نگاشته شده توسط: ordoukhani | آوریل 29, 2008

شرمی ز دیوانگی ندارم !

 شرمی ز دیوانگی ندارم !

24 آوریل به دعوت دوست ارجمندم ناصر زراعتی به گوتنبرگ ( سوید) رفتم. شب هم در نشست فرهنگسرای اندیشه، هنر و ادبیات گوتنبرگ ، که با زحمت دوست ارجمند دیگرم  جواهری برپا شده بود برای عده ای از دوستان، برخی از داستان هایم را خواندم.
            ناصر زراعتی؛ مردی بزگ در کتابفروشی کوچک
 روز بعد در کتابخانه ناصر زراعتی بودم که ساختمانی توجهم را جلب کرد.


روبروی این کتابخانه کلیسای پروتستان بسیار زیبا و معروفی به نام اسکار فردریک ( بنا شده در سال 1893 به نام شاه اسکار فردریک دوم) که بر روی سخره ای قرار دارد، جسمم روانم به درون این      کلیسا کشیده می شد. به کلیسا رفتم، هیچ کس به جز من در آنجا نبود.  
                     نمای بیرونی کلیسای اسکار فردردیک دوم
ساعتی نشستم و گوشه کنار درو دیوار سقف کلیسا را تماشا کردم. یکباره احساس کردم محتاج بوسیدن انسانی به عنوان زیباترین ،کاملترین و بهترین نشان از خدا هستم.  دریغا که تنها بودم. از کلیسا خارج شدم . روبروی آن چشمم به دفتر و کتابخانه کلیسا افتاد. رفتم زنگ دفتر را زدم و گفتم می خواهم پدر روحانی را ببینم.


انتطار داشتم مردی بین سی تا هشتاد ، نود سال را ببینم. ولی خانم جوان زیبایی آمد و گفت: من پاستور( ترجمه می کنم پیش نماز، یا واعظ ، نمیدانم این ترجمه درست است یا نه) این کلیسا هستم.
                           من و واعظ کلیسا
 با خنده و کمی شرم گفتم من نامم اردوخانی است، ایرانی هستم ، نویسنده ام. نویسندگان خیال پرداز و دیوانه اند، در بروکسل زندگی می کنم. مسیحی هم نیستم، مسلمان زاده ام ،و آرزویم را برایش گفتم، و  افزودم ، اگر همسر شما، یا پدرتان ، یا هرکس دیگری بود ، این خواهش را از او می کردم. او هم گفت: هیچ اشکالی ندارد . با هم به درون کلیسا رفتیم. پیشانی اش را مقدسانه در مکانی مقدس بوسیدم. اگر بگویید دیوانه ای، شرمی ز دیوانگی ندارم.

Advertisements

Responses

  1. دیوانه منم که خر ندارم… از وجود پاستو خبر ندارم

  2. منظورم همون پاستوره

  3. سلام
    دوست دارم شما را حاجی جون صدا کنم البته اگه ناراحت نمی شین من که خودم دارم از طرف دانشگاه امسال می روم مکه.. بماند
    دوست دارم به این موضوع خارج از شوخی نگاه نکنم
    حاجی جون این بوسیدن شما به نظر من به مثابه همان حس نویسندگی است که برای لحظه از درون اتان غلیان می کند که اگر سدی جلویش را بگیرد خود را به عناوین مختلف برورز می دهد چه بسا در غالب گریه درست است 22 بهار از عمرم میس گذرد اما می دانم کی دل حرف می زند که هوس شما در لحظه سرشار بودید از یک احساس پاک در جایی مقدس و شما…
    قربان شما
    میرزای ایرانی

  4. سلام اردوخانی همیشه دوست داشتنی
    ممنونم که به من سر می زنید و دلگرمم می کنید
    راستی چرا به وبلاگ ترجمه ی من نمیاین؟
    داستان ها و شعرهای قشنگی از دوستان اونجا هست
    اگه دوست داشتین

  5. راستی این عکس پایین واقعا فوقالعاده است
    دوست دارم یه دختر مثل همینی که تو عکسه داشته باشم

  6. سلام

    ممنون که بانوی کویر را فرا موش نمی کنید.

    اول: فتبارک ا…احسن الخالقین

    دوم: مقصود من از کعبه وبتخانه تویی تو

    زیبا بود.من هم به روزم.

  7. سلام
    باز ببخشید مزاحم شدم
    من اگر بخواهم کتاب های شما را تهیه کنم چگونه می شود
    لطفا مرا راهنمایی کنید

  8. فتبارک الله احسن الخالقین
    واقعاً عجب آخوند خوشگلی . راستی چرا این آخوندها و کشیش ها اینقدر بد سلیقه اند و این خوشگلا رو برای پند و اندز مردم جلو نمی فرستند ؟ چون میدونی اگه این ها بیایند و مردم رو موعضه کنند کلی مردم به راه راست کشیده می شند .
    راستش کاشکی من جات بودم برا بوسیدن این پری روی آسمانی که نماینده واقعی خداست بر روی زمین .

  9. مهربانی را وقتی دیدم

    که کودکی خورشید را

    در دفتر نقاشیش سیاه کشید تا پدر

    کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد.

    روز کارگر مبارک

    فرزاد کمانگر در یک قدمی اعدام است با یک ایمیل از او

    حمایت کنید تا در شادی آزادی و زندگی دوباره او

    سهیم باشید . فرزاد و فرزاد ها رو فراموش نکنید

    عمو جون بزنم به تخته چاق شدی ها !!! مواظب خودت باش . به سلامتیت اهمیت بده . دوستت دارم که میگم . عمو باری فرزاد ایمیل بده باشه ؟ می بوسمت

  10. سلام
    خوش به حالتون که از این آخوندهای خوشگل نصیبتان میشه ما اگر بخوایم نماینده ای را ببوسیم اصلا به صورتش نمیرسیم مگر اینکه ریشش را بتراشیم
    اگر خدا قسمت کنه و بیایم اونجا برای سعادت هم که شده باید این نماینده زیبای خدا را زیارت کنیم
    ممنون سر زدین من بروزم با گل آقای ایران

  11. سلام
    دوست عزیز برای مدتی نیستم ولی هر لحظه به نت بیام بهتون سر میزنم
    انشاالله همیشه این پری رویان قسمتتان بشه

  12. سلام
    «رابطه سکس و سیاست»
    تاحالا فکرش را کرده اید که بین سکس و سیاست چه ارتباطی وجود دارد من که فکرش را کردم و به مخم فشار آوردم و این ارتباط را از ذهنم متراوش کردم
    می دونم بخونی روشن می شی اما حواست باشه داغ نشی
    منتظرت هستم راستی حواست باشه آب از لب و لوچه ات آویزان نشود سعی کن جنبه داشته باشی
    منتظرت هستم
    قربان شما
    میرزای ایرانی مفسر مسائل سکسی سیاسی

  13. بزرگوار سلام
    بی تعارف بگم :
    این یکی از بهترین پستهایی بود که تا حالا توی این وبلاگ به دلم نشسته بود
    چون به نظرم کاملا از ته دل و از سر اخلاص بیان شده بود
    نه اینکه خدای نکرده بگم بقیه از سر اخلاص نبوده
    اصلا همچون جسارتی نمی کنم
    ولی این یکی یه جورهایی بیشتر به دلم نشست
    ممنون بخاطر نوشته زیبایت
    بیا و منو اهلی کن دوست عزیز ( قسمت آخر )

  14. هم شما با مرام هستید وهم ایشان بسیار محترم و بادرک بوده اند.

  15. سلام. آقای زراعتی در دانشگاه استاد ما بود. البته چون شما تصمیم دارید آدم بی تعارفی باشید من هم بگویم که از تدریسش راضی نبودیم (نبودم). در هر حال سلام مرا به ایشان برسانید.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: