نگاشته شده توسط: ordoukhani | دسامبر 4, 2008

آدم باید غیرت داشته باشه!

آدم باید غیرت داشته باشه!

ما ملت بی غیرتی هستیم، هرچی به سرمون میاد از بی غیرتی ماست! مرد باید غیرت داشته باشه! البته من غلط بکنم به خودم اجازه بدم چنین حرفی بزنم. این حرف را حاج ابراهیم می‌زد، در حالیکه زن و دختر پسرش به او می خندند.

 حاج ابراهیم یک سگ آلمانی داشت به اسم «شیرنژاد» کسی جرات نداشت به این سگ نزدیک شود. نه از ترس سگ، اتفاقا سگ بیچاره خیلی مهربان بود، برای همه دم تکان می‌داد، خیلی دلش می خواست همه دست به سر و گوشش بکشند، ولی به محض اینکه سگ دم برای کسی تکان می داد و به طرفش می رفت، حاج ابراهیم داد میزد: شیرنژاد خجالت بکش بیا اینجا! سگ بیچاره می رفت کنار حاجی و آهسته زوزه می کشید.

حاجی و زنش توی دو تا اتاق، از هم جدا می خوابیدن، آخر سکینه خانم حاضر نبود در یک اتاق با یک سگ بخوابد.

سکینه خانم می گفت: ما یک گربه داشتیم، گاهی می‌امد رو تخت دم پای ما می خوابید. حاجی چشم دیدن این گربه رو نداشت. می گفت: گربه وفا و غیرت نداره. این سگ آلمانی غیرت داره! حالا با این سگ توی یک اتاق می خوابه. من نمی گم سگ نجس است، سگ هم حیوان خداست. وقتی حاجی می ره ایران خودم بهش غذا می دم، حتی مریض بود بردمش دامپزشک. البته به سفارش حاجی دامپزشک زن. در صورتیکه خودم و دخترم پیش پزشک مرد می‌رویم. ولی آدمی گفتن، سگی گفتن!

سه چهار سال این سگ خانه حاجی بود. تا اینکه آخرین بار که خانه حاجی رفتم سگ را ندیدم. پرسیدم: حاجی شیر نژاد کجاست؟ حاجی با عصبانیت گفت: جنده شد! آدم اگر یک جو غیرت داشته باشه با یک جنده زندگی نمی کنه، حتی اگه سگ باشه، بردم ولش کردم. گفتم حاجی سگ که جنده نمیشه؟! حاجی گفت: چطور جنده نمی‌شه؟! نمی دانم چطور شد، در خانه باز بود، من نفهمیدم آز خانه بیرون رفت. یک هفته تمام هر چی دنبالش گشتم پیداش نکردم، تا اینکه خودش آمد. سه-چهار ماه بعد هفت توله زایید، هر کدوم شان یک رنگ، معلوم نبود چند تا سگ نرّ ِخر را روی خودش کشیده! نتوانستم تحمل کنم، بردم‌شان دویست-سیصد کیلومتری دورتر، انداختم شان توی یک چاله و بر گشتم.

این حرف را حاجی در حالی می‌زد، که زن و پسر و دخترش، اشک در چشم به ریش حاجی می خندیدند.  

14 آذر 1387 ــ 4 دسامبر 2008 بروکسل       

Advertisements

Responses

  1. آدم با غیرت زیاددیدم ولی مثل حاجی شما ندیدیم بیچاره شیرنزاد.

  2. سلام
    داستان جالبی بود پر از تضاد وتناقض در کنار هم به هم پیچیده شده بودند که غیرت خیلی ها را به تصویر بکشد غیرتی که حقیقتا شاید تعصب خشک وکورکورانه باشد
    بسیار پرمعنی ونغز بود

  3. این هم جالب بود تعریف غیرت از دیدگاه مرد ایرانی شنیدن دارد
    چه لطفی کردین. امروز از دکتر که آمدم خونه. دیدم بسته ای دارم. خیلی خوشحال شدم. ممنون. کتاب دستم رسید سر فرصت می خوانمش.

  4. با سلام خدمت شما دوست عزیز؛
    یک سرویس جدید و پرقدرت وبلاگ نویسی در افغانستان جدیدا شروع به کار کرد. ثبت نام آغاز شده است.
    آدرس: http://www.Blog.af

  5. مگه سگ ها دل ندارن. اين حاجي كه شما تشريحش كردين دقيقا مدل مرد ايرانيه.هر چي دلش بخواد تميزه و هر كجا دلش بخواد رگ غيرتش بلند ميشه.ولي نه همه جا.

    زت زياد.

  6. تکبیر..!

  7. شروع به خواندن دو پای چوبی در دادگاه… کرده ام تا هفتاد و چندی…
    کاش تاریخ نگار روزنامه جهان را آخر کتاب یک بخش جداگانه می نوشتین هر چند خود من در رمان بگذار برایت گریه کنم این کار را نکرده ام یک نوع تاریخ نگاره در باره جنگ ایران و عراق نوشته ام… البته این رمان هنوز زیر چاپ نرفته.
    می دونین خوندن این چیزها و شناختن رضاشاه و پسرش و خصوصیات خصوصی شان برایم همیشه جالب بوده… مال اندوز بودن رضاشاه با زندگی سختی که داشته و ترس از نداری و فقر آن هم وقتی برای لقمه ای نان ان هم از جانب ناپدری تحقیر شدن البته قابل درک است. کاملا موافقم که بعضی ها سواد دارن و برخی دیگر بینش و کمتر کسی این دو را با هم دارن.
    القصه بی شیله پیله خاطرات خودتان را در کنار خاطرات مرحوم جهان زاده نوشته این. بعضی وقتا بسیار چسبناک و جذاب می شود و در جاهایی احتیاج به ویرایش دارد و شاید اگر من بودم به تنوع سلیقه جور دیگری می نوشتم…
    راستش سوال دیگری از شما داشتم…
    جوانی است که دارد دیپلمش را می گیرد. هم درس می خواند و هم کار می کند چون پدر و مادر ندارد. از قرار یک بار تا یونان امده که پناهنده شود ولی دپورت شده گمانم بعد از دستگیرشدن.
    دوست ندارد در ایران زندگی کند و سختنش می باشد دلبستگی پایبندی هم ندارد
    بنظر شما چطوری می شود به ایشان کمک کرد هرچند خودم برایش نوشته ام که در دانمارک نه خبری هست و نه امکان امدن و حتا ازدواج با یکی.
    ملاحظه می فرمایین سر جوون های ما چی اورده ان. همه شون فکر می کنن فرار تنها راه خوشبختی است چطوری می شود به اینها حالی کرد که اینجا خبری نیس.

  8. سلام
    ببخشید که دیر به دیر سر می زنم. تمام پستهای جدبد و حوندم . یکی از یکی آموزنده تر. مخصوصا قمارباز. این یکیم که خیلی رو عصاب بود. حتما شیر نژادم باید مثل آخو…ها اول صیغه می کرد بعد….. ای بابا

  9. با عرض سلام
    با تشکر فراوان از وبلاگ پرمحتوایتان امیدوارم در تمام مراحل زندگی موفق باشید .
    خوشحال می شویم از وبلاگ ما هم دیدن فرمایید . در صورت امکان اشعار خوبتان را برای من بفرستید .
    Mortazanavid.blogfa.com


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: