نگاشته شده توسط: ordoukhani | ژوئن 27, 2009

چه کسانی هزینه مالی این گردهمایی هایی را می پردازند؟

چه کسانی در تظاهرات بروکسل شرکت می کنند؟ و هزینه مالی آن را می پردازند؟

 

چند روز پیش، سه ـ چهارنفر نفر از جوانان هموطن مهمان من بودند، روی صفحه کامپیوتر (مانیتور) دیدیم که یک پلیس با باطون توی سر جوانی در تهران می زند. دختر خانمی که کنار من بود، در حالیکه اشک در چشمانش جمع شده بود، بی اختیار فریاد زد؛ بی شرف چرا می زنی، مگر ایرانی نیستی…؟! و شروع کرد به زار زار گریه کردن.

جوانان ایرانی مقیم بلژیک و کشورهای همسایه (آلمان، فرانسه ، هلند و…) که در این گردهمایی ها شرکت می کنند، کسانی هستند که با تمام وجود درد کسانی که باطون می خورند یا آنهایی که لباس شخصی ها به خانه هایشان ریخته، و درد آنهایی که دستگیر یا زخمی می شوند و…را در وجود خود احساس کرده و اشک می ریزند. اینها به هیچ گروه و گروهکی وابسته نیستند. به هیچ وجه و هیچ زمان در تظاهرات آنان شرکت نمی کنند و تنها و تنها به خاطر همدردی و همبستگی با ملت ایران، جلوی سفارت ایران، یا پارلمان اروپایی جمع می شوند، تا با فریادشان، صدای ملت ایران را به گوش جهانیان برسانند. و به مردم ایران هم بگویند، شما تنها نیستید.

علاوه بر جوانان، زنان و مرداان مسن هم زیادند. خیلی از بانوان جوان با کالسکه ای که درون آن نوزادی خوابیده، همراه با همسرانشان که بچه دو ــ سه ساله بر دوش دارند، در بین تظاهر کنندگان دیده می شوند.

 چه کسانی هزینه مالی این گردهمایی هایی را می پردازند؟

 دوستانی که تعدادشان از شمار دو دست بیشتر نمی شود، مجریان این گردهمایی ها هستند، وقت و نیرویشان را برای این کار می گذارند. این دوستان علاوه بر کمک مالی، زمانی که سرگرم برنامه ریزی تظاهرات ها هستند، از کار و زندگیشان عقب می مانند. اینها کسانی هستند که اگر یک ماه کار نکنند، دچار مشکلات مالی و خانوادگی بسیاری می شوند.

در بلژیک (و در سایر کشورهای اروپایی) تعداد زیادی ایرانی تاجر، پزشک و … هستند که وضع مالی بسیار خوبی دارند، و در گفته هایشان هم کاسه داغ تر از آش هستند. (خیر سرشان) با دلسوزی فراوان مرتب صحبت از وضع خراب ایران می کنند، ولی حاضر به پرداخت یک سانتیم نیستند!

من در برخوردم با این اشخاص، پس از شنیدن دلسوزی هایشان، آنچه نمی خواهم اینجا بنویسم (چون بی ادبی می شود) به آنها می گویم. ولی پاسخ آنها خنده است و مغلطه، و در دل می گویند: چقدر تو خری! 

در پایان از پلیس بروکسل  که با نهایت ادب و اخترام ما را همراهی می کردند،سپاسگزازای کنم، و امیدوارم روزی پلیس ایران نیز، چنین به آزادی و حقوق شهروندی مردم احترام بگذارد. 

6 تیر 1388 ــ 27 ژوییه 2009 بروکسل ــ اردوخانی

Advertisements

Responses

  1. به امید آن روز که ایران هم طعم آبادی و آزادی را بچشد!
    مرسی

  2. ملت معصوم ایران ثابت کردند که از اعماق وجودشان به دموکراسی اعتقاد دارند و در برابر گلوله حتی شعار هم ندادند و از تنها اسلحه شان که زبانشان است استفاده نکردند و این نشان از تمدن و فرهنگ این ملت است ، ایرانی هر جای این دنیا قلبش برای هم میهنانش و کشورش می تپد ، بعد از انتخابات22خرداد88 نکاتی به اثبات رسید که در تاریخ ملت بزرگ و متمدن ایران ثبت شد.

  3. چه نکته بجایی را نوشته ای


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: