نگاشته شده توسط: ordoukhani | اوت 30, 2008

شهر ما…!

شهر ما

 شهر ما، شهر کوران است، کورانِ کر،
به جای عصای سپید،
گرز خونینی در یک  دست،
گرگ درنده ای، به قلاده کشیده در دست دگر.

بینایان دست کوتاهِ دست بسته،
آنچه می بینند فریاد می کنند.
آنچه که می شنوند ، باز می‌گویند.
ناله ای سر می‌دهند،
سزای ایشان ، چماق است و دندان گرگ درنده.

 شگفتا، بینایان دست کوتاهِ دست بسته،
فریاد کنان و ناله کنان هم
تازه که به دوران می‌رسند،
آنچه می دیدند و می شنیدند، فراموش می کنند،
 کور و کر می شوند،
گرزی  در یک  دست می‌گیرند،
قلاده گرگ های درنده در دست دگر.

۹ شهریور ۱۳۸۷ ــ ۳۰ اوت ۲۰۰۸ بروکسل

 

Advertisements

Responses

  1. سلام دوست مهربونم ممنونم که بهم سرزدی اون غلط جمله ای رو تصحیح کردم.

  2. سلام استاد !
    امیدوارم زود زود یه بچه تپل سالم به دنیا بیاد.

  3. سلام استاد!

    خیلی تلخ بود
    به امید دیدن شهری شیرین تر…

  4. سلام اولین باره که به وبلاگ شما سر زدم . از وبلاگ بدپیله برش داشتم . راستش قبل از این متن تونو بخونم اول شرح حالی که زیرعکستون زدید را خوندم . من هم خیلی وقته که سعی می کنم آدما را بخاطر آدم بودنشون بپذیرم نه به خاطر مقامشون. من هم خیلی وقته که دارم مبارزه میکنم . با ریاکاری با حسادت با دروغ با نقش بازی کردن ولی نمی دونم تو این نبرد نا برابر برنده بشم یانه .

  5. سلام
    با طنز در مطبوعات به روزم

  6. به نظر من نوشتن متون تلخ و طنز از اوضاع تلخ کشور کلید حل مسئله نیست. خود منم یه متن تقریبا طنز نوشته بودم. ولی الان به این نتیجه رسیدم که بدرد نمی خوره. فقط برای چند لحظه همه داغ می شیم. عصبی می شیم. ولی دستمون که به جایی بند نیست. شعر شما بسیار زیبا بود و به بهترین نحو ممکن باز گو کننده ی قسمت کوچیکی از مشکلات ما بود. تا ما مردم آگاه نشیم یا بهتر بگم نخوایم آگاه بشیم مشکل ادامه داره. من یه کم تند روی کردم ببخشید. ولی احساس می کردم که باید با شما در این باره درد و دل می کردم. آنچه به جایی نرسد فریاد است…

  7. سلام مرد میدان ابولفضل ار دو خانی عزیز!
    با شوخی ها وجدی بودن هایت چه نازی عزیزم قربانت!
    بت زنگ میزنم همین حال افسوس ناوقت شب وساعت 5 ضبح را نشان میدهد شاید خواب باشی ورنه مزاهم میشدم اگر زنگ زدم نمبر راهم درپیام گیر خواهی گرفت.
    نوشته هایت زیبا یند بیشتر از تومی خواهم بدانم میتوانی بیا طرفای ما چیزی اگر نباشد صفای هست عزیز خوبم.
    بدنیای که رندانش عصای کور میدزدند
    من از خوشبا وری اینجا محبت جستجو دارم
    شنیده بودم که توبه باید کشید و دوری کرد از گرفتن آدم کور و زدن کر.
    آری گاه ما دربین کورا وکران زیست داریم گاه هر قدر که کرت بزند وفر یاد بر آری نمیشنود پس همان زدن ها با داغون کردنهاوفریاد کشیدن هاست که تحملش حو صله کار دارد.
    کور اگر بگیرد چون چشم ندارد همان نا امیدی اش را برای گرفتن دوباره به خیال آورده وهر گز رها نمیکند نوشته ای زیبایت بر همین منوال میچرخد عزیزم پس باید در مبارزه گام بر داشت ونا اهلان را گرگ درندهء خواند که.
    ترحم بر پلنگی تیز دندان
    ستم گاری بود بر گو سفندان
    خیلی دوست دارم با تو باشم عزیز خوبم امید روزی میسر شود تو یا من یکی از ما خواهد رسیدیم همین جاست که کوه به کوه نمیرسد وانسان به انسان میرسد قربانت ناز خوبم . حضرت ظریفی

  8. سلام خیلی زیبا بود. به قولی گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ی ماست آنچه البته به جائی نرسد فریاد است . شاید کوران و کران ما هم وقتی ناله ی شان به جائی نرسیده کر شدند و کور.

  9. سلام استاد گلم!
    خوب و سبزید؟
    نمیدونید چقدر خوشحالم کردید که خوندینم
    یه دنیا ستاره ریختید تو قلبم

    برام دعا کنید که مثه همون صخره ای که میگید باشم
    من دارم با «کلونتچه » زندگی میکنم … زندگی… واقعا» دستتون درد نکنه… عالیه … عالی…چی بگم؟؟؟… فقط خدارو شکر میکنم که دوست و استاد و پدر خوبی چون شما رو به عنوان راهنما دارم
    هر جای دنیا که باشید براتون آرزوی پیروزی وسلامتی دارم
    خیلی گلید … خیلی… و همونطور که تو کتابتون نوشتید که نقد پذیر هستید واقعا» در عمل هم ثابت کردید… بهتون افتخار میکنم… کاش ایرون بودید … کاش …
    ولی بهر حال تو قلب تک تک ما بچه هاتون … خواننده هاتون … دوستاتون هستید…پس جای دوری نیستید .. همین جائید… کنار همه مون…

    کامیاب باشید و سرافراز
    مهرتون پاینده

  10. سلام همشهری این شهر شما خیلی شهر مایه.از بیخ خرابه کاریش هم نمیشه کرد.

    در مورد کچلی هم گفتین.چند روزی میشه کله ام رو تیغ انداختم.کچلی هم عالمی داره.

    زت زیاد حاجی .فکر کنم فهمیده باشین کی هستم؟!

  11. پاسخ به دوست قدیمی! پیری هزار درد بی درمان، از جمله فراموشی، هرچه به مخ ناتوان ام فشار آوردم نتوانستم درک کنم ،این دوست قدیمی کسیت، البته واضح و مبرهن است که به چند نفر فکر کردم، که شاید تو هیچ کدام از انها نباشی. به هر حال ! شادو تندرست و شوخ سر حال باشی. اردوخانی بروکسل

  12. سلام حاجی.بابا لوتی کی به شما لقب حاجی رو داد.اون ورا شوالیه میگن این ور حاجی.راستیاتش هم وبلاگ بلاگفا و بلاگ اسپاتم فیلتره ولی من پوست کلفت تر از اینا هستم فکر کنم لینک های قبلی منو پاک کردین.به هر حال ما هنوز زنده ایم.
    با وبلاگ جدید بفرما نئشه

    امیدوارم یکی از مواردی که شک کرده بودین من بوده باشم.
    فعلا. زت زیاد حاجی اردو.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: