نگاشته شده توسط: ordoukhani | آوریل 12, 2008

خرد شده!

خرد شده!

 

خرد شده، وقتی به خود آمد،

به زمان گذشته خود اندیشید،

خرده های خود را دید،

خرده های  پراکنده شده،

چندی واژه ها بر خرده ها محو شده،

 

خرد شده، وقتی به خود امد،

به خود اندیشید،

خرده های خویش کنار هم گذاشت،

آرام ، واژه ها را خواند،

از نو، خود را ساخت،

واژه ها را به داستان ها آورد.

 

خواندند وخندیدند و گریستند،

بر این خرد شده.

 

24 فروردین 1387 ــ 12 آوریل 2008 ــ بروکسل


Responses

  1. با سلام
    با مطلب ‹‹ احمدي نژاد و مهندسي فردا›› به روزم.

  2. خرد و خراب و خسته هم باشند زیبایند
    چشمان تو ویرانه های تخت جمشیدند.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: