به قتل درمانی تغییر یافت.

در سالهای اخیر نیز این روند ادامه داشته است. اعترافات علی افشاری، عباس عبدی، حسین قاضیان، سیامک پورزند، رامین جهانبگلو و حتی تنگ نمودن عرصه بر پیرمرد خوشنامی چون عزت الله سحابی تا مجبور به امضای توبه نامه ای علیه فعالیتهای خود شود.

چند ماه پیش بود که فردی با عنوان آیت الله سید محمد حسین کاظمینی بروجردی در رسانه های داخلی و خارجی مطرح شد. ظاهر امر بر این نکته دلالت داشت که او بعلت خوی و رفتارش توانسته بود افراد بسیاری را به عنوان هوادار و جذب نماید. تا جایی که شایع شد در یک مراسم سخنرانی در تهران نزدیک به یکصد هزار نفر حضور یافته اند و این زنگ خطری برای راویان رسمی دین بود که رقیبی تازه یافته بودند. در مقابل فشارهای دادگاه ویژه روحانیت، بروجردی از خود مقاومت نشان داد و مرم بسیاری نیز به حمایت از وی برخواستند. این غائله چهل روزی به طول انجامید تا در اواسط ماه رمضان سال گذشته نیروهای انتظامی با حمله به منزل ایشان و تخریب دیوار خانه های مجاور و با دستگیری صدها نفر از مدافعان آیت الله، ایشان را راهی اوین کرد.

مهندس مهدی بازرگان در آخرین جلسه‌ی دوره‌ی اوّل مجلس شورای اسلامی گفه بود: «… تا دو روز دیگر عمر نخستین مجلس شورای اسلامی که این‌جانب عضو آن بودم و از مزایای این عضویّت، از جمله مصونیّت پارلمانی برخوردار بودم به پایان می‌رسد. از پس‌فردا من نیز مانند بقیّه موکّلینم قابل تعقیب و بازداشت و تأدیب هستم. به همین دلیل نیز با استفاده از فرصتی که رئیس مجلس در اختیار بنده گذاشته‌اند می‌خواهم به اطّلاع برسانم که اگر در روزهای بعد شاهد گردیدید که بنده را بازداشت کردند و بعد با تبلیغات و سر و صدا اعلام نمودند که بنده جهت بعضی توضیحات و روشن نمودن حقایق در تلویزیون ظاهر خواهم شد و در صورتی که دیدید آن شخص حرف‌هایی غیر از سخنان دیروز و امروز می‌زند و مثل طوطی مطالبی را تکرار می‌کند، بدانید و آگاه باشید که آن فرد مهدی بازرگان نیست.»

صدا و سیمای جمهوری اسلامی سال ۱۳۷۵ سلسله برنامه‌هایی با عنوان «هویت» در نقد و حمله به روشنفکران و نویسندگان از شبکه یک سیما پخش کرد. در این برنامه‌ها از اعترافاتی که از سعیدی سیرجانی، عزت الله سحابی، غلامحسین میرزاصالح پخش و تحلیل‌های مورد نظر مقامات دولتی لابلای آن گنجانده می‌شد. گفته شد که این برنامه محصول مشترک صداوسیما و سعید امامی و حسین شریعتمداری (نماینده ولی فقیه و مدیر مسئول فعلی روزنامه کیهان) بوده‌است. پس از رویداد قتل‌های زنجیره‌ای و افشای تخلفات وزارت اطلاعات این برنامه مجددا مورد توجه قرار گرفت. عزت الله سحابی فیلم‌های گرفته شده را پس از ماه‌ها حبس و شکنجه خود و سایر زندانیان دانست. سعیدی سیرجانی در بخشی از این فیلم‌ها رندانه به شکنجه خود اشاره می‌کند: «اونچه که باعث شد من امشب خودم خواهش کنم که بیایند این برنامه را ضبط کنند صحبتی است که از دو روز پیش شروع شده ولی شاید ده دقیقه قبل یک تلنگر سفتی به روح من خورد. می‌خواستم این صحبت را بکنم که این چیزهایی که در طول این مدت من نوشتم، همه رگه‌هایی از لجبازی شدید دارد و شدیدا پشیمانم از این کار.» (هویت موسسه فرهنگی-انتشاراتی حیان، ص ۸۱)

بعدها و پس از نسیمی از آزادی نسبی که در دوران اصلاحات وزید غلامحسین میرزاصالح و عزت الله سحابی و نیز سایر کسانی که در برنامه هویت فیلم‌های اعترافات آن‌ها پخش شده بود فرصتی یافتند تا فاش کنند که چگونه در طول مدت بازداشت‌شان و تحت چه فشارهای جسمی و روحی مجبور به اقرار و سخن گفتن علیه خود شده بودند. بسیاری از کسانی که در بازداشت‌گاه‌های وزارت اطلاعات شروع به اعتراف علیه خود و اعتقادات خود می‌کردند امیدوار بودند به این ترتیب از دست بازجویانی که اختیار جان و مرگ متهمان‌شان را در دست داشتند خلاصی یابند. تقریبا همه کسانی که فیلم و صدا و نوشته‌های اعترافات‌شان در برنامه تلویزیونی هویت پخش شد، آزاد شدند؛ اما علی اکبر سعیدی سیرجانی این بخت را نداشت و در اسارت جان باخت.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: